نصرالله قادری علاوه بر تدریس نمایشنامهنویسی و کارگردانی، یکی از قدیمیترین منتقدان تئاتر محسوب میشود که سالها به تدریس این حوزه هم پرداخته است.
او که رئیس کانون ملی منتقدان است هماکنون سردبیری مجله نمایش تنها ماهنامه تخصصی تئاتر کشور را هم به عهده دارد. از این رو او برای گفتوگو درباره موضوع تئاتر در نشریات و انواع جریانهای نقد، حرفهای شنیدنی زیاد دارد.
به نظر میرسد در سالهای اخیر نیروی انسانی تئاتر و دانشجوها و دانشآموختگان این حوزه بسیار زیاد شده، اما در کنار این رشد، خوراک مطبوعاتی آنها برای خواندن نقد و پیگیری اخبار تئاتر توسعه نیافته است. اگر با این رویکرد موافقید دلیلش را چه میدانید؟
به دلیل این که تئاتر مساله مردم ما نیست و همین طور چون رسانهها که وظیفه تبدیل کردن این مقوله به فرهنگ عمومی را دارند به مسوولیت خود بیتوجهاند، به تئاتر در نشریات بیشتر نگاهی تزئینی شده است و کمتر نشریات
در این حوزه عمیق میشوند.در واقع با وجود رشد عددی دانشجویان تئاتر ـ که الزاما مثبت نیست ـ بدنه مردم که این هنر مال آنهاست به تئاتر متصل نمیشود.
اما مخاطبان مشخص تئاتر مثل دانشجویان، روشنفکران و خود هنرمندان تئاتر هم کمتر به سمت مطالعه نقد و پیگیری تئاتر در مطبوعات میروند. این به چه نقصانی برمیگردد؟
در هر حال سرانه مطالعه در کشور ما پایین است. از سوی دیگر ذات تئاتر در اشتیاق خیلی از دانشجویان برای رسیدن به شهرت حل شده است. در چنین شرایطی دیگر نفس تئاتر از بین میرود. وقتی دانشجو میبیند که بدون مطالعه میتوان وارد دانشگاه شد و از آن سادهتر فارغالتحصیل شد، دیگر نیازی به مطالعه حس نمیکند. وقتی ورود به فضای تئاتر بدون طی کردن سیری از دانش و تجربه تنها به واسطه روابط سهل میشود، مطالعه حتی در حد مطبوعاتی آن و خواندن نقد اهمیت خود را از دست میدهد. در دورههای طلایی تئاتر ایران این روند کاملا متفاوت بوده است. افراد گروههای نمایشی
به دلیل احساس نیاز خود بشدت مطالعه میکردند.
نقد و تحلیلهای رسانهای در اصلاح چنین روندهای غلطی در تئاتر چقدر میتواند موثر باشد؟
در کشورهای صاحب تئاتر، نقد موجب بقا یا تعطیلی یک تئاتر میشود. یعنی بیشتر مردم با رجوع به نظر منتقدان، تئاتری را که میخواهند ببینند انتخاب میکنند، اما در ایران اساسا نقد از سوی خود منتقدان و هنرمندان بیحرمت شده است. از سوی دیگر برای صاحبان رسانههای ما، تئاتر و نقد تئاتر شأن و منزلت ندارد.
خب از این شرایط چگونه میتوان بیرون آمد؟
اصلیترین راه، بازگشت به شأن و جایگاه اصلی کلمه است.من معتقدم تنها با توجه و رفتار مسوولانه خود ما تئاتریهاست که این مساله اصلاح میشود. من امیدوار به کمک اشخاص بالاتر و مسوول نیستم، بلکه تمام اعتقادم به خود اهالی تئاتر است.
فکر میکنید اهالی رسانه و صفحه تئاتر روزنامهها امروز برای تصحیح جریان تئاتر ایران چه قدمهایی میتوانند بردارند؟
نصرالله قادری: تئاتر مال مردم است، بنابراین در یک رسانه فراگیر مثل روزنامه باید به هنرهای نمایشی بهشکلی مردمی پرداخته شود. پیچیدگی مرعوب کننده و معرفیتئاتربهعنوان هنری مخصوص نخبگان و خواص به آن آسیب میزند
اولین قدم این است که همین منتقدان و روزنامهنگاران تئاتر را به مساله مردم تبدیل کنند. آن گاه خود مردم با اقبال به تئاتر باعث توسعه این هنر میشوند. این مستلزم اعتماد کردن مردم به یک روزنامه است. منظورم نه فقط صفحه تئاتر، بلکه کلیت آن روزنامه است.
نقدها با توجه به رسانهای که آنها را ارائه میکنند، تفاوتهایی دارند. فکر میکنید مرزهای این شیوهها الان مشخص است و آدمهای ویژهای برای هر یک از این رسانهها تربیت شدهاند؟
با کمال احترامی که برای دوستانم قائلم، فکر میکنم این اتفاق نیفتاده، یعنی ما الان منتقد مطبوعاتی نداریم. منتقد مشخص ماهنامه و فصلنامه هم به شکلی که ضوابط خاص رسانه خود را رعایت کنند، نداریم. تصور هم نکنید که این مساله تنها مساله امروز ماست. ما از سالهای پیش از انقلاب با این مشکل مواجه بودیم. اگر به نقدهای آدمهای سرشناسی که آن سالها نقد مینوشتند نگاه کنیم متوجه میشویم این نقصان وجود همیشه بوده است. ما متاسفانه هیچ گاه در آموزشگاهها و دانشکدههای تئاتری دست به تربیت منتقد نزدیم، لذا نقد تئاتر همیشه پلهای بوده برای ورود به نقد سینما یا تلویزیون یا ورود به عرصه عملی تئاتر.
این جایگاه نقد تئاتر در دنیا چگونه است؟
در دنیا نقد تئاتر جایگاهی بسیار ویژه دارد. دستمزد منتقد تئاتر معمولا خیلی بالاست و از اعتباری ویژه در جامعه برخوردار است. در دنیای صاحب تئاتر، هنرمندان در سرنوشت کاری خود خیلی وابسته به نقدهایی هستند که روزنامهها مینویسند.
آیا در ایران چیزی به نام آموزش نقد و جود دارد؟
نه، متاسفانه چیزی با این عنوان هیچ گاه پیگیری نشده است. نقدی که در دانشگاههای ادبیات آموزش داده میشود خیلی کلاسیک باقیمانده است و معتبرترین کتابی که آموزش داده میشود همچنان نقد ادبی دکتر زرینکوب است. از سوی دیگر در دانشگاههای تئاتری هم در این حوزه نابسامانیها زیاد است.
به اعتقاد شما نقد روزنامهای چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟
تئاتر مال مردم است، بنابراین در یک رسانه مردمی و هر روزه مثل روزنامه باید به هنرهای نمایشی به شکلی مردمی پرداخته شود. پیچیدگی مرعوبکننده و معرفی تئاتر به عنوان هنری فرامردمی به آن آسیب میزند و نقدی را که در یک روزنامه چاپ میشود از کارکرد میاندازد. از سوی دیگر یک روزنامه فرهنگی باید مراقب باشد که نگاهش منجر به این نشود که تئاتر در روزنامهها تبدیل به هنری ساده و ارزان شود. در واقع باید تعادل رعایت شود و ارزشها و وجوه فرهنگی این هنر ناب در نظر گرفته شود.
علیرضا نراقی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم