آینه‌های روبه رو

شعری از نجمه بنائیان

نجمه بنائیان بروجنی همان‌طور که پسوند نام خانوادگی‌اش نشان می‌دهد از شاعران جوان چهارمحال و بختیاری است که با رویکرد به قالب مدرن، شعرهایی سپید می‌سراید. امروز شعری از بنائیان را با هم می‌خوانیم که به «خلیج همیشه فارس» تقدیم شده است. او در این شعر، ضمن ایجاد فضایی نوستالژیک و با استفاده از فضاسازی‌های بومی و خانوادگی بر «فارس» بودن خلیج و حس درونی و ملی که در او بیداد می‌کند، تاکید دارد.
کد خبر: ۴۰۱۰۰۶

اگرچه شاید تنها توصیه ما به او برای این شعر پرهیز از اطناب، رعایت ایجاز و البته کمی دقت بیشتر و تجدیدنظر در تقطیع‌هایش باشد.

خلیج فارس

می‌شنوی؟!

این صدای سوت کشتی‌ها نیست

صدای طوفان نیست

صدای...

همین چند سال پیش

با پدربزرگم

روی همین ماسه‌ها

قدم می‌زدیم

غرق حسی

که پابرهنگی‌مان را / تا ساعت‌ها / از یادمان می‌برد

من / در بزرگ‌ترین صدف شیپوری

فوت می‌کردم /و آواز مرغ‌های دریایی را

می‌نواختم / موج‌ها / با دامنی پر از صدف / می‌چرخیدند

من / می‌چرخیدم / گیج / از نفس که می‌افتادم

می‌افتادم / روی ماسه‌ها

آسمان می‌چرخید / خلیج می‌چرخید

پرنده‌ها... / و پدربزرگ همچنان

خیره مانده بود به خورشید / که داشت

آبی آب را / با خودش می‌برد

*‌

ما / کفش‌هایمان را پوشیدیم

و برای دریا / دست تکان دادیم

برای لنج‌ها / برای جاشوها

برای خلیج... / گفتم خلیج

و جهان / نامت را این‌گونه می‌خواهد

همین‌گونه که بود / همین‌گونه که هست

همین خلیج فارس...

*‌

هیچ‌کس نمی‌داند / پدربزرگم هیچ وقت

مرا ندیده‌! / من

هیچ وقت روی ماسه‌‌ها / قدم نزدم!

ما / هیچ وقت کنار موج‌ها ...

اما / تو که می‌دانی / هر روز / مرغ‌های دریایی

پشت پنجره اتاقم صف می‌کشند / گوش‌ماهی‌ها

سر می‌خورند / می‌ریزند / کناره دیوارها / موج‌ها

پاهایم را قلقلک می‌دهند / و کسی از روی همین نقشه

با دامن سفید صدف / پایین می‌آید

و گیسوانم را می‌بافد / بلند

بلند بلند / کسی می‌گفت

قرار است در شهر / تندیسی از خلیج بسازند...

می‌دانم / بعدش دریا / به تمام خانه‌ها / سر می‌زند

و پرنده‌هایش را / در آسمان کوهستانی شهر /پر می‌دهد

*‌

مهربانی بی‌حدیست با تو / مهربانی بی‌نهایتی

که شیخ‌نشین‌های کوچک را / قدرت درک آن نیست

آنها / که صدای جازها / از گوش‌شان سرریز است

صدای دامن رقاصه‌ها

که پر شده از پولک درهم و دینار...

*‌

مادرم می‌گفت:/ به حق چیزهای نشنیده!

خلیج فارس / تا بوده / خلیج فارس بوده!

بلند شو دختر / این خرده نان‌ها را

پشت پنجره بریز /پرنده‌ها / برگشته‌اند...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها