نظر کارشناس

خشم خفته درون

تک والد بودن، داشتن سرپرست بد، کودک کار، خشم خفته درونی، هرکدام می‌تواند عاملی برای بروز رفتاری خشن باشد و متاسفانه سامان همه آنها را دارد و در واقع شرایط او را به سمتی کشانده که او را به یک قاتل تبدیل کرده است.
کد خبر: ۴۰۲۳۸۳

سامان در کودکی پدرش را از دست داده و در واقع بزرگ‌ترین حامی دوران کودکی را نداشته است. کودکان همیشه تصور می‌کنند پدر آنها قهرمانان شکست‌ناپذیری هستند که می‌توانند همه بدی‌ها را از آنها دور کنند اما از آنجایی که سامان در کودکی پدرش را از دست داده احساس بی‌پناهی به صورت کاذب در او رشد کرده است.

در این‌ قبیل موارد اصولا مادر نقش بسیار مهمی دارد اما از آنجایی که مادر این کودک برای امرار معاش مجبور بوده که کار کند بنابراین نه تنها جای خالی پدر را پرنکرده بلکه نقش خود را هم به‌درستی انجام نداده است.

بنابراین سامان به لحاظ نداشتن والدین مناسب که می‌تواند امنیت روحی را برای کودک به دست آورد در تنگنا قرار داشته است. این بی‌پناهی او را به برادرناتنی بسیار نزدیک کرده است. این کودک برادر ناتنی را حامی خود دیده و به او تکیه کرده و با این دیدگاه بزرگ شده است و همین موضوع هم باعث شده تا او نتواند خشم خود را در برابر معترضان به برادر بزرگ‌تر کنترل کند. چرا که نمی‌خواسته یک‌بار دیگر بی‌پناهی او را فرا بگیرد.

سامان به گفته خودش از همان کودکی کار می‌کرده است. در واقع او فرصت کودکی کردن را از دست داده و خسته و درمانده از زندگی روز را به شب و شب را به روز می‌رسانده است.

این موضوع خشم پنهانی را در وجود این کودک به وجود آورده و با این خشم بزرگ شده است. در واقع سامان آنقدر در زندگی شخصی‌اش سختی و محرومیت داشته که تحمل یک شوک دیگر را نداشته است. بنابراین در یک اقدام غیرمنتظره تمام خشم چندین ساله خود را خالی می‌کند.

همین فشار‌ها باعث می‌شود زمانی که او به فردی می‌رسد که می‌تواند براو غلبه کند بدون هیچ رحمی به سمت او رفته و دست به قتل وی می‌زند.

آن‌طور که من متوجه شدم مقتول نقشی در درگیری نداشته است اما سامان بدون توجه به این موضوع دست به قتل او می‌زند. در واقع این یک خشم فرو خورده است که مثل یک آتشفشان فوران و یک فاجعه را رقم می‌زند. البته نباید فراموش کرد که شرایط روحی دوران نوجوانی نیز در ارتکاب جنایت توسط این پسر نقش داشته است.

تغییرات هورمونی و مشکلاتی که بر اثر این تغییرات در رفتار به وجود می‌آید یکی از دلایلی است که باعث می‌شود نتواند خشم را کنترل کند. پرخاشگری در نوجوانان بر اثر همین مساله به‌وجود می‌آید.

هر چند اولیای دم بشدت داغدار هستند و یکی از سهمگین‌ترین اتفاقاتی که می‌تواند در زندگی یک فرد رخ دهد در زندگی آنها رخ داده است اما چه بهتر که به زندگی این نوجوان توجه کنند و در شرایطی منطقی در مورد مرگ و زندگی او تصمیم بگیرند و نه با احساسات. به این نکته هم باید توجه کرد که اولیای دم زمان زیادی برای خروج از این بحران نیاز دارند و باید به آنها زمان داد تا بتوانند به بخشش هم فکرکنند.

همانقدر که سامان برای مقابله با بحران روحی‌اش به کمک گرفتن از روان درمانگر نیاز دارد اولیای‌دم هم نیازمند این کمک هستند.

روانشناسان براین باورند که فرزند وارث مرگ پدر و مادر است اما والدین در صورتی که مرگ فرزند را تجربه کنند یک ارث ناخوانده را متحمل شده‌اند و تا پایان عمر این آسیب با آنها خواهد بود و چه بسا در طول عمر آنها نیز تاثیر بگذارد و استرس ناشی از این مرگ باعث از کار افتادن اعضای بدن آنها شود. بنابراین برای کاستن از این استرس و یادگیری راه‌های مقابله با آن باید والدینی که در برابر چنین آسیب‌هایی قرار می‌گیرند با روان درمانگر ارتباط داشته باشند تا از رفتارهای هیجانی دور شوند.

مینا اسدی، روان‌شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها