مکث

تفکیک زباله انگیزه می‌خواهد

کیسه بزرگ پر از ظروف پلاستیکی را که برای پرکردنش دو سه ماهی وقت گذاشته‌ای و با وسواسی خاص سعی کرده‌ای نشان دهی شهروندی قانونمدار هستی با خودت به پارک محل می‌بری تا تحویل ماموران جمع‌آوری پسماند خشک بدهی، ولی ماموران آنجا نیستند و کیوسکشان را هم جمع کرده‌اند. کیسه حجیم ظروف بازیافتی را در حالی که از حمل و نقلش کمی معذب شده‌ای با خودت به پارک دیگر محل می‌بری اما آنجا هم خبری نیست اما تو شهروند قانونمدار نباید ماموریتت را نیمه کاره رها کنی پس کیسه را به پارکی که کمی دورتر است، می‌بری.
کد خبر: ۴۰۳۹۶۹

خوشبختانه آنجا هنوز پسماندهای خشک را تحویل می‌گیرند. کیسه را به مامور می‌دهی و او آن را با خودش می‌برد تا وزن کند وقتی می‌آید کاغذی به تو می‌دهد که می‌گوید پلاستیک‌هایی را که فروخته‌ای چقدر می‌ارزیده، مبلغ را چند باری می‌خوانی چون فکر می‌کنی اشتباه دیده‌ای، آخر یک کیسه بزرگ پر از پلاستیک که دو سه ماه برای پر کردنش وقت گذاشته‌ای می‌شود 200 تومان، اصلا با 200 تومان باید چه کار کرد ؟ این را از مامور می‌پرسی و او می‌گوید برو به فلان مغازه و هر چه خواستی بردار. تعجبت را به مامور می‌گویی اما او که حوصله چانه زدن ندارد می‌گوید خانم مگر طلب داری؟ آشغال آورده‌ای و پولش را هم گرفته‌ای.

پف قانونمدار بودنت می‌خوابد، همانجا با خودت عهد می‌بندی که دیگر غرورت را فدای تفکیک زباله نکنی اما مگر عشق به محیط زیست می‌گذارد؟ برای همین تصمیم می‌گیری از این به بعد کالاهای بازیافتی را درون صندوق‌های آبی رنگ مخصوص بیندازی که شنیده‌ای شهرداری در محله‌ها تعبیه کرده است. پس دو سه ماه دیگر پلاستیک‌ها و شیشه‌ها و کاغذها را جمع می‌کنی و این بار به قصد پیدا کردن مخزن‌های آبی رنگ محله را گشت می‌زنی اما این نزدیکی‌ها خبری از این مخازن نیست، دلسرد می‌شوی ولی به روی خودت نمی‌آوری، پرسان پرسان جلو می‌روی و آنقدر سراغ این سطل‌ها را می‌گیری تا می‌فهمی در خیابانی همین حوالی که باید برای رسیدن به آن سوار ماشین شوی چند مخزن وجود دارد. دیگر از رو می‌روی چون نمی‌توانی این همه بار را با خودت سوار تاکسی کنی پس همانجا قید قانونمدار بودن و دوستدار طبیعت بودن را می‌زنی و کیسه‌های پر از شیشه و کاغذ و پلاستیک را در یکی از مخازن زباله معمولی می‌ریزی و به خودت دلداری می‌دهی که با این کار به کسب و کار زباله گردها رونق داده‌ای. ولی مگر فکر و خیال رهایت می‌کند؛ فکر این‌که چرا هیچ کس درک نمی‌کند که تفکیک زباله و مشارکت دادن مردم در ساماندهی پسماندها قبل از چاپ بروشور و نصب بیلبورد، انگیزه می‌خواهد.

مریم خباز / گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها