در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فروشنده میایستد و به درخواست مسافر 5 هزار تومان اعتبار تلفن همراه به او میفروشد. فروشنده برای دادن مابقی پول به مسافر جوان دست در جیبش میکند و دستهای اسکناس از جیبش در میآورد. این حرکت عجیب مینماید. به چهره فروشنده که نگاه میکنم تازه متوجه میشوم که نابیناست و همین نابینایی موجب شده که تمام دسترنج روزانهاش را از جیبش درآورد و برای پرداخت 800 تومان مابقی پول به مسافر پولهایش را لمس کند تا بتواند بقیه پول را بدهد.
محو در چهره فروشندهام. در دلم میگویم: آفرین به غیرتت... جوان. ناگهان صدایی مرا به خود میآورد: میبینی؟ میبینی چقدر پول داره؟ اسکناساشو ببین؟ همش 5000 تاییه. واقعا که؟ از هزار تای مثل من و شما درآمدش بیشتره. چه پولی داره؟ میبینی؟
من با خود فکر میکنم به کجا میرسیم که از دیدن حاصل دسترنج دیگران حتی اگر جوانی نابینا باشد که با غیرت و تلاش کار میکند، آشفته میشویم؟
تقابل میان پولدار و فقیر و نگاه متضاد این دو به جهان و زندگی از دیر باز در فرهنگها و جمعهای مختلف بشری جاری و ساری بوده است و چه جریانات تاریخی خوب، بد و زشتی که از تقابل این دو طیف در تاریخ نخوانده و نشنیده و ندیدهایم. نگاه منفی فقرا به اغنیا و وجود این مساله که به داشتن هر پول فراوانی در زندگی افراد باید به دیده شک نگاه کرد نیز همواره بر سر زبان طبقه متوسط و ضعیف بوده است. این مساله قطعا ریشههای تاریخی و دلایل اجتماعی و فرهنگی و روانشناختی دارد. اما آیا نباید به این مساله فکر کنیم که بسیاری از داشتههای مادی افراد حاصل تلاش و کوشش و عرق ریختن آنان است؟ آیا اینقدر باید به چرایی پول داشتن دیگران حساس و البته بد بین باشیم که حتی بستهای اسکناس در دستان یک نابینای زحمتکش را بر نتابیم؟!
صولت فروتن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: