در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر بار که زن پس از پرکردن کوزهها، راه دراز جویبار تا خانه را میپیمود، آب از کوزهای که ترک داشت چکه میکرد و زمانی که زن به خانه میرسید، کوزه نیمهپر بود.
2 سال تمام، هر روز زن این کار را انجام میداد و همیشه کوزهای که ترک داشت، نیمی از آبش را در راه از دست میداد.
البته کوزه سالم و بدون ترک خیلی به خودش میبالید. ولی بیچاره کوزه ترکدار از خودش خجالت میکشید، از عیبی که داشت و از این که تنها نیمی از وظیفهای را که برایش در نظر گرفته بودند، میتوانست انجام دهد.
پس از 2 سال سرانجام روزی کوزه ترکدار در کنار جویبار به زن گفت: من از خویشتن شرمسارم، زیرا این شکافی که در پهلوی من است، سبب نشت آب میشود و زمانی که تو به خانه میرسی، من نیمه پر هستم.
پیر زن لبخندی زد و به کوزه ترک دار گفت: آیا تو به گلهای این سوی راه، یعنی سویی که تو هستی، توجه کردهای؟ میبینی که در سوی دیگر راه، گلی نروییده است.
من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم، برای همین کنار راه تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه برمیگردم تو آنها را آب بدهی. 2 سال تمام، من از گلهایی که اینجا روییدهاند چیدهام و خانهام را با آنها آراستهام. اگر تو این ترک را نداشتی، هرگز این گلها و زیبایی آنها به خانه من راه نمییافت. هریک از ما عیبها و کاستیهای خود را داریم ولی همین کاستیها و عیبهاست که زندگی ما را دلپذیر و شیرین میسازد.
وبلاگ حرفهای دلم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: