در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این سالها به واسطه شغلم یاد گرفتهام زود در مورد افراد قضاوت نکنم و وقتی با مشکلی روبهرو میشوم در آرامش کامل آن را حل کنم و در اجرای عدالت کوتاهی نکنم.
با این حال خاطرات تلخی هم از قضاوت دارم که هرگز فراموش نمیکنم. یکی از این خاطرات مربوط به دختری 4 ساله است که سالها قبل پرونده آن را مورد رسیدگی قرار دادم. این پرونده در سالهای ابتدایی کارم به من داده شد و با اینکه بعد از آن پروندههای زیادی را رسیدگی کردم با این حال هرگز این اتفاق از یادم نرفت. این کودک مورد آزار قرار گرفته و کشته شده بود. در ابتدا مادر این کودک اعلام گمشدن کرد و گفت که دخترش گم شده است. پدر و مادر این دختر خیلی دنبال فرزندشان گشته بودند و چون او را پیدا نکردند به پلیس گزارش دادند. ماجرا در شهرستانی اتفاق افتاده بود که مردم بسیار سنتی داشت و وقتی چنین اتفاقی میافتاد مردم قربانی را مجرم میدانستند. به همین خاطر هم خانواده دختر بچه بسیار تحت فشار بودند و حتی در مقطعی تصمیم گرفته بودند که در مورد گم شدن فرزندشان سکوت کنند.
با این حال وقتی گم شدن دخترک به من گزارش شد تحقیقات زیادی دراین خصوص کردم. گفتههای مادر دخترک نشان میداد که او چیزی میداند ولی سکوت میکند. دربازجوییهای متعددی که از او انجام دادم متوجه شدم او میداند فرزندش را چه کسی ربوده است اما خیلی میترسد و سکوت میکند. در نهایت واقعیت را به من گفت. متوجه شدم فرد رباینده فرزند یکی از افراد با نفوذ شهر است و این زن چون تصور میکند که نمیتواند حریف این خانواده شود تصمیم گرفته سکوت کند، اما حس مادرانهاش گاهی بر ترس غلبه میکند.
وقتی این زن حرف زد شبانه دستور دادم جوانی که کودک را ربوده بود بازداشت کنند. حکم بازداشت که صادر شد افراد زیادی به من سفارش کردند و خواستند که این کار را نکنم اما توجهی نکردم. پسر جوان را به دادسرا آوردند. او تصور میکرد میتواند با جوابهای سربالا آزاد شود و چون پدرش فرد با نفوذی است کسی او را در بازداشتگاه نگه نمیدارد، اما من حکم بر بازداشت دادم و گفتم تا زمانی که واقعیت را نگوید رها نخواهد شد. پدرش چندین سند و چندین میلیون پول آورد. پولی که او آورده بود در آن زمان خیلی زیاد بود و کمتر کسی میتوانست چنین پولی را تهیه کند. با این حال قبول نکردم و گفتم باید در بازداشتگاه بماند تا اعتراف کند. بعد از چندین روز بازداشت پسرجوان بالاخره اعتراف کرد و متوجه شدم او دخترک را ربوده و بعد به اتفاق 2دوستش مورد آزار قرار داده است و آزارهای پی در پی باعث مرگ دخترک شده است.
کاری که این جوان کرده بود آنقدر تکاندهنده بود که موقع بازجویی بشدت ناراحت شدم. برخورد تندی بامتهم کردم و با فریاد او را از اتاقم بیرون کردم. دستور بازداشت 2 نفر دیگر را هم صادر کردم. هر سه متهم وقتی در برابرم قرار گرفتند دوباره اعتراف کردند و گفتند که جسد دخترک را کجا دفن کردهاند. بلافاصله به محل رفتم و به اتفاق ماموران پلیس جسد را بیرون آوردیم و به پزشکی قانونی منتقل کردیم. متخصصان در بررسیهایی که انجام دادند اعلام کردند که علت مرگ این دختر آزار و اذیت جنسی او بوده و جان خود را از دست داده است. دخترک معصوم در شرایط بدی جان داده بود.
این اتفاق آنقدر فجیع بود که وقتی خبرش در شهر پیچید به شدت افکارعمومی را تحت تاثیر قرار داد. با این حال متهم ردیف اول خیلی درشتی میکرد و تصورش این بود که چون پدرش با نفوذ است اتفاقی برایش نمیافتد. پدر این جوان حتی به من پیشنهاد رشوه هم کرد اما من قبول نکردم و همچنان فرزند او را در بازداشتگاه نگه داشتم. پدر متهم جوان افراد زیادی را واسطه کرد، اما فایدهای نداشت و من کار قانونی و شرعی خودم را پی گرفتم.
کار تحقیق بر روی پرونده به اتمام رسید و قرار مجرمیت را صادر کردم. وقتی قرار مجرمیت را با عنوان متجاوز به عنف صادر کردم و هرسه متهم را از نظر بازپرس مجرم دانستم و این قرار به متهمان ابلاغ شد، آنها بشدت ترسیدند. به یاد دارم که پسر مرد با نفوذ بشدت گریه میکرد و با التماس از من میخواست که قرار را تغییر دهم. اما قبول نکردم و گفتم که پرونده باید به دادگاه برود.
متهمان در بازداشت ماندند و برای محاکمه به دادگاه رفتند، چون کیفرخواست نیز علیه آنها صادر شد. پدر و مادر این کودک خیلی خوشحال بودند از اینکه عامل مرگ دخترشان به مجازات میرسد و رضایت داشتند. آنها فکر نمیکردند که من این کار را بکنم و از من تشکر کردند.
البته دیگر در جریان محاکمه متهمان قرار نگرفتم چون به شهر دیگری منتقل شدم اما همیشه از خداوند تشکر میکردم که در سختیها یاریام کرده است و قدرتی به من داد که وسوسه نشده و در کارهایم خداوند و رضایت او را در نظر بگیرم.
حسن تردست، رئیس شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: