گفت‌وگو با علی‌اکبر سلطانعلی، خواننده تیتراژ سریال مختارنامه و بازیگر نقش رستم

صدایم غم غربت دارد

علی اکبرسلطانعلی همان خواننده‌ای است که ترانه تیتراژ آغازین سریال «مختارنامه» را خوانده است. هر هفته سریال مختارنامه با صدای سلطانعلی و ترانه تاثیرگذار «برخیز که شور محشر آمد» آغاز می‌شود. بینندگانی که این سریال را دنبال می‌کنند می‌دانند که او یکی از قهرمان‌های ماجراهای دو سه قسمت آخر مختارنامه بود. سلطانعلی در نقش رستم (غلام شمر)‌ جلوی دوربین رفت و بازی زیبایی را ارائه کرد. این بازیگر و خواننده، پسرعمه داوود میرباقری است و آن طور که خودش می‌گوید پشت صحنه سریال خیلی به پسر دایی‌اش کمک کرده است. او علاوه بر بازیگری و خوانندگی، سرپرستی سوارکاران را هم به عهده داشته است.
کد خبر: ۴۰۱۵۷۲

بازی‌تان بینندگان را یاد مرحوم حسین پناهی می‌اندازد. خودتان اصرار داشتید شبیه به او بازی کنید یا این شباهت اتفاقی است؟‌

حسین پناهی یکی از رفقای صمیمی من بود. قبل از این که از دنیا برود سالی چند بار همدیگر را می‌دیدیم. ایشان و من هر دویمان روستایی هستیم. پناهی اهل لرستان است و من اهل سمنان.

فکر می‌کنم روحیاتمان هم شبیه باشد. بازی خود من همین شکلی است، نمی‌خواستم شبیه او بازی کنم.

شما هم مثل حسین پناهی شاعر هستید؟

من هم شعر گفته‌ام، اما کتاب شعر چاپ شده ندارم. برای دل خودم شعر گفتم.

کمی از گذشته‌تان تعریف کنید. برایمان بگویید که چه مشاغلی را تجربه کرده‌اید و چطور به بازیگری رسیده‌اید؟

من متولد 1331 از روستای خیج در دامنه کوه البرز شهرستان شاهرود هستم. این روستا آدم‌های باسواد زیادی دارد. 170 نفر از مردم این روستای 3 هزار نفری معلم هستند. آقای میرباقری در همین روستا به دنیا آمده‌اند. بخش‌هایی از سریال هم در این روستا ضبط شده است.

حدود 33 سال است که موسیقی بومی ایران را تدریس می‌کنم و در حال حاضر مشغول تدریس در فرهنگسرای مهر استان سمنان هستم.

از کودکی به دنیای هنر علاقه‌مند بودم. پس از پایان تحصیلم شروع کردم به نجاری. در کارگاهم تارها و سازهای مختلف را می‌ساختم، با استادان مختلف موسیقی نشست و برخاست داشتم. بتدریج مدرس دوتار نوازی شدم. من شیوه خاص خودم را در تدریس دارم. سبکی محزون را آموزش می‌دهم. موسیقی خراسان که با دو تار زده می‌شود در مفهوم معنایش آهنگ جنگ و تاخت و تاز دارد.

فعالیت‌های سینمایی‌تان چه بوده است؟

در انجمن سینمای جوان شاهرود فعالیت داشتم. چند فیلم کوتاه را خودم نویسندگی و کارگردانی کردم و فیلم‌های کوتاه کوچ و نیمه عروسک را ساختم. چند کار تئاتر کردم. تئاتر کوچ درخت را سال 83 روی صحنه بردم و کارگردانی کردم. در تئاتر معرکه در معرکه در شهرستان شاهرود بازی کردم که نوشته خود آقای میرباقری است. در این تئاتر در نقش یک لوطی ایفای نقش کردم. با دوربین و سینما و تئاتر آشنایی دارم.در فیلم گرگ‌ها ساخته میرباقری هم بازی کرده‌ام، اما شاخص‌ترین نقشم همین رستم سریال مختارنامه است. احساس می‌کنم آقای میرباقری از بازی من رضایت دارد.

شما علاوه بر بازیگری در سریال مختارنامه ترانه تیتراژش را هم خوانده‌اید. از تجربه خوانندگی‌تان برایمان بگویید.

من از زمان جوانی نوحه‌خوانی کرده‌ام. در صدایم یک غم غربتی وجود دارد. این ترانه را آقای میرباقری سروده‌اند و موسیقی‌اش را آقای توسلی کار کرده است. باید مفهوم یک سروده را پیدا کنی تا بتوانی آن را بخوانی. من مفهوم شعر را پیدا کرده بودم.

وقتی این ترانه را می‌خواندید چه حسی داشتید؟

قصه عاشورا و محرم را در ذهنم مجسم کردم و خواندم. من خودم خادم امام حسین(ع) هستم. دهه عاشورا در روستای خودمان خادم مردم هستم و آشپزی می‌کنم.

سلطانعلی: قصه عاشورا و محرم را در ذهنم مجسم کردم و آواز تیتراژ را خواندم. من خودم خادم امام حسین(ع) هستم. دهه عاشورا در روستای خودمان خادم مردم هستم و آشپزی می‌کنم

هیاتی هم به نام حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) داریم که در دهه آخر صفر به مشهد و زیارت آقا امام رضا(ع) می‌رویم. وقتی این سروده را می‌خواندم سعی کردم صدایم یک سوز و گدازی داشته باشد.

ضبط ترانه چند روز زمان برد؟

حدودا یک هفته طول کشید. یک بار به استودیو رفتم و خواندم. از من خواستند چند بار دیگر هم بروم. اول یک نفر دیگر انتخاب شد و خواند. قسمت اول هم با صدای او پخش شد. نمی‌دانم چرا صدایش را قبول نکردند. شاید به فضای کار نخورده است.

من به خوانندگی و نوازندگی خیلی علاقه دارم. از حدود 20 سال پیش تا الان در جشنواره‌های کشور شرکت داشته‌ام و چند بار هم مقام برتر را کسب کرده‌ام.

‌در تمرین‌هایتان برای خواندن ترانه به چه نکاتی توجه کردید؟

سعی کردم ترانه را سریع‌تر بخوانم و در تحریر‌‌هایم سوز‌و‌گداز بیشتری به صدایم بدهم. وقتی سروده را شنیدم خیلی به آن علاقه مند شدم. سعی کردم طوری بخوانم که ماندگار شود و به یادگار بماند.

از نظر زمانی اول ترانه را خواندید یا اول نقش رستم را بازی کردید؟‌

زمانی خوانندگی به من پیشنهاد شد که بازی‌ام در نقش رستم تمام شده بود. داشتند موسیقی را می‌ساختند. یک بخش‌هایی از سریال تدوین شده بود.

نقش رستم چطور به شما پیشنهاد شد؟

آقای میرباقری این نقش را بر اساس روحیات من نوشتند. از قبل به من گفته بود که نقشی را برای من در نظر گرفته است. زمانی که سر کار رفتم فهمیدم باید نقش غلام شمر را بازی کنم.

برداشت خودتان از شخصیت رستم چیست؟

غلام شمر یک شخصیت 2 چهره‌ای دارد. چهره اولش یک آدم عقب افتاده و خل و چل است، کسی رویش حساب باز نمی‌کند. در پشت این چهره آدم زیرکی پنهان شده است. همان طور که دیدید این آدم زیرک یک نفر را با سنگ سر نماز کشت. شمر برای این که ایرانیان را تحقیر کند اسم رستم را روی غلامش گذاشته است. چهره دوم رستم با چهره اولش متضاد است. با تمرینات زیاد و کمک‌های آقای میرباقری به این نقش رسیدم. نقش دشواری بود. اگر یک شخصیت مثبت را بازی می‌کردم برایم راحت‌تر بود. رستم تنها نقش مجموعه مختارنامه است که در بازی‌اش رگه‌های طنز دیده می‌شود. این نقش، طنز تلخی دارد.

شیوه بازی گرفتن آقای میرباقری به چه صورت است. چون بازیگران در سریال‌های او بازی‌های درخشانی ارائه می‌کنند؟

آقای میرباقری شخصیت خیلی جدی دارد. هر قدر من از جدیتش بگویم شما باید بیشترش را در نظر بگیرید. وقتی با پسردایی‌‌اش کار می‌کند جدیتش بیشتر می‌شود. سر صحنه ما یک واو را هم در دیالوگ‌هایش جابه‌جا نمی‌کردیم. گاهی یک چیزهای جزئی را به خودش پیشنهاد می‌کردیم که قبول می‌کرد، اما از خودمان چیزی اضافه نمی‌کردیم.

برای ارائه این نقش خودتان چه تحقیقاتی انجام دادید؟

آقای میرباقری یک سری تحقیقات مفصلی انجام داده بود و به کار مسلط بود. من در زمینه کار خودم در تاریخ مطالعه کردم و فهمیدم که رستم غلام شمر، اصالت ایرانی داشته است. او یک آدم بیچاره بوده که آخرش هم به دست یاران مختار کشته شده است.

قبول دارید که لهجه رستم خیلی به لهجه خودتان شبیه است؟‌

بله. اولش قرار بود این نقش را با لهجه دیگری کار کنم. لهجه رستم شبیه لهجه بومی محل خودمان است. من در دامنه کوه‌های البرز زندگی می‌کنم.

احسان رحیم‌زاده / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها