در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمایشگاهی که هر سال خیلیها در انتظارش هستند، خیلیها هم کتاب خریدن را از ابتدای سال تعطیل میکنند و میمانند تا اواسط اردیبهشت که این فعالیت فرهنگی کار خود را آغاز کند. به هر حال 20 درصد تخفیف هم بد نیست و اگر اهل کتاب، کتاب خواندن و کتاب خریدن باشی که این تخفیف برای خودش رقمی میشود.
اما آنچه مرا واداشت چند جملهای در مورد این نمایشگاه بنویسم، نه درصد تخفیفها بود، نه موضوع کتابهای جدید و کتابهای قدیمیتر، نه مکان نمایشگاه و نه هیچکدام از مسائل حاشیه نمایشگاه. آنچه میخواهم اینجا به آن اشارهای داشته باشم، اهمیت حضور خانوادهها در چنین مکانها و چنین حرکتهای فرهنگی است. خیلی از ما وقتی قرار میشود برای تولد یکی از اقوام هدیهای بخریم، برخی اوقات بیش از یک روز وقت و انرژی صرف میکنیم تا چیزی مناسب سن و سال و سلیقه کسی که تولدش فرارسیده پیدا و خریداری کنیم.
اما وقتی کسی پیشنهاد میکند که یک روز عصر زودتر به خانه برویم و به قول معروف دست بچهها را بگیریم و سری به نمایشگاه کتاب بزنیم، کمتر حاضریم در موردش حتی فکر کنیم و خیلی سریع عدم موافقت خود را با این برنامه اعلام میکنیم. جالب است که همین من و توی پدر و مادر، فریادمان از مشکلات مختلف بچهها به آسمان است، اما کمتر به راههای منطقی فکر میکنیم.
بیشتر پدر و مادرها علیرغم تاکیدهای مکرر متخصصان روانشناسی و امور تربیتی، برای باز داشتن بچهها از رفتارهای ناهنجار، هنوز از رفتارهای خشن و تهدید آنها استفاده میکنند و نمیدانم بگویم جالب است یا عجیب و جای تاسف که اگر از همین پدر و مادرها بپرسید آخرین باری که برای فرزند پیشدبستانیتان کتاب خواندید کی بود، شاید یادشان نیاید و افسوس انسان آنگاه بیشتر میشود که برخی والدین با تعجب میپرسند مگر ما باید برای بچهها کتاب بخوانیم؟ خب خودشان بزرگتر میشوند و یاد میگیرند کتاب بخوانند!
اگر از همینها بپرسیم کی دست بچهها را گرفتید و با هم به یک کتابفروشی یا نمایشگاه کتاب رفتید، به احتمال زیاد باید کلی فکر کنند و آخر سر هم یک تاریخ کلی مثل چند ماه یا چند وقت پیش تحویلمان میدهند.
اما خوب است یادمان نرود که خانواده نخستین بستری است که عقاید، روحیات، دیدگاهها و رفتار و عادات بچهها در آن شکل میگیرد. ما که با فرزندانمان به نمایشگاههای کتاب، نقاشی، گرافیک و... نمیرویم، ما که از رفتن به سینما، تئاتر و... خودداری میکنیم، چه انتظاری میتوانیم از فرزندانمان داشته باشیم.
یادمان نرود اگر ما درست راه رفتن را به کودک نیاموزیم، آزمون و خطاهای پیدرپی، او را با خطرهایی جدی روبهرو میکند. این نکته برای بچههای بزرگتر نیز صادق است.
یادمان نرود، نرفتن و ندیدن و شانه خالی کردن، مسوولیت را از شانههای ما بر نمیدارد.
یادمان نرود، زمانهایی را برای همراه بودن با خانواده بگذاریم و فرصتها را برای این همراهی از دست ندهیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: