در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از 20 سالگی ـ همزمان با آغاز انقلاب شکوهمند اسلامی ایران ـ به جمع اهالی مهجور صدا پیوسته و سی و اندی سال است که به عشق دیدار، صوتی و تصویری با مردم در استودیوهای رادیو و تلویزیون، عمر میگذراند؛ هر چند عناوینی چون رئیس انجمن گویندگان رادیو و تلویزیون ایران، مدیر روابط عمومی و مشاور شهردار منطقه 10 تهران در طرح نواب، داور 7 دوره جشنواره صدا، مدرس فن بیان و گویندگی، نویسنده، گوینده و سردبیر برتر جشنوارههای اول، دوم، سوم و دهم رادیو را نیز در سوابق حرفهایاش میتوان دید. همه اینها را که با تجربه شیرین و هیجانانگیزش در همکاری و همراهی با رادیو جبهه ـ که تا قبل از دفاع مقدس در هیچ یک از جنگهای جهان متداول نبود ـ و حضور 33 ماهه در خط مقدم جبهههای غرب ضمیمه کنید؛ راحتتر میتوانید جملات ابتدایی این مقدمه را درباره او که سال 85 با عنوان تهیهکننده ارشد رادیو، بازنشسته شده است به قضاوت نشینید.
خیلیها معتقدند: «گویندگی، کاربلدی نمیخواهد چون حرفزدن را همه بلدند و صدا در گلوی همه هست.» شما هم نخستین بار با همین ذهنیت، پشت میکروفن نشستید؟
نه. در آغاز، چنین ذهنیت و نگرشی نداشتم. تنها از روی علاقه و بدون این که کسی بگوید صدایت خوب است، احساس کردم دوست دارم و میتوانم گوینده باشم بنابراین از همان دوران دبیرستان، اجراهای مدرسهای را آغاز نمودم و خوشبختانه موفق هم شدم اما بعد از ورود حرفهای به این عرصه با انجام کارهای آموزشی و تحقیق و مطالعه درباره رسانه، مردم و اجتماع به این نتیجه رسیدم که چون شرایط حنجره و دستگاه صداساز آدمها شبیه هم است بیش از 80 درصد مردم میتوانند گویندههای بسیار خوبی باشند ولی این که چرا تنها عده اندکی گوینده میشوند، به مهارتهایی بستگی دارد که بخشی از آن ذاتی است و زمینه وراثتی دارد و مابقی از طریق یادگیری حاصل میشود منتها بسیاری از مردم آن مهارتها را هرگز فرا نمیگیرند. با این همه به نظر من گوینده، ساختنی نیست؛ باید گوینده به دنیا آمد! تمام کارهای تخصصی فنی و هنری مثل خوشنویسی، خوانندگی، نویسندگی، گویندگی و... زمینههای درونی میخواهد بنابراین مهارتهای اکتسابی که از طریق مطالعه، تمرین، آموزش، سرمشق و... به وجود میآید برای ایجاد یک فن یا هنر در وجود فرد نیست بلکه برای پرورش و به فعل رساندن آن جوهره وجودی است.
شما هم گوینده به دنیا آمدید؟
نمیدانم. مخاطب باید بگوید که از صدای من خوشش میآید یا خیر و اصلا مرا به عنوان گوینده قبول دارد یا نه.
چقدر خودتان را میشنوید؟
خیلی زیاد. البته شیفته صدایم نیستم. میشنوم تا خودم را تصحیح کنم و خوبتر شنیده شوم.
از صدایتان خسته نشدهاید؟
هرگز. اگر اجرای برنامهای را بپذیرم دیگر برایم فرقی ندارد که برآورد کار چقدر است، برای کجاست، پخش میشود یا نه و... بهترین و عالیترین اجرایم را به کار میگیرم بنابراین حتما دوستش خواهم داشت. تازه بعد از پخش هم دوباره آن را گوش میکنم تا ببینم چه چیزهایی میتواند این صدا را در اجراهای بعدی، دوستداشتنیتر کند.
پس دلتان را به صدا خوش کردهاید؟
به چیزهای دیگر و صدا.
و آن چیزها؟
خوشنویسی و موسیقی. البته نابترین موسیقی، صداست. هر سازی، صدایی دارد اما صدای انسان یک موسیقی باشکوه است که اگر پرورش یابد و هوشمندانه به کار رود، تاثیر فوقالعادهای برجا خواهد گذاشت.
با این حساب، ضربالمثل «شنیدن کی بود مانند دیدن» را هم نباید خیلی جدی بگیرید؟
همین طور است. گاهی شنیدن از دیدن بهتر است. شنیدن، تخیلات ما را فعال میکند. در واقع صدا ما را به عمق و درون دنیا میبرد اما تصویر دنیا را از بیرون نشانمان میدهد.
ژانر اختصاصی صدای شما؟
تاکنون به این موضوع فکر نکرده بودم. علاقهام به شعر و ادبیات، حماسه و مقاومت و بعضی برنامههای معارفی بیشتر است. به نظر من لازم نیست گوینده هر نوع متنی را عالی و بینقص بخواند و اجرای هر جور برنامهای را بپذیرد. البته هستند گویندگانی که از این توانایی برخوردار باشند، اما به قول شما گوینده باید در ژانر خودش موفق عمل نماید و همین که بتواند در یکی دو ژانر، خوب گویندگی کند، کافی است.
به مانایی انحصاری صدا اعتقاد دارید؟
معتقد نیستم «تنها صداست که میماند»، بلکه صدا را هم یکی از پدیدههای ماندنی میدانم.
چه صدایی؟
سوال خیلی خوبی است زیرا همه چیز صدا دارد اما تنها صداهایی که برای شنوندگان و مردم روزگار خودشان، مشخصه یک خاطره ذهنیاند میتوانند در زمانه بعدی نیز شنیدنی، قابل استفاده و لذت بردن باشند و به عبارتی ماندگار شوند.
و نمونه این صداهای ماندگار در روزگار ما؟
قبلا گویندگان خوب زیادی داشتیم ولی الان کمترند با این حال میتوانم به صدای پرویز بهرام، بهروز رضوی و مخصوصا زنده یاد خسرو شکیبایی با آن نمک خاصی که در صدا و تلفظ حرف سین و شیناش بود اشاره کنم. از میان کمی قدیمیترها هم صدای آقای مهدی علیمحمدی که گویندگیاش در نمایشهای قصه شب رادیو، خیابانهای تهران را خلوت میکرد، به یاد ماندنی است. در میان خانمها نیز باید از آذر پژوهش، روشنک، مولود کنعانی و فیروزه امیرمعز که به نوعی در کلاسهایش شاگردی کردهام، نام برد.
اصطلاح « فک زدن» شما را به یاد چه میاندازد؟
متاسفانه به یاد بعضی از مجریها و گویندگان امروزی رادیو و تلویزیون خودمان میافتم.
اجرای چند درصد از گویندهها در دایره این صفت میگنجد؟
نمیخواهم درصد بگویم و آمار بدهم اما این که بعضی از گویندههای برنامههای زنده یا تولیدی فکر میکنند هر چه بیشتر حرف بزنند بهتر جلوه میکنند و شنیده میشوند، تصور کاملا باطلی است. عرضه بیش از حد صدا ـ هر قدر هم که زیبا باشد ـ باعث دلزدگی و کلافگی و در نتیجه، عدم پذیرش میگردد.
گوینده باید به خواست مخاطب حرف بزند و از قدرت تشخیص زمان مناسب سخنگفتن برخوردار باشد. متاسفانه گویندگان و گزارشگران ما بیشتر حرف میزنند و کمتر میشنوند. بیان مقدمههای بسیار طولانی برای طرح یک سوال و اختصاص حداقل زمان جهت پاسخگویی مصاحبهشونده، سکه رایج برنامههای گفتارمحور است حال آن که مقدمه و موخره باید خوب و کوتاه باشد و حتی همین حرف خوب را هم باید تقسیم کرد و به موقع در اختیار مخاطب قرار داد.
یعنی به نوعی در استفاده از کلمات، خسیس باشد؟
نه. یعنی واژهها را ریخت و پاش نکند.
آسمان ریسمان به هم نبافد و آن مقدار لازم را در جایگاه خودش به کار ببرد. کلام گوینده باید موجز و هدفمند باشد تا مخاطب، تشنه شنیدن بماند.
اصولا طرز صحبتهای ما در رادیو چقدر فراگیر است؟
باید تعیینکننده باشد. مخاطب طی سالها به رادیو اعتماد کرده است لذا هر آنچه در این رسانه اشاعه یابد را میپذیرد و در این بین تفاوتی میان شنوندگان عام و فرهیخته وجود ندارد بنابراین بایستی بهترین کلام را در رادیو به کار گیریم و زبان و گفت و گوی معیار را اصل قرار دهیم. اما متاسفانه الان اینگونه نیست و گویندگانی که زبان معیار به کار میبرند و طرز گفت و بیانشان برای مخاطب سودمند است خیلی کم هستند.
چاره چیست؟
باید به مساله آموزش، پرورش و تربیت صدا توجه ویژهای بشود.
ضعف منابع تخصصی، لطمههای زیادی بر پیکره گویندگی ما وارد میکند. متاسفانه الان حتی در مراکز آموزشی موجه و قابل اعتماد هم از منابع تئاتر برای آموزش گویندگی استفاده مینمایند و این در حالی است که بعضا تفاوت در نوع آموزش این دو رشته هنری از زمین تا آسمان است مثلا در تئاتر به ما یاد میدهند که چگونه صدایمان را به فاصله 100متری انتهای سالن برسانیم در حالی که در گویندگی رادیو و تلویزیون لازم نیست صدا از 30 سانتیمتر فراتر برود! 100 متر را با 30 سانتیمتر مقایسه کنید تا ببینید تفاوت از کجا تا کجاست؟
این تفاوت در سایر مولفهها نیز همین قدر فاحش است و این اشکال بزرگی است. از سوی دیگر استادانی که به انتقال تجربههایشان مشغولند نیز به دلیل افزایش سن تا حدودی توان کیفیشان را از دست دادهاند. لذا باید فکری اساسی کرد.
چرا خودتان آستین بالا نمیزنید؟
من در حال حاضر مشغول نگارش کتابی با موضوع گویندگی و گزارشگری، تربیت صدا و فن بیان برای اداره پژوهشهای رادیو هستم. البته نمیخواهم بگویم این کتاب همانی است که دنبالش میگردیم، اما میتواند به عنوان یک راهنما در دسترس گویندهها قرار گیرد.
همان کتاب « پرنیان بیان»؟
بله. البته ممکن است نامش تغییر کند. به هرحال آنچه در قالب این کتاب ارائه خواهم داد آموزش یکسری تمرینهای تازه و نرمشهای ویژه و در واقع همان تجربههایی است که نتایج علمی و عملیاش را در کلاسهای گویندگی وفن بیان بر روی هنرجویانم دیده و آزمودهام و امیدوارم مورد توجه اهل صدا و علاقهمندان قرار گیرد و در آینده نیز آموزههای آن را گستردهتر و تازهتر نمایند زیرا هر چه زمان میگذرد، تکنولوژی روز پیشرفتهتر و پیچیدهتر میگردد و ما به عنوان گوینده باید به روز بمانیم و از این پیشرفتها غافل نشویم. در روزگار امروز همه چیز با شتاب فزایندهای در حال تغییر است و تعالیم گویندگی و فن بیان 10 سال قبل با امروز فرق میکند. آن سالها باید در میکروفن داد میزدیم تا صدایمان شنیده شود اما الان میکروفنها و دستگاههایی داریم که صدای نفس و لباس ما را میگیرد و پخش میکند. حتی طرز نشستن پشت میکروفن، نحوه به کارگیری صدا و... نیز به شدت متفاوت شده است. خلاصه مباحث زیادی در این حوزه مطرح میشود که گویندگان ما از موضوعات آن هم بیخبرند چه رسد به جزئیاتش. به عنوان مثال خیلی از آنها نمیدانند نرمشهای صدا چیست و چه کاربردی دارد چون در جایی نوشته نشده است و منبعی برای مطالعه گوینده وجود ندارد.
این نرمشهای صدا چیست؟
برای آن که گفتارمان لطیف شود؛ آهنگ، حس و حالت بیانمان، لحن و سرعت گویندگی و برد یا بلندی صدایمان مناسب باشد و بتوانیم تکیهها و تاکیدها، تقطیع و فاصلهگذاریها و به طور کلی درنگها و مکثها و علامتهای سجاوندی متن را خوب ادا کنیم باید اندام صداساز بدن مثل لب، دندان، زبان، گلو و سیستم تنفس را با تمرین، ورزیده کنیم.
این تمرینها و نرمشهای ساده قبل از ورود به استودیو در مدت یکی دو دقیقه انجام میشود و آمادگی گوینده را برای ارائه کار مطلوب چند برابر مینماید.
در اینجا به چند مورد کاربردیتر این تمرینها که میتواند مورد استفاده همه سخنوران قرار گیرد، اشاره میکنم. البته شاید شکل ظاهری اجرای این نرمشها، نازیبا باشد، اما تاثیر فوقالعادهای دارد. بنابراین گوینده میتواند کاغذی جلوی صورتش بگیرد یا در جایی خلوت آنها را انجام دهد. به این صورت که ابتدا فک خود را بشدت بالا و پایین ببرد و باز و بسته کند تا زاویههای فک، نرم شود سپس زبان را در 4 جهت بالا، پایین و طرفین داخل دهان حرکت دهد؛ این حرکت را بیرون از دهان هم تکرار کند. همچنین باید لبها را روی دندانها بکشد به گونهای که لبهای بالا و پایین، روی دندانها را بگیرد و رها شود.
در آخر نیز تمام حروف الفبا را با اعراب فتحه،کسره و ضمه ادا نماید. اینها سادهترین نرمشهای قبل از استودیو است که برای همه گویندگان پیشکسوت و تازهکار برنامههای زنده و تولیدی کاربرد دارد و کمک میکند تا بتوانند آهنگ، سرعت و حس و حال کلامشان را کنترل نمایند.
پیشنهاد ایجاد کانون آموزش گویندگی و گزارشگری که چندی قبل از سوی شما به معاونت صدا ارائه گردید به کجا رسید؟
خوشبختانه معاونت محترم صدا به گویندگی و گسترش آن علاقهمند هستند. حتی چند بار نیز ترجمه برخی از منابع خارجی مرتبط با این حرفه را از من خواستند که تقدیم کردم، اما به هر حال مشغله کاریشان هم زیاد است.
در مجموع امیدوارم این پیشنهاد، اثربخشتر و نظاممندتر دنبال شود.
با راهاندازی این کانون میتوان بیش از پیش به شنیدن صداهای خوب از رادیو امیدوار بود؟
انشاءالله. رادیو باید پایگاه کشف استعداد و آموزش گویندگان و گزارشگران باشد و حتی گوی سبقت را از تلویزیون هم برباید.
البته بخش آموزش حوزه صدای سازمان اقداماتی در این باره انجام داده و کارشناسانی به استانها میفرستند تا گویندگان و گزارشگران هر منطقه کشور از آموزشهای لازم برخوردار شوند. من نیز در قالب همین طرح به برخی مراکز سفر کردم و خوشبختانه علاقه و استقبال فراوانی برای یادگیری شاهد بودم. فراموش نکنیم این روزها که شبکههای رادیویی و تلویزیونی در حال توسعه هستند بیش از پیش به نیروهای متخصص و تربیت شده نیازمندیم. لذا ضروری است تا سازمان صدا و سیما پیشقدم شود و ابتدا زمینه تعلیم گویندگان رسمی و پس از آن علاقهمندان به این حرفه را در راستای کشف استعدادهای نو فراهم نماید تا کمتر شاهد سودجویی و تبلیغات پوچ و واهی آموزشگاههای پراکنده و غیرمطمئن و تلفشدن آیندهسازان این عرصه باشیم. خوشبختانه قدمهای اول برداشته شده اما انتظار این است تا کمی جدیتر و با بهرهمندی از عوامل کارا و متخصص به نتایج بهتری دست یابیم.
حال که پای تلویزیون را وسط کشیدید میخواهیم بدانیم اجرای سال گذشتهتان در برنامه رادیو7، ذهنتان را برای سیماییماندن قلقلک نداد؟
همیشه به اجرای برنامههای خوب تلویزیونی علاقه داشتم. رادیو 7 نیز از این قاعده مستثنی نبود.تهیهکنندگان و کارگردانان این برنامه خیلی هوشمندانه از ابزار و مولفههای آشنای رادیو در آن استفاده کردند و در واقع ابتکاری تصویری به خرج دادند و توانستند مخاطب را به درک ویژهای از این برنامه برسانند.
معینی: در حال حاضر مشغول نگارش کتابی با موضوع گویندگی و گزارشگری، تربیت صدا و فن بیان برای اداره پژوهشهای رادیو هستم
خوشحالم که مدتی از دریچه این برنامه همراه مردم بودم. الان هم در برنامه زنده «صبح با خبر» شبکه خبر بخشی بهنام «همزبانان» راهاندازی کردهایم و هر بار با یکی از شاعران و اهل قلم فارسیزبان غیرایرانی پیرامون شعر، ادبیات، زبان فارسی و مراودات فرهنگی در کشور محل زندگی مهمانمان صحبت میکنیم. خوشبختانه شبکه بینالمللی خبر اخیرا رویکرد مناسبی نسبت بهادبیات و زبان فارسی از خود نشان داده تا آنجا که حتی اعلام سروده شدن یک شعر جدید را به عنوان خبر مورد توجه قرار داده است و من در ابتدای این برنامه که صبحهای دوشنبه هر هفته روی آنتن میرود، ابتدا خبر سرایش یکی از تازهترین سرودههای شاعران کشور را اعلام میکنم که مثلا این شعر بتازگی توسط فلان شاعر سروده شده است، سپس سراغ مهمانم میروم.
خوشبختانه این برنامه نیز با وجود نوپا بودن مخاطب خوبی برای خود فراهم آورده است و آینده روشنی برایش متصور هستم.
فکر میکنید رادیوی بدون تصویر در آستانه 72 سالگی، همچنان درست دیده و شنیده میشود؟
وقتی تلویزیون روی کار آمد همه فکر میکردند دوران رادیو تمام شده است، اما گذشت زمان نشان داد رادیو به عنوان یک رسانه گرم و سهلالوصول میتواند ابزار اصلی اطلاعرسانی، آموزش، فرهنگپذیری و حتی تفریح بوده و همچنان در میان طبقات مختلف جامعه طرفدار داشته باشد. مشابه این وضعیت با ظهور پدیده اینترنت برای تلویزیون هم رخ داد. خیلیها میگفتند جایگاه تلویزیون، متزلزل میشود اما نشد. هر رسانهای جای خودش را دارد و در این میان، رادیو به دلیل نقش ویژهای که در بحرانها، سلامت، آموزش اجتماع و استفاده از ظرفیتهای ملی و فرهنگهای بومی دارد میتواند همچنان در مسیر توسعه فرهنگی و اجتماعی ایران نقش داشته باشد و واضح دیده و شنیده شود.
پس چرا در چشمانداز آینده صدای جمهوری اسلامی، ظهور و بروز رادیوهای تصویری برای دیدهشدن بیش از پیش رادیو مدنظر قرار داده شده است؟
استفادههای اینچنینی از رادیو و بروز این پدیدهها از چالشها و عوارض ظهور جامعه جدید اطلاعرسانی است. هر چند آن چه به عنوان رادیو میشناسیم همان شکل سنتی و همهگیرش است که میتوان در جیب گذاشت و اینطرف و آنطرف برد. هر چیزی غیر از این که در قالب رادیوهای تصویری یا اینترنتی اتفاق میافتد، رسانه دیگری است و رادیو نمیشود.
یعنی اگر قرار باشد تلویزیون را روشن کنیم و رادیو ببینیم و بشنویم که دیگر با رادیو مواجه نیستیم. حتی به پادکستهای اینترنتی که میتوانند یک رادیوی شخصی با کاربردها و کارکردهای فراوان باشند هم نمیتوان رادیو گفت.
یعنی این رسانههای جدید، نمایانگر تلاش رادیو برای شبیه شدن به تلویزیون نیستند؟
نه. این رسانهها، مستقل و جدا از رادیو هستند و شاید وسیلهای برای جذب بیشتر بیننده و شنونده باشند که در آن صورت هم راههای بهتری برای جلب و انگیختن اعتماد مخاطب وجود دارد.
در مسیر جاده یا خیابان که سوار اتومبیل هستید ترجیح میدهید به رادیو گوش دهید یا موسیقی ثبت و ضبط شده بر روی یک نوار یا سی دی را بشنوید؟
رادیو. اگر برای چند دقیقه هم بخواهم در ماشین بنشینم رادیو را فراموش نمیکنم حتی موسیقی را هم از رادیو میشنوم. در نقاط مختلف خانه نیز چند دستگاه گیرنده رادیو گذاشتهام که هر کدام بر روی یکی از شبکهها تنظیم شدهاند. خلاصه رادیو همیشه همراه من است.
فکر میکنید یک جوان آنلاین و رسانه زده امروزی ـ با همه ویژگیها و علایق ارتباطیاش ـ هم در موقعیتی مشابه با شما همین رفتار را از خود بروز دهد؟
نه متاسفانه. این تقصیر ما گویندگان و برنامهسازان است. باید برای روشن ماندن رادیو فکری بکنیم. البته تلاشهایی در حال انجام است که در این میان میتوان به توسعه شبکه و راهاندازی رادیوهای تخصصی برای تامین نیازهای آنی و لحظهای مخاطب اشاره کرد. سیاستهای فرهنگی رادیو در راستای آشتی مخاطب با این رسانه است ؛هرچند خوشبختانه بحران مخاطب نداریم.
مطمئن هستید این نیاز در همه جا، آنی و لحظهای تامین میشود؟ آیا هنگام مسافرت و تردد در جادههای بین شهری نیز با توجه به اختصاصی بودن فرکانسهای رادیویی در هر منطقه، میتوانیم شبکه موردنظرمان را به راحتی بر پهنای امواج بیابیم؟
نه. تامین نیازهای آنی در نقاطی که تحت پوشش فرستندههای رادیویی هستند اتفاق میافتد وگرنه غالبا در جادههای بین شهری نمیتوانیم به هیچ رادیویی دسترسی داشته باشیم چه رسد به انتخاب شبکه رادیویی! در شهرهای مختلف نیز باید پیچ رادیو را آن قدر بگردانیم تا شبکه موردنظرمان را با کیفیت صدایی نهچندان مطلوب بیابیم.کاش بهتوسعه فنی و گسترش عمق دامنه رادیو بیش از پیش توجه شود تا مردم مجبور نشوند هنگام مسافرت از خیر گوش دادن به رادیو بگذرند و تنها به سیدی و آهنگ پناه برند.
میلاد و شیما کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: