سر دلبران در حدیث دلبران

بیست‌و‌دومین سالگرد ارتحال آن پیر سفر کرده رسیده و همچنان سخن گفتن درباره او وظیفه است و ضروری. آنچه گفته شده تکرارش ملال‌آور نیست و ناگفته‌ها نیز بسیار است.
کد خبر: ۴۰۶۸۹۳

امام را از زبان‌ها و دیدهای مختلف می‌توان دید و اوصافش را شنید اما کدام چشم و کدام زبان می‌تواند ابعاد کلان سیاسی و اجتماعی آن شخصیت عظیم را بهتر و دقیق‌تر تبیین کند. گفته‌اند:

خوشتر آن باشد که سردلبران‌

گفته آید در حدیث دیگران

ما هم اینجا سردلبر خود را در حدیث دیگری می‌جوییم اما دیگری که خودش نیز دلبر است و در جایگاه همان دلبر نشسته، ویژگی‌ها و شاخص‌های امام راحل را از زبان جانشین امام پی می‌گیریم.

1ـ اسلام ناب محمدی (ص)

«اسلام ناب محمدی» در مقابل «اسلام آمریکایی» دو واژه‌ای بود که مثل صدها واژه دیگر توسط بنیانگذار انقلاب اسلامی، وارد ادبیات سیاسی ایران و حتی مسلمانان شد. رهبر فرزانه انقلاب در این باره چنین می‌فرمایند: «اولین و اصلی ترین نقطه در مبانی امام و نظرات امام، مساله اسلام ناب محمدی است» ایشان سپس اسلام ناب محمدی را این گونه تعریف می‌کنند: «... یعنی اسلام ظلم‌ستیز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنجدیدگان و مستضعفان.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه همین سخنان اسلام آمریکایی را چنین تبیین می‌کنند: «اسلام آمریکایی یعنی اسلام تشریفاتی، اسلام بی‌تفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زیاده‌خواهی، اسلام بی‌تفاوت در مقابل دست‌اندازی به حقوق مظلومان، اسلام کمک به زورگویان، اسلام کمک به اقویا، اسلامی که با همه اینها می‌سازد.»

2 ـ مکتب، معیار جاذبه و دافعه

[شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی (ع)، انسان‌ها را از نظر جاذبه و دافعه به چهار گروه تقسیم می‌کند. انسان‌هایی که نه جاذبه دارند و نه دافعه، مردمی که جاذبه دارند اما دافعه ندارند، مردمی که دافعه دارند ولی جاذبه ندارند و مردمی که هم جاذبه دارند و هم دافعه.]

در وهله اول باید گفت: داشتن دو نیروی جاذبه و دافعه از جمله ویژگی‌های انسان‌های متعادل است اما این‌که معیار جاذبه و دافعه چیست بسیار مهم است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ابتدا در این باره می‌گویند: «انسان‌های بزرگ، جاذبه شان یک طیف وسیعی را به وجود می‌آورد؛ دافعه آنها هم همین‌طور، یک طیف عظیمی را به وجود می‌آورد. جاذبه و دافعه امام تماشایی است.»

و سپس مکتب را معیار این جاذبه و دافعه معرفی می‌کنند: «آنچه که مبنا و معیار جاذبه امام و دافعه امام بود، باز مکتب بود، اسلام بود... امام اینجوری بود؛ دشمنی شخصی با کسی نداشت. اگر کدورت‌های شخصی‌ای هم بود، امام زیر پا می‌گذاشت؛ اما دشمنی به خاطر مکتب، برای امام بسیار جدی بود.» رهبر معظم انقلاب اسلامی در ادامه کمونیست‌ها، لیبرال مسلک‌ها و دلباختگان به نظام‌های غربی و فرهنگ غرب و مرتجعین را از جمله گروه‌هایی معرفی می‌کنند که امام آنها را دفع می‌کرد و سپس می‌فرمایند: «تولّی و تبرّی در عرصه سیاست هم باید تابع تفکر و فکر و مبانی اسلامی و مذهبی باشد... نمی‌شود با هر کس و ناکسی ائتلاف کرد.»

3ـ پیوند عمیق معنویت و سیاست

عدم جدایی دین از سیاست از مهم‌ترین ویژگی‌ها و شاخص‌های مکتب سیاسی امام خمینی (ره) است. دین ابعاد مختلف اعتقادی، رفتاری و اخلاقی دارد و انسانی که دین را از سیاست جدا نمی‌داند در سیاست، مبانی فکری و اعتقادی اسلام، احکام اسلام و اخلاق اسلامی را همواره مد نظر دارد و بدون آنها سیاست‌ورزی نمی‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره چنین می‌فرمایند: «در مکتب سیاسی امام، معنویت با سیاست در هم تنیده است. در مکتب سیاسی امام، معنویت از سیاست جدا نیست، سیاست و عرفان، سیاست و اخلاق. امام که تجسم مکتب سیاسی خود بود... همین را دنبال می‌کرد؛ حتی در مبارزات سیاسی، کانون اصلی در رفتار امام، معنویت او بود» ایشان در جای دیگری در این باره چنین می‌فرمایند: «امام در تصمیم گیری‌های خود، در تدابیر خود، محاسبات معنوی را در درجه اول قرار می‌داد. یعنی چه؟ یعنی انسان برای هر کاری که می‌خواهد بکند، در درجه اول هدفش کسب رضای الهی باشد؛ کسب پیروزی نباشد، به دست گرفتن قدرت نباشد، کسب وجاهت پیش زید و عمر نباشد.»

4ـ توجه به نقش مردم

نقش مردم در نظام‌های سیاسی از جمله مناقشات فکری و عملی در گذشته و حال بوده است. نظام‌های غربی مدعی توجه به این جایگاه هستند و ظاهرا ساز و کارهایی مثل انتخابات را برای این توجه طراحی کرده‌اند؛ هر چند منتقدین این نظام‌ها بر این باورند که مردم در نظام‌های غربی کمترین جایگاه را دارند و این مشارکت صوری و سازماندهی شده است.

برخی جریان‌های سیاسی پس از انقلاب نیز همواره سعی کرده‌اند خود را طرفدار نقش مردم و جناح مقابل را بی‌اعتقاد به این جایگاه معرفی کنند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره امام و مردم چنین می‌فرمایند: «یکی دیگر از خطوط اصلی خط امام، نقش مردم است؛ هم در انتخابات که امام در این کار واقعا یک حرکت عظیمی انجام داد، هم در غیر انتخابات در مسائل گوناگون اجتماعی.»

5 ـ جهانی دانستن انقلاب اسلامی

نگاه اسلام، نگاه جغرافیایی یا قبیله‌ای و قومی نیست. نگاه اسلام نگاهی انسانی و جهانشمول است و ارزش‌های اسلامی متناسب با اقتضائات زمان و مکان در هر جایی امکان تحقق دارد. بر همین اساس صدور انقلاب اسلامی از شعارهای اولیه انقلاب اسلامی ایران بود. از جمله جهتگیری‌های کلان امام راحل، رفع فتنه از عالم بود. امام خمینی جهانی شدن انقلاب را در وصیت‌نامه خود نیز مورد توجه قرار داده‌اند.

آنچه در گذشته در کشورهایی مانند فلسطین، لبنان، ترکیه و سودان رخ داد و آنچه این روزها در کشورهای منطقه از مصر گرفته تا بحرین در حال رخ دادن است، تحقق این وعده الهی است که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیز بر آن تأکید می‌ورزید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «یک نقطه دیگر از نقاط روشن خط امام، جهانی بودن نهضت است. امام نهضت را جهانی می‌دانستند و این انقلاب را متعلق به همه ملت‌های مسلمان، بلکه غیرمسلمان معرفی می‌کرد. امام از این ابائی نداشت.»

6 ـ معیار بودن عملکرد اشخاص و گروه‌ها نه سابقه آنان

از ویژگی‌ها و شاخص‌های مهم خط امام که در معادلات سیاسی کاربرد فراوان داشته و دارد این است که اساس خط امام، معیار عملکرد اشخاص و گروه‌ها آن هم در حال است و نه سابقه و پیشینه آنان.

این معیار از آن جهت حائز اهمیت است که بسیار بوده‌اند و هستند که گذشته با انقلاب همراه بوده‌اند اما بتدریج و به دلایل مختلف از ارزش‌ها و اصول انقلاب فاصله گرفتند و حتی مقابل نظام و انقلاب ایستادند. این گروه غالبابا تمسک به گذشته خود می‌خواهند رفتار فعلی‌شان را وجاهت ببخشند و این معیار که به دلیل اهمیتش در وصیت‌نامه سیاسی الهی امام هم مغفول نماند و به آن توجه نشان دادند حلاّل این مشکل است. رهبر دوراندیش انقلاب در این باره می‌فرمایند: «یک نکته اساسی دیگر در مورد خط امام و راه امام این است که امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص باید با معیار حال کنونی اشخاص باشد. گذشته اشخاص مورد توجه نیست. گذشته مال آن وقتی است که حال فعلی معلوم نباشد»

ایشان پس از اشاره به ماجرای طلحه و زبیر می‌فرمایند: «بعضی‌ها با امام از پاریس تو هواپیما بودند و آمدند ایران؛ اما در زمان امام به خاطر خیانت اعدام شدند! بعضی‌ها از دورانی که امام در نجف بود و بعد که به پاریس رفت، با ایشان ارتباط داشتند، در اول انقلاب هم مورد توجه امام قرار گرفتند؛ اما بعد رفتار اینها، موضع‌گیری‌های اینها موجب شد که امام اینها را طرد کرد.»

امید آن که با شناخت شاخص‌های خط امام بتوانیم پیروان واقعی امام را از مدعیان دروغین در مراحل مختلف بازشناسیم.

مهدی فضائلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها