این هنرمند کشور در زندگیاش خاطرات تلخ بسیاری داشته است، اما به گفته وی تلخترین خاطره سال گذشته به روزهای پایانی سال بازمیگردد.
اواسط سال گذشته یکی از دوستان نزدیکم قرارداد خوبی بست و معتقد بود بعد از مدتها میتواند با آن به زندگیاش سروسامانی بدهد، مشکلات مالی باعث ایجاد اختلافات زیادی بین او و خانوادهاش شده بود، اما این قرارداد بسیاری از مشکلات را حل میکرد. هیچگاه روزی را که با شیرینی به دفتر آمد را فراموش نمیکنم، امید و طراوت از چشمانش میبارید... کار را شروع کرد. شبانهروز کار میکرد تا روز موعود یا حتی زودتر از قرار کار را تحویل دهد و پولش را بگیرد... این رقم زیاد نبود اما میتوانست زندگیاش را نجات دهد.
او ادامه داد: روزهای پایانی سال نزدیک میشد که کار تمام شد و دوستم آن را تحویل داد، مدتی گذشت از پول خبری نشد، هرچه از روز تحویل کار بیشتر میگذشت دوستم بیشتر بیمار میشد تا اینکه همسرش این بار به دلیل دهها بار دروغگویی ترکش کرد، این مرد هم دست آخر دچار افسردگی شد و خانهنشین... این اتفاق برای خیلیها میافتد و اتفاق غریبی نیست، اما گاهی و برای افراد خاصی فشار زیادی به همراه دارد و زندگی آنان را مختل میکند.
این کارگردان کشور از مسوولان خواست تا کمی بیشتر به فکر هنرمندان عرصه تئاتر بوده و زندگی سخت را برای آنها سختتر نکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم