آب دهانم را قورت می دهم و می گویم : « تیمسار! حرف و حدیث هایی که درباره تنبیه های بدنی در سربازخانه ها و پادگان ها بخصوص پادگان های آموزشی شنیده می شود تا چه اندازه صحت دارد؛»
باز هم پاسخ جعفری رندانه است: «تصور نکنید تنبیه فقط از روی دشمنی است یا خدای ناکرده عقده گشایی! مگر هیچکدام ازاین کسانی که می آیند سربازی ، تا حالا از دست پدر و مادرشان تنبیه نشده اند؛! کتک نخورده اند؛!
چند سال پیش در یکی از همین دوره های آموزشی دیدم که یک سرباز دارد با سرباز دیگری می گردد که می دانستم وضعیت اخلاقی خوبی ندارد.
به او گفتم با فلانی نگرد. چند روز بعد دیدم دوباره با هم هستند. او را بردم به دفترم و یک کشیده آبدار خواباندم زیر گوشش.
خدا می داند آن موقع تن خودم بیشتر از آن سرباز کتک خورده لرزید. بعد تلفن را دادم بهش گفتم زنگ بزن خانه تان ، به بابات بگو تیمسار جعفری این طور کرد.
بابایش گفت گوشی را بده به تیمسار. به من گفت تیمسار جان دستت درد نکند من از دستت راضی ام. کاری را که من پدر باید می کردم و نکردم ، تو کردی. خدا خیرت بدهد.
خلاصه کلی خوشحال شده بود که ما اینجا این طور نگران تربیت و اخلاق سربازها هستیم. در دانشگاه از این خبرها هست؛».
بعد هم شروع می کند به تعریف کردن یک خاطره: «چند وقت پیش حاجی وزیر آموزش و پرورش آمده بود بیرجند. ما رفته بودیم فرودگاه بیرجند به استقبالشان به من که رسید و معرفی کردند «فرمانده پادگان صفر چهار» دیدم بیشتر از بقیه با من گرم گرفت.
بعد به من گفت در 04 آموزشی اش را گذرانده است. خود من همیشه تصورم این است که رئیس جمهورها و وزیرها و نماینده های مجلس آینده ما از میان همین سربازها هستند.
باید حواسم باشد چطور با آنها رفتار می کنم. به مربیان و سرگروه های آنها هم می گویم با همین تصور با سربازها رفتار کنند».
«و آخرین پرسش: برنامه ای هم برای بهبود وضعیت رفاهی فعلی سربازان دارید؛»
«الان هم نسبت به 4-5 سال پیش ، خیلی بهتر برای سربازان تدارک می بینیم. گاه پیش آمده در زمستان مردم شهر نفت نداشته اند، اما در پادگان هیچ چیز کم و کسر نداشته ایم.
همین حالا 7 هزار سرباز در این پادگان هستند؛ این یعنی تقریبا یک شهر. فکر می کنم خدمات در سطح خوب و باکیفیت قابل قبولی به سربازان ارائه می شود. مشکل ما هم تعداد زیاد است. رفته رفته این مقدار کمتر خواهد شد و مشکلات ما هم کاهش پیدا می کند».
در حال حاضر آموزش های عقیدتی ، سیاسی و مقدمات نظامی گری برای سربازان در نظر گرفته می شود. هنوز زود است سربازان با شیوه های نوین دفاع و نظامی گری آشنا شوند؛ بالاخره وضعیت ارتش های جهان نسبت به 30 سال قبل خیلی تغییر کرده است. اینجا مرکز آموزش صفر است. جوانی آموزش می بیند که از نظامی گری چیزی نمی داند.
برای این جوان اگر مدرن ترین تجهیزات را هم بیاوریم به دردش نمی خورد. سرباز صفر همین قدر که یاد بگیرد چطور نظامی گری کند، از خود دفاع کند و فرمان مافوق خود را بشنود، ما موفق بوده ایم.
بعد از پادگان های آموزشی صفر است که تجهیزات مهم می شوند. آنجا نوین بودن ابزار جنگی خود را نشان میدهد. هرچند من اعتقاد ندارم ابزار جنگی ارتش ما قدیمی و کهنه است.