نگاهی به انیمیشن «گروه نانو»

سوپرمن امروزی

در معرفی انیمیشن خارجی «گروه نانو» با نام اصلی Nanoboy (پسر نانویی) نوشته‌اند: ماجراهای این اثر فانتزی درباره پسری به نام اسکار است که در هر قسمت، شخصیتی به نام فرمانده در ساعت او ظاهر می‌شود و به او می‌گوید خطری در راه است. او به دنیای نانو (دنیای ذره‌بینی)‌ می‌رود و حوادثی برایش پدید می‌آید. تعدادی از گویندگان این اثر عبارتند از: مهوش افشاری (اسکار)‌، همت مومی‌وند (فرمانده)‌، رزیتا یاراحمدی (کرونا)، آزیتا یاراحمدی (کین)‌، نرگس فولادوند (جسی)‌، سعید شیخ‌زاده (سارز)‌، بهروز علی‌محمدی، مهسا شرافت، آبتین ممدوح، ابراهیم شفیعی و علی منانی.( سایت ایرانیان انیمیشن)
کد خبر: ۴۰۴۷۲۹

انیمیشن گروه نانو را ( که در حال حاضر از برنامه کودک و نوجوان شبکه 2 در حال پخش است )می‌توان سوپرمن امروزی نامید. سوپرمن، چون شخصیت اول آن یعنی پسر‌نانویی مثل سوپرمن ـ و برخلاف بتمن و اسپایدرمن ـ روی سینه‌اش به جای لوگوی تصویری، حرف اول نامش حک شده و امروزی است، چون اگر برای بچه‌های دیروز می‌شد افسانه سرایید و دنیای داستان را بر حوادث غیرواقعی مبتنی کرد، برای بچه‌های امروز که دور و برشان را انواع و اقسام اکتشافات تکنولوژیک فراگرفته، به نظر می‌رسد دیگر نتوان سخن از افسانه‌های متکی بر قدرت‌های ماوراءالطبیعی گفت. اگر شخصیت کارتونی محبوب کودک دیروز، سوپرمن بود که به صورت ذاتی و مادرزادی و بدون هیچ دلیلی قهرمان بود و برخوردار از قدرت برتر، شخصیت کارتونی محبوب کودک امروز باید کسی مثل پسر نانویی باشد که قدرتش توجیه کاملا علمی‌ دارد و برخاسته از دنیای افسانه و تخیل محض نیست. البته در اصل این که چنین تغییر و تحولی پیشرفت تلقی شود و روندی رو به رشد در زمینه معرفت و آگاهی از جهان هستی به حساب بیاید بحث وجود دارد، ولی در اینجا مجال صحبت در این باره نیست. همین قدر بگوییم که درست یا غلط، باور کودک امروز مبتنی شده بر دلایل علمی ‌و علت و معلول عینی و نمی‌توان بی‌توجه به این واقعیت موجود، از حقایق آرمانی دم زد. به نظر می‌رسد اگر در این باور شایع، تغییری هم لازم باشد به وجود بیاید این تغییر تنها از مسیر همین مقبولات و مشهورات زمانه امکان‌پذیر خواهد بود نه با انکار وضع موجود و اصرار بر انکار مطلق آن.

پیش از ورود به بحث درباره انیمیشن گروه نانو،‌ گفتنی است دسترسی به این اثر پویانمایی خارجی برخلاف اغلب انیمیشن‌های خارجی پخش شده از سیما، محدود به تماشا از تلویزیون نیست. مجموعه گروه نانو برای خود یک سایت جامع اینترنتی دارد که می‌توان از طریق آن، قسمت‌های مختلف این مجموعه را دانلود کرد یا به صورت آنلاین به تماشا نشست. در سایت نانوبوی به نشانی www.nanoboy.net بخش‌های مختلفی همچون مجموعه قسمت‌ها، گالری، خبر، بازی و تماس با مدیریت وجود دارد که تعامل دوسویه عوامل با مخاطب برنامه را ممکن کرده است. وجود این پایگاه اینترنتی بعلاوه تناسب کامل دارد با رویکرد علمی‌ و تکنولوژیک خود مجموعه انیمیشن روزآمد و قابل توجه پسر نانویی.

قهرمان این انیمیشن، یک پسربچه کم‌سن و سال است که موقع قهرمان شدن از قد و قواره معمولش هم کوچک‌تر می‌شود تا بتواند قدم به دنیای ذره‌بینی داستان بگذارد. این پسربچه، در زندگی این دنیایی‌اش درست مثل دیگر بچه‌هاست، یعنی ویژگی عجیب و غریبی در خود ندارد. یکی از بقیه است، ولی با این تفاوت که دانش و آگاهی بیشتری دارد و به همین علت فرمانده از میان دیگران او را برای نانویی‌شدن برگزیده است. این ویژگی قهرمان اصلی، وقتی مهم‌تر و قابل توجه‌تر خواهد بود که مقایسه‌‌اش کنیم با نمونه‌های مشابه مثل سوپرمن، بتمن و مرد عنکبوتی.

تفاوت پسر نانویی با سوپرمن در این است که سوپرمن یک قهرمان بالفطره بود که با لباس سوپرمنی به دنیا آمده، اما پسر نانویی از این قبیل امتیازات خونی و مادرزادی ندارد و اگر دارای مزیتی است آنها در توانایی‌های اکتسابی او ریشه دارند. از این جهت پسر نانویی شخصیتی انسانی‌تر از شخصیت فرشته‌مانند سوپرمن دارد. ولی تفاوت پسر نانویی در مقایسه با بتمن و مرد عنکبوتی وجهی دیگر دارد. اسکار (نانوبوی) از این نظر که بجز قهرمان بودن، زندگی عادی و نام دیگری غیر از نام قهرمانی‌اش هم دارد، شبیه است به بروس وین (بتمن) و پیتر پارکر (مرد عنکبوتی)، اما تفاوتش با آنها این است که اسکار نه سن و سال آنچنانی دارد، نه جثه و هیکلی که مناسب قهرمان بودن باشد. او برای قهرمان شدن باید کوچک‌تر شود نه بزرگ‌تر یا به لحاظ جسمی ‌پرتوان‌تر. پسر نانویی نیرویش را از یک انرژی طبیعی تکنولوژیک با نام نانو کسب می‌کند؛ نیرویی که برای استحکام بخشیدن به اجسام به ضخیم‌تر و سخت‌تر کردن آنها نیاز ندارد. با فناوری نانو یک تکه پارچه یا شیشه می‌تواند مقاومت فولاد را داشته باشد. پسر نانویی برای مقابله با میکروب‌های شیطانی از چنین نیرویی بهره می‌برد و اتفاقا دشمنان ذره‌بینی او را جز با این وسیله نمی‌توان از میان برداشت.

دنیایی که انیمیشن پسر نانویی به تصویر می‌کشد، دنیای دانش و فناوری است نه دنیای معجزه و جادو. در این عالم، حرف اول را علم می‌زند نه خرافه یا حتی ایمان. اگرچه این نگاه، نگاهی کاملا مدرن است و مضرات خودش را دارد، اما راستش اگر معجزه و ایمان را اموری فراتر از رهیافت بشر امروز بدانیم و ساحت آنها را از این بحث جدا کنیم، بین خرافه و علم از یک‌سو و جادو و فناوری از سوی دیگر قطعا گزینه بهتر چه برای جامعه امروز و چه برای کودک امروز، علم و فناوری یا همان دانش و تکنولوژی خواهد بود.

انیمیشن گروه نانو/ پسر نانویی علاوه بر این وجوه مضمونی، ساختار قابل دفاعی هم دارد. چه به لحاظ بصری و چه به لحاظ فیلمنامه و چارچوب داستانی. از نظر وجوه بصری، جدا از طراحی شخصیت کمیک و جذابی که بار حماسی و قهرمانی مناسبی هم دارد، بیش از همه، ارزش خطی و رنگی تصاویر است که جلب توجه می‌کند. در طراحی شخصیت‌های این مجموعه به یک طراحی خطی ساده که بیشتر دورگیری محسوب شود تا طراحی واقعی اکتفا نشده و عنصر خط به تنهایی بار سایه روشن و القای حجم را هم به عهده دارد. از این گذشته رنگ‌ها در عین خلوص و شفافیت، ترکیبی مناسب دارند که نه باعث خستگی چشم می‌شوند و نه تمرکز بر سوژه‌های اصلی را دچار مشکل می‌کنند.

اما بپردازیم به عامل مهم‌تر یعنی فیلمنامه. ساختار داستانی اثر مبتنی است بر 2 نیروی خیر و شر یا همان قهرمان و ضد قهرمان که اصلی‌ترین عناصر درام به شمار می‌رود. قهرمان ماجرا پسر نانویی است و ضدقهرمان، موجودی شیطانی که می‌خواهد قهرمان آینده دنیای ذره‌بینی باشد. طبق قاعده کلاسیک، این ضدقهرمان است که ایجاد توطئه یا تهدید و در نتیجه چالش می‌کند و برای از میان برداشتن این کشمکش، قهرمان مانع پیش رو را باید از سر راه بردارد. گذشته از قاعده‌مند بودن ساختار فیلمنامه، هدفی که برای این مبارزه در بطن ماجرا پیش ‌بینی شده نیز هدفی منطقی و موجه است که جدا از جذابیت داستانی، برای مخاطب وجه آموزشی هم دارد. اساسا مبتنی کردن داستان بر تقابل میان خیر و شر و گرفتن جانب خیر، اگر برای مخاطب بزرگسال امروز روالی کلیشه‌‌ای به نظر بیاید ـ که همیشه چنین نیست ـ برای مخاطب خردسال هنوز بهترین گزینه همین نگاه اخلاقی به مسائل است و نگران کلیشه بودن آن هم نباید بود، چراکه بچه‌ها به مقتضای اصل تعلیم و تربیت که مدام با آن در ارتباط هستند، می‌دانند باید یاد بگیرند و خوب و بد را بشناسند. در دنیای کودکان ـ برخلاف برخی تلقی‌های نادرست و نسنجیده ـ نسبیت اخلاق یا از آن ویرانگرتر، وارونگی ارزش‌ها معنایی ندارد.

در قسمتی از مجموعه که «وردست قهرمان» نام دارد فیلمنامه اثر علاوه بر آنچه ذکر شد وجه منطقی‌‌تر و در عین حال آموزشی ‌تری هم دارد که عبارت است از تأکید بر مسأله تعاون و همکاری. در این قسمت، پسر نانویی همان ابتدای مواجهه با بدمن داستان شکست می‌‌خورد و زندانی می‌‌شود. یعنی با همه توانایی‌هایش قادر نیست موفقیتی حاصل کند. اینجاست که پای یک نیروی کمکی به میان می‌آید، کسی که باید وردست قهرمان باشد و یار او در مبارزه با دشمن. کنایه از این‌ که در هر کاری وصول به موفقیت نیازمند همکاری جمعی است و از خودمحوری و فردیت کاری برنمی‌‌آید و اصلا این‌ که در داستان گروه نانو وجود دارد نه فقط پسر نانویی، خود تأکید دیگری بر این مساله است.

پایان این قسمت از مجموعه هم نقطه‌‌قوت دیگری از منظر داستان‌‌پردازی و فیلمنامه‌نویسی است. پسرنانویی را بعد از همه این ماجراها در حالی می‌‌بینیم که مشغول یک بازی رایانه‌ای با موضوع دنیای ذره‌بینی است. اما برخلاف انتظار، اسکار در این بازی شکست می‌‌خورد و گیم اوور (Game Over) می‌‌شود؛ یعنی قرار نیست او همیشه و همه جا بهترین باشد و حرف اول را بزند!

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها