سرزمین مردان بی انگشت

ظاهرا گاودانه‌ای‌ها تنها روستاییانی با انگشتان بریده نیستند. روستاهای دیگری هم در مجاورت رودخانه عریض مارون در استان کهگیلویه و بویر احمد قرار دارد که اهالی آنها مجبورند برای عبور از این رودخانه و ارتباط با دنیای خارج، از گرگر استفاده کنند. آنها نه‌تنها انگشتان خود را از دست داده‌اند، بلکه برخی جان خود را نیز داده‌اند. این دو روستا اندرون بید انجیر و آبریز است. روستای اندرون 37 خانوار دارد و اغلب دامپرور و کشاورز هستند و خودشان همه مایحتاجشان را تهیه می‌کنند. روستای آبریز هم با جمعیت کمتری نسبت به اندرون در طرف دیگر رودخانه قرار دارد.
کد خبر: ۴۰۵۳۹۰

این روستاییان نیز باید مانند اهالی روستای گاودانه برای گذر از رودخانه و رفتن به شهرستان‌های دهدشت و لوداب از گرگر استفاده کنند.آبریزی‌ها برای رفتن به شهرستان دهدشت و اندرونی‌ها برای رفتن به لوداب چاره‌ای ندارند جز این که از رودخانه رد شوند.

در این رفت و آمدها بودند و هستند بسیاری از روستاییانی که گرگر برای این که آنها را به طرف دیگر رودخانه برساند، یا انگشت دستشان را به یغما برد یا جانشان را.

اما تفاوت این روستا با روستای گاودانه در این است که اهالی اندرون دستان سالم‌تری دارند؛ چون به کودکانشان اجازه نمی‌دهند به تنهایی از این وسیله استفاده کنند، اما در عوض تعداد افرادی که از بالای گرگر به داخل رودخانه افتاده، جان باخته اند بیشتر از نقص عضو شده‌هاست.برخی افراد روستا برای این که مشکلات سوارشدن روی گرگر را نداشته باشند از داخل رودخانه رد شده‌اند، اما چون جلبک‌های کف رودخانه زیاد است، لیز خورده و با دست و پاهای شکسته به آن سو رسیده‌اند.

محمد طلا چرسی، عضو شورای روستای اندرون به خبرگزاری مهر گفت: هر از گاهی انگشتان دست روستاییان به وسیله گرگر قطع می‌شود. خیلی از افراد بعد از این که این حادثه برایشان رخ داد از روستا به شهر مهاجرت کرده‌اند و بسیاری دیگر جزو مهمانان و عابرانی بودند که نقص عضو شدند یا فوت کردند. بنابراین آمار دقیقی از افراد حادثه‌دیده وجود ندارد.

به گفته چرسی؛ 6 نفر در روستا باقی مانده‌اند که انگشت ندارند یا انگشت دستشان زخمی شده است، اما حدود 12 نفر دیگر را تا جایی که مردم روستا می‌توانند به یاد بیاورند یا از گرگر سقوط کرده‌اند یا رودخانه مارون آنها را در خود غرق کرده است.

چرسی تصریح کرد: اهالی این چند روستا فاصله زیادی با شهر دارند به همین دلیل فقط برای کارهای ضروری به شهر می‌روند. چون در این منطقه نه ماشینی هست که جاده‌های کوهستانی را تا شهر طی کند و نه کسی که بتواند این راه را پیاده برود و بیاید. به همین دلیل برخی افراد این روستا مانند پیرمردها و پیرزن‌های ناتوان هنوز شهر را ندیده‌اند.

اشکان رحیمی‌زاده، مدیرکل سازمان امور عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد نیز گفت: سازمان امور عشایر سال‌ها پیش در استان‌های مختلف برای رفت و آمد عشایر در مناطق صعب‌العبور تله‌کابین دستی نصب می‌کرد، اما از حدود 17 سال پیش که من این سمت را به عهده گرفتم به یاد ندارم گرگر جدیدی در مناطق صعب‌العبور نصب شده باشد.وی با بیان این که هنوز بسیاری از روستانشینان در استان‌های زاگرس‌نشین مانند کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان و چهارمحال و بختیاری از گرگر استفاده می‌کنند، افزود: رسیدگی به عشایر به عهده سازمان امور عشایر بوده و هست، اما رسیدگی به مسائلی ازجمله مشکلات رفت و آمد آنها در مناطق صعب‌العبور عشایری ـ که سال‌هاست روستانشین شده‌اند ـ به امور روستاییان استانداری‌ها مربوط می‌شود.

اما مشکلات روستاییان آبریز و اندرون بید انجیر تنها استفاده از گرگر و قربانی دادن به این تله‌کابین دستی نیست. به گفته عضو شورای روستای اندرون بید انجیر، 7 سال پیش سازمان امور عشایر برای استفاده مردم از نفت یک بشکه بزرگ نزدیک میان 2 روستای آبریز و اندرون قرار داد و هر زمستان آن را برای استفاده اهالی پر از نفت می‌کرد، اما مدت‌هاست که این بشکه دیگر رنگ نفت را به خود ندیده، چون راننده نفتکش می‌گفته راه خراب است و ماشین نمی‌تواند تا اینجا بیاید آن هم برای پر کردن فقط یک بشکه نفت!

به گفته رئیس شورای روستای اندرون تا چند سال پیش دختر خانمی در خانه بهداشت اینجا به داد مریضان می‌رسید، اما او هم شوهر کرد و از اینجا رفت. بنابراین مدت‌هاست که از خانه بهداشت تنها یک ساختمان مانده است، این در حالی است که اگر مریضی را به شهر ببریم، مسوولان بیمارستان می‌گویند باید دفترچه درمان شما توسط مسوول خانه بهداشت مهر زده شود!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها