در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چنین شرایطی در نگاه کلان به حقوق و تکالیف شهروندی نیز بستری آسیبزا میدهد؛ بویژه آنجا که رابطه میان شهروندان با یکدیگر از تکالیف و وظایف خالی میشود و مناسبات اجتماعی را با دردسرها و مشکلات تاسفبار مواجه میکند. حال باید پرسید ریشه مشکل کجاست. اگر رعایت شوون شهروندی در شکل شناخته شده و چند بعدی آن برای زندگی در شهرها و بویژه کلانشهری همچون پایتخت 13 میلیونی ما نه یک آرمان یا امری رفاهی بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر و کاربردی است، پس چرا روابط و مناسبات ناشی از آنها هنوز با دشواریهای روزمره و گاه طاقتفرسا مواجه است و گامهای اصلاح وضعیت چنین کند پیش میرود؟ در حقیقت باید پرسید چرا زندگی در شهرها و میان شهروندانی که دریافت خدمات بیشتر و بهتر را مطالبه میکنند و به رفاه بیشتر نه نمیگویند تا این اندازه با ناملایمات فراگیر و کاستیهای آزاردهنده فرهنگی و رفتاری همراه است.
اولویتها و نارساییها
برخی خدمات شهری به صورت بالفعل وجود دارند و روندی روبه گسترش را طی میکنند. از این نوع خدمات که مزایای شهرنشینی نیز محسوب میشوند میتوان به امکانات دفع زباله، نظافت اماکن عمومی، نگهداری فضای سبز، امکانات رفاهی و تفریحی، خدمات مالی و تجاری، امکانات جابهجایی و حمل و نقل، عرضه محصولات متنوع و... اشاره کرد.
حال اگر قرار باشد در شرایط فعلی کنش و واکنش شهروندان در حوزه رعایت حقوق و تکالیفشان را شناسایی کنیم به دو گزاره میرسیم. نخست این که شهروندان خواهان دریافت خدمات بیشتر و با کیفیت مطلوبتر هستند به گونهای از آنها برخوردار شوند و نکته دوم این که شهروندان رعایت تکالیف شهروندی را ضرورتی قطعی و دائمی نمیدانند. آزمون درستی این فرضیهها در پاسخ هنجارشکنان درحوزه تکالیف شهروندی قابل بررسی است. برای مثال هنگامی که از فردی سوال میشود چرا در صف جلو زده و حق تقدم دیگران را رعایت نکرده، ممکن است بگوید «صف خیلی طولانی بود.» یا در مقابل سوال دیگری درباره عدم رعایت تکلیف شهروندی ممکن است بشنویم. حالا مگر چه شده؟
این به معنای عدم پایبندی دائمی به رعایت چنین تکالیفی است. اغلب توجیهاتی که در پی هنجارشکنیهایی از این نوع ارائه میشود به صورت مستقیم یا با واسطه به گزارههای گفته شده بازمیگردد و از یکی از آنها یا هر دو ناشی میشود.
ترکیب این گزارهها کشمکش دائمی در شوون شهروندی را تصویر میکند که غلبه بر آن راهگشای بهبود شرایط خواهد بود. این کشمکش و در حقیقت کنش و واکنش نظری و عملی در هر جامعهای بنا به اقتضائات و وضعیت فرهنگی در برخی حوزههای مشخص پررنگتر جلوه میکنند. دکتر هاشم مهدوی، روانشناسی بالینی و متخصص آسیبهای اجتماعی نقاط ضعف عمده و ملموس رعایت حقوق و تکالیف شهروندی در جامعه شهری ما را در سرفصلهای زیر معرفی میکند.
اقناع: شهروندان باید قانع شوند که رعایت حقوق و تکالیف شهروندی برای زندگی در شهر یک ضرورت است. این اقناع از آموزش شروع میشود و باید با انگیزش همراه باشد. جنبه عمومی کار نیز نباید فراموش شود. در شرایط فعلی برخی افراد بنا به شخصیت و بینش خود بر رعایت تکالیف شهروندی و برخورداری از حقوق شهروندی که لازمه آن است، تاکید دارند و در مقابل اغلب شهروندان با اکراه به وظایفشان عمل میکنند یا حداقل به شوون رفتار شهروندی اعتقادی ندارند.
قانونمداری: تجربه نشان میدهد الزامات قانونی بر جنبه عمومی حقوق و تکالیف شهروندی موثرند. یک نمونه رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی به دلیل ترس از جریمه شدن است. در مقابل بسیاری هنجارشکنیها در حوزه تکالیف شهروندی با جریمه مواجه نیست و به صورت امری اختیاری درآمده است.
ادب اجتماعی: متاسفانه در جامعه ما، حریم اماکن عمومی مانند حریم خصوصی محترم شمرده نمیشود. برخی افراد پایشان را جلوی بزرگتر دراز نمیکنند ولی با زیرپیراهنی یا لباس نامناسب در کوچه ظاهر میشوند! در فرهنگ ما کوچه و خیابان جای بسیاری کارهاست که در منزل اجازه انجام آن وجود ندارد. مثلا اگر کودک یا نوجوانی داد بزند و شلوغکاری کند میگویند اگر میخواهی این کارها را بکنی جایت در خیابان است! ادب اجتماعی پیونددهنده شهروندان یک جامعه شهری است و بدون آن اطلاق واژه شهروند به ساکنان یک شهر با اما و اگر مواجه میشود.
نکته: همانطور که هیچکس با نزدیکانش بدرفتاری نمیکند و تمایل به تخریب خانه یا خودروی خود ندارد در صورت وجود احساس تعلق به محیط شهری شهرو سایر شهروندان نیز از آسیبهای فیزیکی و رفتاری یکدیگر در امان میمانند
فرآیند اجتماعی شدن: اجتماعی شدن مفهومی گسترده دارد و به یادگیری زندگی اجتماعی در کنار سایرین و عمل به الزامات آن اطلاق میشود. در دنیای امروزی طول دوره اجتماعی شدن برای اعضای نسلهای انسانی کوتاه و کوتاهتر میشود و برای مثال در جامعه ما به فاصله یک یا دو نسل افرادی ظهور میکنند که برخلاف پیشینیانشان با ابزار ارتباطی، دیجیتالی و الکتریکی به صورت روزمره سر و کار دارند و با آنها روزگار میگذرانند. در مقابل فرهنگ شهرنشینی ما متناسب با نیازها و الزامات واقعی رشد نمیکند و برای مثال فرزندان هر جا بتوانند از زیر بار رعایت قوانین رانندگی سر باز میزنند، همانگونه که والدینشان چنین میکنند.
تضاد طبقاتی: هنگامی که گروه یا طبقهای از افراد جامعه از برخی خدمات شهری محروم باشند یا حتی از نظر اقتصادی نسبت به گروهی دیگر احساس ضعف کنند، در رعایت حقوق و تکالیف شهروندی اخلال ایجاد میشود. یک نمونه تخریب سازههای شهری است که میتوان پذیرفت برای افرادی که کمتر از یک سازه خاص استفاده میکنند و از خدماتش کمتر بهره میبرند احتمال تخریب آن بالاتر است.
دکتر مهدوی همچنین به احساس تعلق به شهر و محل سکونت اشاره میکند و میافزاید: مسائل فرهنگی و رفتاری بااحساس تعلق آمیخته و ممزوج هستند. بخشی از احترام عمیقی که فرد برای والدین، خانواده و فامیلش قائل است و در رفتار خود نشان میدهد به این حس تعلق مربوط میشود. همانطور که هیچ کس با نزدیکانش بدرفتاری نمیکند و تمایل به تخریب خانه یا خودروی خود ندارد در صورت وجود احساس تعلق به محیط شهری، شهر سایر شهروندان نیز از آسیبهای فیزیکی و رفتاری یکدیگر در امان میمانند. احساس تعلق شهروندان به محیط شهری موضوعی پیچیده است و بالطبع به راحتی شکل نمیگیرد. برای مثال مهاجرت به شهرها و حضور افرادی از قومیتهای مختلف که شرایط اقتصادی، باورها، آداب رفتاری و نگرشهای متنوع دارند میتواند احساس تعلق به محیط زندگی را در شهروندان کاهش دهد.
رابطه فرهنگی و قانون
تقدم و تاخر فرهنگسازی بر اعمال ضوابط از بحثهای تاریخی در حوزه رعایت شوون شهروندی است. گروهی معتقدند باید ابتدا برای یک موضوع یا رفتار فرهنگسازی کرد تا اصل مشکل برطرف شود، سپس متخلفان از آن رفتار عمومی را جریمه کرد. دسته دیگر اعتقاد دارند اعمال ضوابط قانونی مرحله اول شروع فرهنگسازی است و برای مثال هنگامی که متخلفان از قوانین راهنمایی و رانندگی جریمه شوند، آنگاه رعایت قوانین رانندگی به یک فرهنگ عام تبدیل میشود. طرفداران هر نظریه نیز دلایل مختلف و سابقهای از تجربیات شهروندی در گوشه و کنار جهان و در مقاطع تاریخی دور و نزدیک به عنوان شاهد برای اثبات مدعایشان میآورند.
سعید ملکی، کارشناس ارشد مدیریت شهری در اینباره بهتقدم فرهنگسازی بر اعمال ضوابط اشاره میکند و میگوید: اعمال قوانین و حتی وضع آنها به بسترها و امکاناتی نیاز دارد که اغلب رویکردهای فرهنگی یکی از مهمترین آنهاست. برای مثال هنگامی که پلیس تصمیم میگیرد رانندگان و سرنشینان را در صورت نبستن کمربند ایمنی جریمه کند باید شرایط اصلی اعمال این قانون را سنجیده و نواقص موجود رفع شود. باید پیش از هر کار دانست آیا رانندگان و مسافران که از اقشار مختلف جامعه هستند از ضرورتهای ایمنی بستن کمربند خودرو آگاهند یا نه؟ آیا مثلا خودروهای تولیدی و وارداتی کمربند ایمنی دارند؟ آیا نیروی انسانی و امکانات مالی و فنی کافی برای اعمال این ضابطه وجود دارد؟ و سوالهای دیگری که باید پاسخ مناسبی برایشان یافت.
به گفته وی سپس باید در اینباره اطلاعرسانی شود، اعمال قانون به صورت کامل و جامع صورت گیرد و آخر سر نتیجه کار سنجش شود تا نواقص حین اجرا برطرف گردد. ملکی میافزاید: این موضوع در جامعه شهری ما پیگیری شد و همگی از نتایجش مطلعیم. یک مثال دیگر وضعیت را روشنتر میکند. اگر قرار باشد کسانی را که در اماکن عمومی زباله میریزند جریمه کنند چه باید کرد و چه مراحلی باید طی شود.
وی همچنین به ضرورت شکلگیری رویکردهای فرهنگی میان مسوولان و متولیان امور بالادستی دولتی معتقد است و میافزاید: در آنچه برای اداره درست یک شهر لازم است و شوون شهروندی کارآمد نامیده میشود وجود ارادهای برای اصلاح ضروری به نظر میرسد. هیچ کاری خود به خود و براثر مرور زمان اصلاح نمیشود. در بسیاری از حوزهها ی شوون شهروندی در جامعه شهری ما باید کار فرهنگسازی از صفر شروع شود. حال اگر میان مدیران بالادستی و تصمیمگیرندگان کلان امور اجتماعی و شهری اراده ای برای شروع فرآیند اصلاح وجود داشته باشد میتوان به پیشبرد کار امیدوار بود. در غیر این صورت در برخی حوزههای رفتار شهروندی به جای آنکه متخلفان در اقلیت باشند رعایتکنندگان تکالیف شهروندی بخش کوچکتر را تشکیل میدهند و چهبسا از آزار، تمسخر یا بدرفتاریها در امان نمانند. چنین رویکردی در رفتارهای رانندگان بسیار دیده میشود. برای مثال در گرههای ترافیکی افرادی که میخواهند قانون را اجرا کنند و برای سبقتگرفتن یا راه باز کردن حاضر به تخلف نیستند از سوی دیگران با اعتراض، بوقهای ممتد و چهبسا اهانت مواجه میشوند. دیگر اینکه وقتی افسر راهنمایی حاضر باشد همه از ترس جریمه، قانونمدار میشوند ولی حاضر نبودن پلیس قید و بندها را از بین میبرد و رانندگی بیقانون و ناایمن امری عمومی میشود. در این حوزه مشخص میتوان این گونه قضاوت کرد که فرهنگ رانندگی در جامعه شهری ما وجود ندارد و آنچه در واقعیت نزد عموم مشاهده میشود رعایت برخی قوانین از سر اجبار است.
امین رحیمی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: