آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
هر بار که زن پس از پرکردن کوزهها، راه دراز جویبار تا خانه را میپیمود، آب از کوزهای که ترک داشت چکه میکرد و زمانی که زن به خانه میرسید، کوزه نیمهپر بود.
2 سال تمام، هر روز زن این کار را انجام میداد و همیشه کوزهای که ترک داشت، نیمی از آبش را در راه از دست میداد.
البته کوزه سالم و بدون ترک خیلی به خودش میبالید. ولی بیچاره کوزه ترکدار از خودش خجالت میکشید، از عیبی که داشت و از این که تنها نیمی از وظیفهای را که برایش در نظر گرفته بودند، میتوانست انجام دهد.
پس از 2 سال سرانجام روزی کوزه ترکدار در کنار جویبار به زن گفت: من از خویشتن شرمسارم، زیرا این شکافی که در پهلوی من است، سبب نشت آب میشود و زمانی که تو به خانه میرسی، من نیمه پر هستم.
پیر زن لبخندی زد و به کوزه ترک دار گفت: آیا تو به گلهای این سوی راه، یعنی سویی که تو هستی، توجه کردهای؟ میبینی که در سوی دیگر راه، گلی نروییده است.
من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم، برای همین کنار راه تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه برمیگردم تو آنها را آب بدهی. 2 سال تمام، من از گلهایی که اینجا روییدهاند چیدهام و خانهام را با آنها آراستهام. اگر تو این ترک را نداشتی، هرگز این گلها و زیبایی آنها به خانه من راه نمییافت. هریک از ما عیبها و کاستیهای خود را داریم ولی همین کاستیها و عیبهاست که زندگی ما را دلپذیر و شیرین میسازد.
وبلاگ حرفهای دلم
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....