در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته بخش کوچکتر و کمآب این دریاچه در ایران است و بخش بزرگتر و پرآب آن در افغانستان قرار دارد.
در گذشتههای دور دریاچه هامون، بسیار بزرگ و پرآب بوده است. پس از خشکسالیها و تقسیمبندیهای کشورها و نرسیدن آب به مرزهای ایران به مرور قسمتهای وسیعی از آن خشک شده است و اکنون به 4 دریاچه مجزا تقسیم شده است؛ دریاچه هامون صابری یا سیستان، دریاچه هامون پوزک ایران، دریاچه هامون هیرمند و دریاچه هامون پوزک افغانستان که بخش کوچکی از آن نیز در ایران واقع شده است.
منبع اصلی تامین آب هامون صابری، رود هیرمند افغانستان و آب رودهای کوچک فصلی است.
یادتان باشد که برای رسیدن به دریاچه باید از جاده اصلی حدود ۲ کیلومتر در یک خاکی نامناسب جلو رفت.
وقتی به هامون میرسید، در گوشه جنوب غربی دریاچه و در کنار جاده دسترسی نهبندان به زابل، میل نادر که از زمان نادرشاه افشار به جامانده توجه شما را به خود جلب میکند. بقایای گمرک بلژیکیها را هم میتوانید در جنوب غربی دریاچه هامون صابری و در میانه راه میل نادر به چاه خرما مشاهده کنید.
آنچه از کاروانسرای فرنگی بر جای مانده نیز در غرب دریاچه هامون جا خوش کرده است. بازارچهای هم در کنار کاروانسرای فرنگی قرار داشته که بقایای آن را هم امروز میتوان دید.
این بناهای نیمهکاره باقی مانده از تاریخ، نشان از اهمیت منطقه و رونق اقتصادی در گذشتههای نه چندان دور دارد.
با این توصیف و با آن سابقه، اما این روزها که به هامون بروید، تعجب خواهید کرد اگر بشنوید روزی قایقها در این دریاچه رفت و آمد و برو و بیایی داشتهاند و مسافرانی منتظر بودهاند تا قایقی خالی از راه برسد و آنها و بار و بنه شان را به آن سوی آب ببرد.
حالا وقتی در کنار هامون صابری میایستی با دشتی وسیع و پست روبرو هستی که تا دوردستها ادامه دارد.
سکوت و تنهایی هامون را زمانی میتوانی درک کنی که در آغوشش قرار بگیری
مثل خیلی از دوستان و هموطنان، دیدار از دریاچه هامون یکی از آرزوهای من بود. جایی که تصور میکردم زمانی که به آن برسم دیگر خیلی دیر شده باشد و به جای دریاچه با کویری خشکیده و بیآب مواجه شوم.
به همین دلیل در طول مسیر رسیدن به دریاچه، مرتب منطقه را با نقشه تطبیق میدادم و میدیدم که طبق نقشه باید درون آب باشیم، اما هنوز در خشکی سوار بر ماشین بودیم!
البته با توجه به شنیدهها و اخبار متفاوتی که از هامون رسیده و شنیده بودم، چندان امیدی به دیدن آب در هامون نداشتم، اما خوشبختانه این تصور صحیح نبود و قدری زودتر از تصورم به آب رسیدیم.
به هر حال، آن روز که ما کنار هامون بودیم، شانس همراهمان بود؛ چرا که دیدن دو دسته پلیکان و یک دسته فلامینگوی در حال پرواز روی دریاچه، بسیار دیدنی و عجیب و در عین حال امیدوارکننده بود و همه همراهان را بر سر ذوق آورد، اما تصور پرندگان فراوان در حال پرواز روی دریاچه و مردمانی که زمانی سوار بر توتن به دنبال روزی خود از هامون دست و دلباز بودند، دنیایی از حسرت و افسوس به دنبال دارد.
شب قبل و در طول مسیر، صحبتهای زیادی در مورد علل خشک شدن دریاچه هامون و وضعیت فعلی آن میان دوستان رد و بدل شد که از آن جمله میتوان به سد کجکی و سد کمان خان روی هیرمند در افغانستان، کمشدن بارندگیها و... اشاره کرد.
اما عدم پایبندی افغانستان به توافق سال ۱۳۵۱ بین ایران و افغانستان درباره سهم آب ایران از رود هیرمند، مهمترین عامل وضعیت کنونی دریاچه هامون است.
حالا که تصمیم دارم از لحظه رسیدن و دیدن هامون بگویم، از دقایق و ساعاتی که در کنارش آرام قدم میزدم، میبینم از آن همه هیجانی که وجودم را فرا گرفته بود، هیچ حس قابل انتقالی برای نوشتن وجود ندارد. حالا که میخواهم بنویسم، فقط میتوانم بگویم که سکوت و تنهایی هامون را زمانی میتوانی درک کنی که در آغوشش قرار بگیری.
هامون را نمیتوان نوشت؛ هامون را باید دید و احساسش کرد و شاید این چند کلمه فقط ترغیبی در تو برانگیزد که راهی شوی، بروی و آن را لمس کنی؛ اگر چنین شود من کار خود را کردهام.
محمد گائینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: