در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گاه بازی را به معنی کار و حرکت غیرمنتظره و برخلاف عرف و عادت به کار بردهاند. در شاهنامه استاد توس میخوانیم: «به بازیگری ماند این چرخ مست/ که بازی نماید به هفتاد دست» همچنین این واژه در زبان ما به کارهای بیسود و بیهوده هم اطلاق شده است: «جهانا همانا فسوسی و بازی/ که برکس نپایی، که با کس نسازی».
بنا بر آنچه مورخان یونانی و رومی و یهودی درباره ایران نوشتهاند و بنا بر مندرجات اوستا و پارهای کتابهای بازمانده به زبان پهلوی، ایرانیان باستان به کودکان خویش سواری و چوگانبازی، تیراندازی، شناگری، شمشیربازی و در عصر ساسانی شطرنجبازی میآموختهاند. تمام این بازیها با زندگی آینده کودکان پیوند ناگسستنی داشته است. اما بیگمان کودکان ایرانی در آن روزگاران، بازیهای گوناگون دیگری نیز داشتهاند.
در کتابهای ادبی و علمی و حتی تواریخ و تذکرهها هم به مناسبتهای گوناگون، نام پارهای از بازیها آمده است. اگر در این زمینه، پژوهشی دامنهدار صورت گیرد با اطمینان میتوان گفت نام و نشان بسیاری از بازیهای قدیمی ایرانی که هماکنون از یاد رفتهاند، بهدست خواهد آمد و تحقیق در این بازیها میتواند تا حد زیادی ما را به چون و چند زندگی کودکان ایرانی در گذشته آشنا کند.
گذشته از این میتوان پارهای از بازیها را که با زندگی امروز کودکان ایران، هماهنگی دارد احیا کرد و اندکی از نیاز بچههای این روزگار به بازیهای گوناگون را سیراب ساخت.
شطرنج، یکی از قدیمیترین بازیهایی است که در ایران متداول بوده و بنابر نقل قولها از هندوستان به ایران آمده است.
چوگان بازی، خالهبازی، گردوبازی، عروسکبازی، بزبازی و چراغ پایهبازی، اسبک و خرسک بازی از جمله بازیهایی هستند که در متون ادبی چون قابوسنامه، کیمیای سعادت، هدایتالمتعلمین و... به آنها اشاره شده است. در کل میتوان گفت در دواوین شاعران پارسیسرای ایران، بارها و بارها به نام و نشان بازیها بر میخوریم. فیالمثل تنها در سرودههای خاقانی شروانی، شاعر قرن ششم با نام و گاه چند و چون بازیهای کهن ایرانی آشنا میشویم که شمار آنها از دهها بازی میگذرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: