به گزارش ایسنا، هفته نامه فارین پالیسی در تحلیل سیاستهای واشنگتن قبل و بعد از حملات 11 سپتامبر و ظهور و رشد گروههایی همچون القاعده مینویسد:
«"جنگ با ترور" از سوی آمریکا این بار به رغم سایر جنگهای پرهزینه در تاریخ آمریکا، هیچ منفعت اقتصادی برای این کشور نداشت. اگر درخصوص این مساله منطقی بحث کنیم، دو سوال مطرح میشود: اول اینکه این آشفتگی از ابتدا چگونه ایجاد شد؟ خصوصا اینکه باید روشن شود سیاستهای آمریکا از اول چه بوده که منجر به ظهور گروههایی همچون القاعده شده است که حال به معضلی غیر قابل حل بدل شده است.
مردم گمان میکنند که پس از حملات 11 سپتامبر این مساله در کمیسیون ویژه مطرح شد، اما این درحالی است که این مساله برای این کمیسیون نیز جنجال برانگیز بود.
پس از این حادثه مرگبار، بحثهایی در این باره مطرح شد که چرا این گروهها از آمریکا متنفر هستند، اما مطرح کردن همین سوال نیز موجب میشد تا همه در جایگاه اول آمریکا را سرزنش کرده و مقصر بدانند. به همین دلیل هیچ کس این سوال را نپرسید که آیا حملات 11 سپتامبر یک هشدار به ظهور گروههای تروریستی بود یا خیر.
در اینجا باید به این نکته توجه کرد که حملات 11 سپتامبر تنها نشان دهنده ضعف سیاست خارجی آمریکا بود که نیاز به بازنگری داشت. البته این بدان معنا نیست که این سیاستها موجب ظهور القاعده شد، اما در رشد آنها نیز بیتاثیر نبود. به عنوان مثال آمریکا نیروهای خود را در عربستان سعودی مستقر کرد، بیقید و شرط از اسرائیل حمایت کرد و در اوایل ناآرامیهای مصر از رژیم حسنی مبارک رئیس مستعفی جمهوری مصر حمایت کرد و تمامی این موارد جزو آن مواردی است که گروههای شبهنظامی به آن واکنش نشان میدهند.
این اقدامات تماما اشتباه، نشان داد که سیاستهای آمریکا بیش از آنچه قبلا گمان میرفت برای آمریکا هزینه داشته است.
سوال دومی که مطرح میشود، این است که کدام یک از سیاستهای آمریکا شکست پرهزینهای برای آمریکا بوده است؟ چنانچه بخواهیم به این سوال بسیار ایدهآلگرایانه پاسخ دهیم، در آن صورت آمریکا باید حوادث پس از 11 سپتامبر را بررسی کرده و سیاستهای اشتباه را اعلام کند. این بدان معنا نیست که دولت فعلی آمریکا اشتباهات دولت گذشته را هدف حملات خود بگیرد، بلکه باید اشتباهات و اقدامات موثر را عبرت خود در آینده قرار دهد.
با وجود این، گمان میکنم این سیاستهای کورکورانه دولت جرج بوش، رئیس سابق جمهوری آمریکا بود که موجب حمله به عراق در سال 2003 شد. در آن زمان بوش اعلام کرد این اقدام در راستای منافع آمریکاست، اما حال پس از گذشت حدود 10 سال و تلفات بیشمار غیرنظامی و نظامی در این کشور، باید گفت که سیاستهای خارجی آمریکا پس از 11 سپتامبر چندان نیز ذکاوتمندانه نبود و این در حالی است که برخی این سیاستها را کاملا موثر قلمداد میکنند. حامیان این سیاستها همان کسانی هستند که از روشهای بازجویی نظیر غرق مصنوعی و شنود الکترونیکی حمایت میکنند. این سیاستها و اقدامات را باید شکست و ناکامی برای آمریکا قلمداد کرد، چرا که با این سیاستهای غلط، هزینه گزافی را به این کشور متحمل کرد. حال زمان آن فرا رسیده است که واشنگتن از یک دهه اقدامات اشتباه خود درس گرفته و در اقدامات بعدی در مواجهه با چالشهای غیر قابل پیش بینی به درستی عمل کند.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم