تزکیه و تعلیم

رسیدن به کمال ویژگی‌های مطروحه برای جامعه الگو، کاری سخت و دشوار و مسیری پردست‌انداز و هدفی صعب‌الوصول است ، به گونه‌ای که به برنامه‌ریزی جامع و مستمر و صبر و حوصله‌ای فراوان برای اجرایی کردن برنامه‌ها و عزمی جزم و اراده‌ای استوار و بالاخره به توکلی بایسته از جنس آموزه‌های قرآنی در باب متوکلان، نیازمند است.
کد خبر: ۴۰۳۲۸۱

این به معنای آن است که جامعه ما، برای تجربه کردن شرایط جامعه اسوه و الگوی خویش، می‌باید تعلیم و تعلم را در اولین رتبه از اولویت‌های خود قرار داده و برای پرداختن به این اولین، همه امور دیگر خود را تحت‌الشعاع این مقوله قرار دهد.

در این ارتباط باید عناصر و مولفه‌های موثر بر ذهنیت و رفتار انسان‌ها را از اولین روزهای زندگانی و از تمامی مجاری و نهادها و ابزارهای تاثیرپذیر، موضوع تحقیقاتی همه جانبه و مستمر قرار داد و با در نظر گرفتن ملاحظات ناظر بر آن، به سمت‌دهی امکانات جهت تامین نیازهای این مقوله حیاتی و اساسی، همت گماشت.

در جامعه الگو باید انسان، محور تمامی تلاش‌ها، خواسته‌ها، آرمان‌ها و اهداف باشد و این عملی نمی‌شود مگر این که آموزش در معنای اعم خود یعنی تزکیه و تعلیم سرلوحه تمامی کارها و اقدامات صورت گرفته در کشور باشد.

انسان‌ها باید چنان آموزش ببینند که، موجبات رهایی آنها را فراهم آورد و هم از قید و بند و اسارت جهل و خرافه و جاهلیت آزاد گردند و هم از مجموعه وابستگی‌هایی که می‌تواند آنها را از پیروز شدن در آزمون‌های الهی بازدارد، و به این وسیله حریت و آزادگی آنها را سلب نماید.

رهایی از همه عناصر خفی و آشکاری که اجازه شکوفایی استعدادهای انسان را از وی می‌گیرند و رمز و راز به وجود آمدن انسان آزاد و مکلف و مسوولی است که عدالت را چون جان جانان می‌جوید و زندگی‌اش را بر قاعده عدالت تنظیم و سازگار می‌کند.

براین مبنا باید برنامه‌ریزان آموزشی و تربیتی معتقد به جوهره این باور درخصوص محتوای آموزشی ـ‌ آموزشگران نهادهای آموزشی از مدرسه، خانواده و رسانه‌های صوتی و تصویری گرفته تا محیط کار و روزنامه و شعر کودکان و روابط انسانی با همدیگر و از پایین‌ترین سنین تا دوران سالمندی، در مقاطع قابل تعریف معین کنند که چه باید کرد تا محصول آن تربیت نسلی مسلمان و آموزش او برای آماده شدن جهت ورود به زندگانی بایسته در جامعه‌ای باشد که از استمرار این‌گونه حیات در آن، الگو بتدریج چهره بنمایاند و تشکیل شود.

علاوه بر این‌که محتوای آموزش مهم است، شیوه‌های آموزش و همچنین تربیت از محتوای آنها هم با اهمیت‌تر و خطیرتر است. به عبارت دیگر، آموزش باید با لحاظ ضرورت‌های محیطی، روان‌شناسی انسان‌ها و جامعه و متناسب با آنچه درپی نائل شدن به آن هستیم، سر و سامان داده شود و این مطلب ناظر بر انقلابی در مضامین، مقاطع، سن و سال، ضرورت‌های فنی و حرفه‌ای، نوع آموزش دانشگاهی ضروری و لازم و جایگاه بخش‌های مختلف در ارائه آموزش و صدها متغیر دیگر است که برنامه‌ریزان آموزشی تفصیل آن را برای مراحل مختلف رشد جامعه، تدارک دیده و جامعه باید اجرای آنها را عملیاتی نماید؛ اما آموزش مورد نظر، مدیریت رسانه‌های صوتی و تصویری و همه پیام‌ها و نکاتی است که از طریق فرهنگ عمومی در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی و... صورت می‌گیرد و بر حیات فردی و جمعی در جامعه تاثیرگذار است.

هر نوع ناسازگاری در قول و عمل می‌تواند آسیب چنین فضایی باشد که متاسفانه نمی‌توان به مبری بودن مطلق از آنها اندیشید و همین واقعیات است که کار تاثیرگذاری مطلوب بر قول، فعل و ذهنیت انسان‌ها را مشکل و توام با مرارت و سختی می‌کند.

لیکن می‌توان زمانی به درازای حداقل عمر چند نسل را لحاظ کرد و تحت هیچ شرایطی از نهادینه کردن تربیت و تعلیم دریغ ننمود و در این مسیر خستگی را ملاقات نکرد. تنها در این صورت است که می‌توان در افق دهه‌های آینده به رویش جوانه‌های معطوف به الگوی منظورنظر امیدوار بود.

دکتر حسن سبحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها