مادر

کد خبر: ۴۰۵۲۷۲

به دلنشینی آهنگ لای لای تومادر

سفر نکرده نخواند نگاه ملتمست را

اسیر حادثه داند خدا خدای تو مادر

اگر چه گاه دلت را شکسته دیده‌ام اما

‌از آن لبت نشنیدم، مگر دعای تو مادر

تو از کدام تباری که خاک می‌شود آتش

به یک نگاه زلال و گره‌گشای تو مادر

محمود اکرامی‌

مادر هرگز نمی‌میرد

بیچاره مادرم

هر روز می‌گذشت از این زیر پله‌ها

آهسته تا به هم نزند خواب ناز من

امروز هم گذشت

در باز و بسته شد

با پشت خم از این بغل کوچه می‌رود

چادر نماز فلفلی انداخته به سر

*‌*‌*‌

انصاف می‌دهم که پدر رادمرد بود

با آن همه درآمد سرشارش از حلال

روزی که مرد، روزی یکسال خود نداشت

اما قطارهای پر از زاد آخرت

وز پی هنوز قافله‌های دعای خیر

این مادر از چنان پدری یادگار بود

تنها نه مادر من و درماندگان خیل

او یک چراغ روشن ایل و قبیله بود

خاموش شد دریغ

نه، او نمرده، می‌شنوم من صدای او

با بچه‌ها هنوز سر و کله می‌زند

ناهید، لال شو

بیژن، برو کنار

کفگیر بی‌صدا

دارد برای ناخوش خود آش می‌پزد

*‌*‌*‌

او مرد و در کنار پدر زیر خاک رفت

اقوامش آمدند پی سر سلامتی

یک ختم هم گرفته شد و پر بدک نبود

بسیار تسلیت که به ما عرضه داشتند

لطف شما زیاد

اما ندای قلب به‌گوشم همیشه گفت:

این حرف‌ها برای تو مادر نمی‌شود.

*‌*‌*‌

نه او نمرده است که من زنده‌ام هنوز

او زنده است در غم و شعر و خیال من

میراث شاعرانه من هرچه هست از اوست

کانون مهر و ماه مگر می‌شود خموش

آن شیرزن بمیرد؟ او شهریار زاد

هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق

استاد شهریار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها