مکث

گلاب پاش برای میراث فرهنگی

خمیازه بکشید. خستگی گردنتان را ترق ترق بر طرف کنید اما این مطلب را تا انتها بخوانید. امروز جدا از این‌که به یاد خیام بزرگ، نامگذاری و جدا از این‌که در چنین روزی کتاب مشهور دراکولا، توسط آقای وحشت، برام استوکر، منتشر شده است، تقویم‌ها عنوان دیگری را نیز برای آن درج کرده‌اند. امروز روز جهانی موزه و میراث فرهنگی است. 27 اردیبهشت اگر در ایران چندان جدی گرفته نمی‌شود، برای اجنبی‌ها ، «17 می» واقعا یک روز کاربردی برای بازشناخت هویت است. نه... باور کنید در هیچ کجای دنیا مردم در این روز هیجان‌زده دست زن و بچه‌شان را نمی‌گیرند تا به مناسبت رایگان شدن بلیت موزه‌ها به نزدیک‌ترین و سهل‌الوصول‌ترین موزه دم دست بروند.
کد خبر: ۴۰۳۹۱۲

یا آن‌که در این روز فرخنده در هیچ کجای دنیا چندین و چند همایش و سمینار با موضوع: موزه خوب است، اما نمی‌دانیم چرا بازدید کننده ندارد برگزار نمی‌شود. نه اصلا این اتفاق‌ها نمی‌افتد. مردم در خانه‌هایشان می‌نشینند و به مفهوم میراث فرهنگی و موزه‌ها فکر می‌کنند. شاید این جمله زیاد شعاری باشد، اما باور کنید نگاه جهانی به مفهوم میراث فرهنگی با آن چیزی که در کشور ما به آن نگریسته می‌شود متفاوت است. این موضوع را آمارها می‌گویـد. اگر به مفهوم هویت به عنوان یک مفهوم حیاتی در زندگی روزمره نگاه کنیم؛ میراث فرهنگی به جای مانده از گذشتگان به عنوان بدنی است که تنفسش از طریق ریه‌های موزه امکان می‌پذیرد.

موزه‌ها آرامگاه آثار تاریخی نیستند. آنها زنده هستند و جریان دارند اما نگاه انباری باعث می‌شود تا بمیرند. میراث فرهنگی هم با این اوصاف می‌شود چیزی در مایه‌های گلدان و گلاب پاش بالای سر قبر اموات و لابد باید فاتحه‌ای خواند برای اهل قبوری که گذشته اشان را نشناخته‌اند و می‌خواهند آینده‌شان را بسازند. باور کنید. ما ایرانی‌ها موزه نمی‌رویم. یا بهتر است بگوییم کمتر موزه می‌رویم. این موضوع را آمارهای رسمی مسوولان سازمان میراث فرهنگی می‌گوید. لابد دست خودمان هم نیست. گویا نمی‌خواهیم یا نمی‌توانیم حافظه تاریخی داشته باشیم. موزه‌ها که باشند امروز و دیروزمان متفاوت می‌شود. وگرنه برای یک مشت کاسه و سفال شکسته و نیمه شکسته که فرقی نمی‌کند که بازدیدکننده‌اش ایرانی باشد یا....

مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها