در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کلانی یکی از معدود تحصیلکردهای فوتبال ایران است. او دکترای معماری دارد و مدتها پیش از انقلاب در وزارت نیرو به عنوان پیمانکار کار میکرده است. کلانی یکی از گلزنان تیم ملی کشورمان در بازی معروف ایران برابر اسرائیل در سال 44 بود. این پیشکسوت فوتبال کشورمان در مورد مهمترین اتفاق زندگی خود میگوید: در سالهای پس از انقلاب، با توجه به آشنایی با شهید کلانتری قرار بر این شد جادهای از کنگان به بندر لنگه و عسلویه کشیده شود. من به عنوان پیمانکار این طرح کارم را آغاز کردم، این کار با حضور دیگر فوتبالیستها که اکثرا از همبازیهای خودم بودند شروع شد. ما شب و روز برای خدمت به کشور آماده بودیم و همه سختیها را تحمل میکردیم. یک بار که روی دستگاه سنگشکن کار میکردیم که دستگاه فوقالعاده خطرناکی بود، سنگ روی دستم افتاد ودستم کبود شده بود؛ فردی که با دستگاه کار میکرد بهقدری هول شده بود که نمیدانست، اگر ترمز دستگاه را پایین بکشد. دست من آزاد میشود یا برعکس آن. برای همین دقایق زیادی دست من زیر دستگاه مانده بود. دستم بهقدری سیاه شده بود که فکر میکردم قطع خواهد شد، اما خوشبختانه تصمیم درست گرفته شد و دست من آزاد شد. حدود 2 ماه بعد از این اتفاق هم دست من خوب نشده بود و حتی فکر میکردم دستم فلج شده است. اما خدا کمک کرد و اتفاقی نیفتاد. البته به خاطر فشار کاری زیادی که داشتیم نمیتوانستم به دست خودم استراحت بدهم تا خوب شود. البته ما حاضر بودیم برای کشورمان جانمان را هم بدهیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: