در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر به فرض محال کتاب در رقابت با حریفان جدیدش ـ رسانهها و اینترنت ـ روزی از زیست مدرن حذف شود، بیگمان ادراک، فرهنگ و سخن مکتوب هرگز از زندگی آدمیان حذف نمیشود، چراکه این همه نتیجه تعقل آدمی است که وجه ممیزه انسان با حیوان است.
کتاب در زندگی ایرانیان مسلمان همواره در صدر نشسته و قدر دیده است. در حیات و ممات آنها حضور داشته و بر صحیفه دلهایشان حکمروایی کرده است.
کتاب نشانهای آشنا در زندگی ایرانیان است. گاه ابزاری برای مبارزه با ستم و دیکتاتوری بوده است، گاه بر سفره عقد و هفتسین نشسته، گاه در صندوق خانه سنت به ودیعت گذاشته شده تا نسلهای تازه آن را دریایند. ما مردمی آشنا با کتاب هستیم در این سالهای اخیر، این آشنایی به یک رسم و آیین تازه مزین گشته است و هر سال بهار، با آداب و ادبی که خاص مردمان متمدن است، به دیدار این آشنا میرویم و با او تجدید میثاق میکنیم.
با این وجود، همه این سالها با خود اندیشیدهایم چطور این کالای فرهنگی را عرضه کنیم که در شأن تولیدکنندگان و مصرفکنندگان آن باشد. همین جاست که آن چالشهای همیشگی رخ مینمایند:
آیا این فروشگاه بزرگ محلی برای عرض اندام ناشران است یا محلی برای ارائه آمار و ارقام مدیران؟ تا چه اندازه حرمت کتاب، کتابنویس و کتابخوان در این مکان پاس داشته میشود؟ آیا امکانی برای تماس کتابخوان و کتابنویس فراهم میشود؟ غرفههای تنگ و کوچک ناشران برای ملاقات خواننده و نویسنده مناسب نیست. راستی اهل قلم در این مهمانی کجا مینشینند؟ و آیا اصولا دعوت دارند؟
سالهاست همه هنگام برگزاری نمایشگاه از جای نامناسب آن گله میکنند و این داستان 24 سال است تکرار میشود: غرفههای کوچک، راهروهای تنگ و فضایهای نامناسب به جهت تهویه، همه بازدیدکنندگان را کلافه میکند. آیا وقت آن نرسیده است این معضل به صورت اساسی حل شود؟
بپذیریم حتی اگر بسیاری از بازدیدکنندگان نمایشگاه برای تفریح و تفنن به این مکان میآیند، حقیقتا شایسته اکرام و تفقد هستند زیرا در بوستان کتاب قدم زدن و هوای کتاب را به ریهها فرستادن خود گزینشی موقرانه است.
بعد از 24 سال از برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب من شخصا هرگز نشنیدم ناشری خارجی در پی تماس با نویسنده یا ناشر ایرانی باشد.
ناشران خارجی میآیند و میروند. کالایشان را میفروشند، دلارشان را میبرند. آیا وقت آن نرسیده ناشران خارجی گاهی هم کتابی از ایران به آن سوی مرزها ببرند؟
چرا مسوولان امکان این ارتباط و داد وستد را فراهم نمیکنند؟
کتاب امکانی است برای عرضه اندیشه، جایی است برای شنیدن صداهای گوناگون، صداها آدمها را نمیکشند، صداها آدمها را به چالش میکشند و آنان را به پرسش میگیرند.
شنیدن این که کتابی از نمایشگاه جمع شده، جدا مایه شگفتی است. آن هم کتابهایی که همان وزارتخانهای که آنها را امروز جمع میکند، دیروز برایشان مجوز صادر کرده است!
بلقیس سلیمانی
داستان نویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: