در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی از سال 1336 همزمان با اخذ دیپلم مدرسه دارالفنون، از طریق آزمون ورودی وارد کلاسهای تربیت هنرپیشه تئاتر تهران شده و فن بیان را نزد هوشنگ سارنگ (هنرپیشه مطرح تئاتر آن زمان) آموخته است. تهامی جوان و عاشق بازیگری که دوبله را آستانه ورود به سینما میدانست در تابستان 1337 با حقوق 250 تومان به استخدام استودیوی دوبله آژیر فیلم درمیآید و بلافاصله اولین نقشگوییاش را در فیلم هندی «کلوپ شبانه» به تجربه مینشیند. دو سه ماه بعد نیز به نقش اول فیلم ایتالیایی «صحرای بزرگ» جان میبخشد و طولی نمیکشد که گویندگی آنونس را در کنار دوبله با فیلم «در جستجوی داماد» آغاز میکند. در ادامه این مسیر، دانش انگلیسی و مؤانست با شعر و ادبیات و شاهنامه، او را یک سر و گردن بالاتر از همسالانش در دوبله قرار میدهد و به مدیریت دوبلاژ میرساند تا فیلم ایرانی «تپه عشق» ساموئل خاچیکیان و فیلم آلمانی «هزار ستاره درخشان»، اولین آثاری باشند که به سرپرستی وی دوبله میشوند. «رومئو و ژولیت» اولین فیلم شاخص در انبوه دستاوردهای هنری این هنرمند فرهیخته و نه چندان پرکار است که علاوه بر ترجمه و دیالوگنویسی، مدیریت دوبلاژش را هم به عهده داشته است. همچنین فیلمهای معما، باباغاز، دستگیر کردن دزد، بانوی زیبای من، ظرف عسل، شاهزاده و گدا، دکتر ژیواگو، شیر در زمستان، حرفهایها، پاگنده، چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟، آوای موسیقی (که در ایران به اشکها و لبخندها شهرت دارد) و ... با صداپیشگی او به جای کری گرانت، رکس هریسون، الک گینس، آنتونی هاپکینز، جک پالانس، ترنس هیل، کریستوفر پلامر و ... شنیدنیتر شده است. صدای جذاب استاد در تیتراژ مجموعه تلویزیونی طنز «زیر آسمان شهر»و آنونس آخر هفته و فیلمهای سینمایی تلویزیون نیز همچنان برای مخاطبان این رسانه، گوش آشناست. تهامی که بیشتر به جای هنرپیشههای نقش اول فیلمهای ایتالیایی و فرانسوی سخن گفته، مدتی است صدایش را از دوبله بازنشسته و به ترجمه کتاب و گویندگی آنونس فیلمها در رسانهها بسنده کرده است.
بزنیم به تخته! صدایتان اصلا تکان نخورده و خوب مانده است؟
شما لطف دارید. افرادی مثل خوانندهها، گویندهها و... که با صدا سروکار دارند اگر زندگی سالمی داشته باشند و به سلامت خود اهمیت دهند، معمولا با افزایش سن، مثل بقیه مردم صدایشان تغییر نمیکند و میماند. هرچند صدای من نسبت به زمان جوانی فرق کرده و رسیدهتر و بالغتر شده است.
غیر از این صدا، دیگر چه چیزهایی برای شما ماندنی است؟
غیر از ذات احدیت هیچ چیز ماندنی نیست حتی صدا، من نویسنده و مترجم هم هستم و 14 عنوان کتاب ترجمه کرده و نوشتهام که اگر باقی بمانند خیلی خوب است وگرنه افراد دیگری بهترش را خواهند نوشت.
اسمشان را میگویید؟
«چگونه فیلم دوبله کنیم» کتابی است که بتازگی در 4 بخش آمادهسازی فیلم برای دوبله و وظیفه مترجم، مدیر دوبلاژ و بازنویس، فن بیان و رازهای گویندگی در نقشهای مختلف، تاریخچه دوبلاژ، تالار مشاهیر یا تصویر دستاندرکاران دوبلاژ به قلم خودم منتشر شده است. در حوزه ترجمه هم کتابهای زندگی کوروش (گزنفون این کتاب را 2300 سال قبل نوشته است) آیین زرتشت کهن روزگار و قدرت ماندگارش، بررسی ادبیات مانوی در متنهای پارتی و پارسی میانه، فهرست واژگان ادبیات مانوی (هر 3 کتاب اثر مری بویس است)، جسارت امید (باراک اوباما)، صد سال آینده (جورج فردمن) و 4 فیلم نوشت پنجره رو به حیاط (آلفرد هیچکاک)، پیانیست (رومن پولانسکی)، ماجرای نیمروز (فرد زینهمان)، بیمار روانی (آلفرد هیچکاک) و ... را به زیر طبع مخاطبانم آراستهام.
با توجه به اینکه درباره شکلگیری دوبله در ایران به تعداد افراد و دوبلورها، روایتهای مختلف وجود دارد، نیاز به تدوین کتابی تاریخنگارانه درباره دوبلاژ را چقدر ضروری میدانید؟
بودنش بسیار خوب است.
فصل تاریخچه دوبلاژ در کتاب «چگونه فیلم دوبله کنیم» خودتان توانسته این نیاز را رفع کند؟
در این فصل از کتاب، سالهای اول دوبله در ایران را براساس مطالب مندرج در نشریات که وقایع آن زمان را بازتاب دادهاند، بررسی کردهام و فکر میکنم در حد خودش راهگشا باشد و اطلاعات خوبی به مخاطب ارائه کند. متاسفانه در این حوزه کمتر کار شده است.
کتابی را هم که آقای اکبر منانی درباره دوبله در ایران نوشتهاند، دیدهاید؟
بله. آقای منانی با شوق و کوشش زیادی آن کتاب را نوشتهاند و منبع بسیار خوبی برای بازتاب رویدادهای دوبله و شناساندن دوبلورها به جامعه ارائه کردهاند.
تلویزیون هم مدتی است برنامههایی برای معرفی دوبله و دوبلورها تولید و پخش میکند. این برنامهها توانستهاند توجه شما را به خود جلب کنند؟
متاسفانه این برنامهها را ندیدهام.
به عنوان مهمان هم جلوی دوربین آنها حاضر نشدهاید؟
نه. خیلی دوست ندارم زیر نور قرار بگیرم و دیده شوم.
وقتی وارد دوبله شدید چند سال از زمان برگردان شدن اولین فیلم خارجی به فارسی میگذشت؟
من تابستان 1337 وارد دوبله شدم.
شما تاریخ برگردان اولین فیلم را به یاد دارید؟
بله، شهریور 1324 فیلم فرانسوی «دختر فراری» توسط دکتر کوشان به فارسی دوبله شد.
خب اگر 1324 باشد تا 1337 میشود 13 سال. البته آن اوایل، فاصله دوبله فیلمها خیلی زیاد بوده و سالی یکی دو فیلم بیشتر برگردان نمیشد؛ بنابراین وقتی من وارد شدم تعداد فیلمهای دوبله شده زیاد نبود و همچنان بسیاری از فیلمها را به روش سابق و با میاننویس فارسی نمایش میدادند یا در کشور ایتالیا دوبله میکردند. به هر حال یکی از خوشاقبالیهای نسل من این بود که دوبله در زمان ما رواج زیادی یافت.
صدایتان چند ساله است؟
من الان 73 سال دارم، اما صدایم چهل پنجاه ساله مانده است.
سهم این صدا در سپیدی موهایتان بیشتر است یا روزگار؟
روزگار. من به نحو احسن از صدایم استفاده کردهام و بسیار بسیار از خداوند متشکرم که چنین صدایی عطایم کرده است. پدرم هم صدای بسیار خوبی داشتند و این صدا را از ایشان به ارث بردم.
صدا، میراث خوبی است؟
ثروت بسیار خوبی است. پیشه من صداست و در وهله اول با صدایم زندگی میکنم و روزگار میگذرانم. من از هنرپیشگی به صداپیشگی روآوردم و آن را ادامه دادم.
کدام بهتر بود؟
صداپیشگی برای من مناسبتر بود. صداپیشگی بخشی از هنرپیشگی است. بازیگری کمک کرد تا چیزهای زیادی درباره فن صدا یاد بگیرم. پیشرفت من در این کار برپایه تجربیات و معلوماتی بود که در هنرپیشگی به دست آوردم. البته منظورم از صداپیشگی، دوبله به معنای صحبت کردن به جای اشخاص است، چون من گوینده رادیو و تلویزیون نبودهام و در فیلمهای مستند هم کمتر صحبت کردهام. به هر حال اگر در دوبله موفقیتی داشتهام به خاطر تجربیات تئاتریام بوده است.
از آنجا که مدتی در تئاتر، نفس به نفس تماشاگر بودهاید، فکر میکنید بتوان گویندگی دوبله را هموزن ادای دیالوگ در نمایش دانست؟
نه. تئاتر، کار هنری و یک نوع آفرینش است؛ اما در دوبله، آفرینش وجود ندارد و دوبلور باید سعی کند شبیه هنرپیشه اصلی باشد.
یک نوع تقلید است؟
تقریبا. بازسازی یک اثر هنری از زبانی به زبان دیگر است. تلاش دوبلور بر این است که به آفرینش و خلاقیت هنری خلق شده از سوی بازیگری که به جایش سخن میگوید، نزدیک شود و تمام جزییات را برای بهسازی کار آن هنرپیشه در صدایش وارد کند و به اجرا و نمایش گذارد. دوبله اگرچه با تئاتر فرق دارد، اما خالی از زحمت نیست و کسی که پشتوانه تئاتری و استعداد هنرپیشگی نداشته باشد نمیتواند از عهده انجام آن برآید.
پس تئاتر، عصای دست دوبله است؟
بالاتر از عصای دست است. تئاتر، زیربنا و پایه اصلی دوبله به شمار میآید. بهترین گویندگان ما کسانی بوده و هستند که پشتوانه تئاتری یا استعداد این کار را داشتهاند یعنی ذاتی هنرپیشه بودهاند. هنرپیشگی شالوده این کار است و باید از پی تئاتری بهرهمند باشید تا بتوانید بنایی بر آن استوار کنید که از باد و باران گزند نیابد.
بیان در دوبله اکتسابی است یا ذاتی؟
اکتسابی است و باید یاد گرفت.
صدا را باید کشف کرد؟
برای انجام هر کاری ابتدا باید از توانمندی لازم برخوردار باشیم و وسایل مورد نیازش در اختیارمان باشد. ابزار گویندگی، دهان، دندان، زبان و صدای خوب و مناسب است، بنابراین غیر از صدای مخدوش افرادی که عیب بیان و لکنت زبان دارند یا نمیتوانند حروف الفبا را درست تلفظ کنند، به هر صدایی برای دوبله احتیاج داریم زیرا سینما، آینه زندگی است و در زندگی روزمره، همه نوع صدا وجود دارد. پس تقریبا 90 درصد صداها برای این کار مناسبند، البته مشروط به استعداد و آن شالوده تئاتری که عرض کردم.
و کاشف صدای شما؟
پدرم مرا متوجه صدایم کرد و گفت صدای بسیار خوبی داری که باید از آن استفاده کنی. من ابتدا در نمایشهای رادیویی نقشگویی کردم و از شما چه پنهان، دفعه اول که صدای خودم را از رادیو شنیدم، خیلی بدم آمد. چون دهانم به گوشم نزدیکتر بود و بسیاری از فرکانسها را پیش از آن که در فضا پخش شود و از بین برود بیواسطه میشنیدم. فکر میکردم هیچ صدایی در جهان بهتر از صدای من نیست! [میخندد]
چه سالی بود؟
فکر میکنم 1336 بود. البته من از کلاس نهم دبیرستان با گروههای غیرحرفهای تئاتر همکاری میکردم و در فعالیتهای نمایش مدرسه شرکت داشتم. خلاصه، بعضی از این گروهها، نمایشنامههایی را نیز برای رادیو اجرا میکردند و این گونه بود که رفته رفته پای من هم به رادیو باز شد و یکی دو بار صدای خودم را از این رسانه شنیدم.
چه کسی بیش از بقیه قدر صدایتان را میداند؟
خودم.
پس چرا این صدا را از فیلمها دریغ کردید؟
من خودم را بازنشسته کردم و گوی و میدان را به جوانها سپردم. یک آدم 73 ساله مگر تا چند سال باید کار کند؟ باید جوانها بیایند و خودی نشان دهند و کارها را به دست گیرند. من از راههای دیگری کسب درآمد میکنم. طی چند سال اخیر توانایی دوبله حداقل 2 فیلم در ماه را داشتهام که میشود سالی 24 فیلم. خب با کنار رفتن من، این 24 فیلم به دوستان دیگر میرسد. بالاخره تا ابد که آدم نباید کار کند.
تا چه سن و سالی میتوان دوبله را ادامه داد؟
سقف خاصی نمیتوان برایش در نظر گرفت. بستگی به توان و وجود آدم دارد. برخی دوبلورها زود از میدان خارج میشوند و کسانی هم هستند که تا پایان عمر، دوبله را ادامه میدهند. اگر در نگهداری صدایمان نکوشیم و خدایناکرده به مسکرات و مخدرها رو آوریم و خودمان را سرپا نگاه نداریم، قطعا با افزایش سن، صدایمان تحلیل خواهد رفت و باید صحنه را ترک کنیم.
با آنها که معتقدند کارهای خوب و بهیادماندنی دوبلورهای باسابقه در زمان جوانیشان بوده است، موافقید؟
مثل اینکه همین طور بوده است. به هر حال در سالهای جوانی، شور و علاقه و قدرت کار خوب وجود دارد. البته امکان دارد در 70 سالگی هم برای یک دوبلور فرصتی پیش آید که بتواند نقشی متناسب با صدایش بگوید و بسیار هم موفق شود. قانون کلی در این کار وجود ندارد.
هنوز هم انگیزهای برای ارائه کارهای درخشان در خود میبینید؟
اگر فیلم خوب باشد، دوبلهاش را میپذیرم، مثلا فیلمهای هملت، بازرس، کیت و لئوپلد را چون خوشم آمد، دوبله کردم. فکر میکنم در مدتی که از بازنشستگیام میگذرد، سالی یک فیلم دوبله کرده باشم. البته در حوزه آنونس نیز همچنان فعالیت میکنم و با استودیو قرن 21 و... همکاریهایی دارم.
چرا آنونس آخر هفته و فیلمهای سینمایی تلویزیون را دیگر با صدای شما نمیشنویم؟
حدود یک سال این آنونس با صدای من پخش میشد تا اینکه عازم کشور مجارستان شدم و از فرزند عزیزم، آقای افشین زینوری خواهش کردم این کار را به عهده بگیرد. وقتی بازگشتم ایشان گفت بیا کار را تحویل بگیر؛ اما چون خیلی خوب از عهده برآمده بود، خواهش کردم خودش ادامه دهد.
دوبله، هنر است یا صنعت؟
آمیزهای است از فن و هنر، یعنی شما باید استعداد هنری داشته باشید و فن دوبله را هم بیاموزید تا بتوانید بخوبی از عهده اجرای احساسات هنرپیشهای که به جایش صحبت میکنید، برآیید.
پس دوبله، هنر نیست؟
نه. هنر چیزی است که شما از هیچ میآفرینید، مثل تصویری که بر یک بوم سفید خلق میکنید. دوبله، رگههای هنری دارد، اما هنر صرف نیست.
عصر طلایی دوبله در ایران را فیلمها خلق کردند یا دوبلورها؟
دوبله خوب به فیلم خوب نیاز دارد، بنابراین دوران طلایی، ترکیبی از فیلم و دوبله خوب بود. نقشگوییهای ایرج دوستدار، ایرج ناظریان، محمدعلی زرندی و مرحوم مقبلی در آن روزگار با گویندگان امروز قابل مقایسه نیست. آنها همه هنرپیشه بودند و از تئاتر به دوبله آمدند و نمونهشان را دیگر نداریم. البته در همان دوران هم دوبله بد داشتیم و نمیتوان گفت همه فیلمهایی که در دهه 40 و 50 دوبله شدهاند طلایی و ماندگارند.
به این که دوبله خوب، فیلم بد را هم خوب میکند، اعتقاد دارید؟
نه. دوبله خوب، فیلم بد را بدتر میکند و با آشکار کردن همه ویژگیهای فیلم، بدیهایش را بیشتر نشان میدهد. در چنین شرایطی باید به دوبلور بگویند این فیلم بد است و بخواهند اشکالات داستانیاش را برطرف کند.
پس آنچه به عنوان ترجمه آزاد یا اقتباسی میشناسیم در دوبله هم کاربرد دارد؟
بسیار زیاد. گاهی اوقات نمیتوان از ترجمه امین در دوبله استفاده کرد و بناچار باید از این شیوه بهره برد.
خیلیها شما را به عنوان اولین کسی که نقد دوبله را به صورت جدی در مطبوعات آغاز کردهاید میشناسند. شاید بد نباشد در این گفت و شنود، ارکان اساسی دوبله امروز را زیر ذرهبین نقد شما ببینیم؟
به هر حال دوستان زحمت خودشان را میکشند اما باید توجه بیشتری به ترجمه فیلمها شود و فرصت بیشتری در اختیار دوبلورها قرار گیرد. این گونه نباشد که فیلم را امروز دوبله کنیم و همان شب روی آنتن بفرستیم. اگر فاصله زمانی دوبله تا پخش، دو سه ماه در نظر گرفته شود فرصتی فراهم میشود تا دقت و کیفیت کار بالاتر رود. حتی شاید بد نباشد گروههای خاصی قبل از پخش فیلم، دوبلهها را با حوصله و وسواس کنترل، ایرادها را برطرف و دوبلههای خوب را تحسین و تشویق کنند. این تشویقها در بهبود روند کار بسیار موثرند. توجه به بحث آموزش نیز بسیار ضروری است. البته خوشبختانه در حال حاضر دوبلورهایی که میخواهند به امور دوبلاژ سیما راه پیدا کنند، دورههای آموزشی خوبی را پشتسر میگذارند تا کارشان را با آزمون و خطا آغاز نکنند و به جای شروع از زیرپله اول، از پله دهم آغاز کنند. نکته دیگری که میخواهم به آن اشاره کنم درباره تیتراژگویی است که یکی از شیوههای گویندگی در فن دوبلاژ به حساب میآید.
تئاتر، زیربنا و پایه اصلی دوبله به شمار میآید. بهترین گویندگان ما کسانی بوده و هستند که پشتوانه تئاتری یا استعداد این کار را داشتهاند؛ یعنی ذاتی هنرپیشه بودهاند
تیتراژ را باید زیرنویس کرد. متاسفانه خیلی اوقات در دوبله فیلمهای خارجی، گویندهای نام فیلم و بازیگران را اعلام میکند و این صدای اضافی سبب میشود تا بیننده موسیقی فیلم را نشنود.
اگر سازنده فیلم میخواست تیتراژش گفتاری باشد خودش این کار را انجام میداد، بنابراین وقتی مثلا به زبان اصلی مینویسد:«رابرت دنیرو در فیلم فلان» ما نیز باید همین کار را انجام دهیم. همچنین به نظرم باید در پایان تمام فیلمهای دوبلهشده، بخشی را به دستاندرکاران دوبله آن اثر اختصاص دهیم و نام مترجم، مدیر دوبلاژ، گویندگان، صدابردار، متصدی صداآمیزی و تاریخ دوبله را به عنوان یک سند بنویسیم و ارائه کنیم تا مرجعی برای پژوهشهای آینده باشد.
آفت دوبله در حال حاضر چیست؟
به نظر من، دستمزد کم است. اگر به گروه دوبلاژ، دستمزد خوبی پرداخت شود تا دغدغهای نداشته باشند و چرخ زندگیشان بچرخد، کار خوب ارائه میکنند، اما در غیر این صورت ناچارند به اصطلاح از گوشه و کنار کار بزنند تا زودتر تمام شود و به فیلم بعدی برسند و طبیعی است نتیجه کار چندان رضایتبخش نمیشود. برای کار خوب باید قیمت خوب پرداخت. قبل از پیروزی انقلاب و سالهای پایانی دهه 50، قیمت دوبله یک فیلم، 2000 دلار یعنی 15 هزار تومان بود و اگر یک مدیر دوبلاژ، نقشی را هم در فیلمی که سرپرستی دوبلهاش را به عهده گرفته بود میگفت، چیزی حدود 5000 تومان دستمزد میگرفت و 10 هزار تومان باقیمانده هم میان دیگر گویندهها تقسیم میشد. آن موقع قیمت پیکان چیزی حدود 30 هزار تومان بود، یعنی یک مدیر دوبلاژ با دوبله کردن 6 فیلم که هرکدام حدود یک هفته زمان میبرد میتوانست یک پیکان بخرد، اما الان برای هر فیلم 100 هزار تومان به مدیر دوبلاژ میپردازند یعنی دوبله 6 فیلم با آن همه زحمت، 600 هزار تومان درآمد دارد که با این پول، اجارهخانه را هم بسختی میتوان پرداخت، بنابراین خوب شدن دوبلههای قدیم به دلیل پرداختیهای خوب بود؛ البته این را هم نباید از نظر دور داشت که آن زمان، فیلم برای نمایش در سینما دوبله میشد و اگر نتیجه کار خوب بود، دو سه میلیون تومان میفروخت، درنتیجه دوبلورها هم بینصیب نمیماندند. الان تصور میکنند چون فیلمها برای تلویزیون دوبله میشوند، درآمدی ندارند. در صورتی که اینطور نیست و اگر فیلم و دوبله خوب باشد، مخاطب پیدا میکند و آگهی بیشتری جذب مینماید، در نتیجه میتواند درآمدزا باشد.
صدای دوبلور میتواند فراتر از نقش حرکت کند؟
اگر چنین شود، اشتباه است. دوبلور به هیچوجه نباید از نقش فراتر رود. عالیترین حد این است که کار دوبلور، مساوی کار هنرپیشه باشد.
شیما و میلاد کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: