در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پسربچه که در پیادهرو قدم میزد یک لحظه از غفلت والدینش استفاده کرد و به خیابان دوید. این در حالی بود که خودرویی لحظه به لحظه به او نزدیک و نزدیکتر میشد. پسرک که متوجه خطر شده بود، جیغ بلندی کشید و همه را متوجه خود کرد، اما از دست کسی کاری ساخته نبود. کنترل خودرو در آن شرایط و زمان کم تقریبا غیرممکن بود و هر که جلو میرفت خودش قربانی میشد. در این لحظات و شرایط حساس بود که یک سرباز وظیفه راهنمایی و رانندگی درنگ را جایز ندانست. او در آن موقعیت همه چیز را فراموش کرده بود و تنها موضوعی که برایش اهمیت داشت، نجات جان پسر خردسال بود.
سرباز جوان دوان دوان به طرف کودک رفت و درست در همان لحظهای که همه فکر میکردند کار از کار گذشته و اکنون شاهد تصادفی مهیب خواهند بود، توانست پسربچه را در آغوش بگیرد و او را از جلوی خودرو کنار بکشد. اینگونه بود که تصادف رخ نداد و همه چیز به خوبی به پایان رسید.
بعد از این ماجرا سرباز فداکار که باور داشت فقط انجام وظیفه کرده است درباره حادثه رخ داده با کسی صحبت نکرد تا این که یک شهروند با مرکز نظارت همگانی پلیس ایلام تماس گرفت و موضوع را به مسوولان مرکز 197 اطلاع داد. به این ترتیب سرباز وظیفه شناسایی و از او تقدیر شد و مسوولان پلیس راهنمایی و رانندگی ایلام به او درجه سرجوخگی اعطا کردند. این سرباز به خاطر فداکاری بزرگش دقایق زیبایی را خلق کرد که به یادماندنی است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: