تقدیر شومی‌ که من داشتم

الیسون مک کوئل، زن 31 ساله استرالیایی به اتهام قتل 2 کودک 10 ماهه و دوساله و نیمش دستگیر شده است. این زن اعتراف کرده که پس از خفه کردن 2 فرزند بی‌گناهش قصد خودکشی داشته که این کارش بی‌نتیجه مانده و در نهایت توسط ماموران پلیس دستگیر شده است.
کد خبر: ۴۰۰۸۷۵

«ادامه دادن زندگی بدون وجود 2 فرزندم معنایی نداشت. می‌دانستم بدون آنها می‌میرم و وقتی فهمیدم همسرم تمام قدرتش را به کار گرفته تا آنها را از من بگیرد، انگار عقلم را از دست دادم.

نمی‌دانستم چطور این بی‌رحمی بی‌حد و حسابش را تلافی و به خاطر این کارش مجازاتش کنم. چطور می‌توانست براحتی تمام 4 سال زندگیمان را زیر پا بگذارد و بدون آن که کوچک‌ترین احساس عذاب وجدانی داشته باشد، رهایم کند و بچه‌ها را هم از من بگیرد.

اگر هر اتفاقی رخ داده و اگر من همچون یک فرد بیمار روانی دست به رفتاری فجیع و غیرقابل تصور زده‌ام مقصر آن همسر سابقم است که تحت فشارهای روحی بیش از اندازه و بی‌توجهی‌هایش طی سال‌ها خرد شدم و بالاخره رفتاری نشان دادم که تنها از یک حیوان بی‌صفت برمی‌آید. من خودم و شوهر سابقم را بدبخت کردم.»

الیسون مک کوئل، زن 31 ساله استرالیایی‌الاصلی است که به اتهام به قتل رساندن 2 کودک 10 ماهه و دوساله و نیمش دستگیر شده است. این زن اعتراف کرده که پس از خفه کردن 2 فرزند بی‌گناهش قصد خودکشی داشته که این کارش بی‌نتیجه مانده و در نهایت توسط ماموران پلیس دستگیر شده است.

طبق آنچه تحقیقات نشان می‌دهد او از هیچ مشکل روانی رنج نمی‌برد و در صحت عقلی کامل دست به چنین رفتاری زده است. وی برای تلافی رفتاری که شوهر سابقش طی ماه‌ها با او داشته نقشه مرگ فرزندانش را طراحی و اجرا کرد.

با گناهکار شناخته شدن الیسون، او دست‌کم 30 سال حبس بدون امکان تخفیف در مجازات را پیش رو خواهد داشت.

«نمی‌خواستم داستان زندگیم این‌طور غمناک باشد، اما انگار تقدیر من قرار نبود شکل دیگری داشته باشد.

من که همه عمرم در استرالیا زندگی کرده بودم با گرفتن ویزای کاری چند سال قبل به کانادا رفتم تا چند ماهی را آنجا زندگی کنم. تنها 2 ماه بعد از ورودم به این کشور بود که با کورتیس، همسر آینده‌ام آشنا شدم.

او در همان روزنامه‌ای که من کار می‌کردم مشغول به فعالیت بود، اما بر خلاف من که حرفه‌ام نوشتن بود، او مهندسی خوانده بود و به نظر می‌رسید از آن دسته افرادی باشد که همیشه عقل بر رفتارشان حکم می‌کند.

آشنایی‌مان چند ماه طول کشید تا بالاخره تصمیم به ازدواج گرفتیم. تولد زود هنگام اولین فرزندمان تغییرات زیادی در زندگی مشترکمان ایجاد کرد، اما برای من همه چیز خیلی خوب و رویایی پیش می‌رفت.

از زندگی‌ام راضی بودم و احساس می‌کردم همسری دارم که به من علاقه‌مند است و برای اهداف بزرگ‌تری که در ذهن دارد تلاش بسیار می‌کند و همین‌ها برای شاد بودنم کافی بود، اما انگار این ظاهر ماجرا بود و بعدها فهمیدم شوهرم هرگز علاقه‌ای به من نداشته و به گفته خودش تنها از روی کنجکاوی به زندگی مشترک با من تن داده است.

او بارها و بارها در مشاجراتی که مدام در خانه‌مان تکرار می‌شد ادعا می‌کرد هرگز به من علاقه‌مند نبوده و دلیل ازدواجش کنجکاوی در مساله زندگی مشترک و تجربه کردن نوعی از زندگی بوده که هرگز آن را تجربه نکرده بوده است. حرف‌هایش مثل خنجری در بدنم فرو می‌‌رفت و همه مدت پس از ازدواجمان فکر می‌کردم او یک کلاهبردار واقعی است که مرا به بازی گرفته و اکنون که صاحب فرزند شده‌ایم چهره واقعی‌اش را نشان می‌دهد افکاری که هنوز هم به آن معتقدم و می‌‌دانم کورتیس در داستان تلخ زندگیم نقش شیطان واقعی را بازی کرده است.»

ماموران پلیس الرتا در استرالیا در تماس مردی که بشدت هراسان بود در جریان فاجعه رخ داده قرار گرفتند.

این مرد که خودش را کورتیس مک کوئل معرفی می‌کرد مدعی شد همسر سابقش که پرونده جدایی قطعی آنها در دادگاه مطرح شده بود دو فرزندشان را به نقطه‌‌ای دورافتاده در شهر منتقل کرده و بعد از چند ساعت نگرانی، هنوز جواب تلفن‌های او را نداده است.

کورتیس که به نظر می‌رسید از فاجعه‌‌ای در شرف رخ دادن اطلاع دارد، قبل از رفتن به آدرس محلی که می‌‌دانست همسر سابق و فرزندانش آنجا خواهند بود با پلیس تماس گرفته و از آنها درخواست کمک کرده بود.

دقایقی بعد از حضور ماموران در ویلایی کوچک خارج از شهر، اجساد 2 کودک بی‌گناه که بر اثر خفگی جانشان را از دست داده بودند کشف شد.

ماموران پس از 30 دقیقه جستجو توانستند بدن نیمه‌جان الیسون، مادر کودکان را پیدا کنند. این زن جوان که قصد خودکشی داشت با پریدن از روی سقف خانه ویلایی سعی داشت به زندگیش پایان دهد که با جود شکستگی در چند نقطه بدنش از مرگ نجات یافته و تنها از شدت درد بی‌هوش شده بود. جای شکی وجود نداشت که زن استرالیایی قاتل فرزندانش است و باید به اتهام سنگینی که پیش‌رو دارد دادگاهی شود.

«بعد از تولد فرزند دوممان فهمیدم شوهرم قصد جدا شدن از من را دارد. یکی از بزرگ‌ترین موضوعاتی که روی آن باهم توافق نداشتیم بحث بر سر محل زندگی بود که هرگز نتوانستیم در آن به تفاهم برسیم.

شوهرم اصرار داشت ما در کانادا زندگی کنیم، در حالی که به دلیل ویزای کاری و علاوه بر آن از دست دادن شغلی که به خاطرش به این کشور سفر کرده بودم دیگر دلیلی بر ماندن نمی‌دیدم و می‌خواستم به کشورم بازگردم.

کشمکش‌های دائمی ما بر سر این موضوع نه‌تنها پایان نداشت، بلکه روز به روز بیشتر می‌شد و در این بحث و جدل‌ها حرف‌هایی رد و بدل می‌شد که رابطه‌مان را لحظه به لحظه خراب می‌کرد.

من تازه متوجه شده بودم شوهرم علاقه‌ای به من ندارد و بچه‌هایش را از من خواهد گرفت و برای همیشه ترکم می‌کند.

فهمیدن این واقعیت آنقدر برایم گران تمام شده بود که حتی تصورش را هم نمی‌توانستم بکنم چنین داستان عجیبی برایم نوشته شده باشد. 2 پسرم را چنان دوست داشتم که فکر از دست دادنشان دیوانه‌ام می‌کرد و در عین حال از بین حرف‌های کورتیس می‌فهمیدم همه تلاشش را خواهد کرد تا حضانت بچه‌ها را از من بگیرد.

هرچند می‌دانستم با وجود کم‌سن و سال بودن بچه‌ها، احتمال زندگی کردنشان با من بیشتر از شوهرم خواهد بود.»

بعد از انتقال اجساد به پزشکی قانونی و مداوا شدن زنی که بیرحمانه دو کودکش را به قتل رسانده بود، پرونده قطور خانم الیسون باز شد.

با اظهارات شوهرش کورتیس که همسرش را همیشه زنی غیرعادی با رفتارهایی عجیب توصیف می‌کرد، ماموران توانستند تمام نکات مبهم موجود در پرونده را برطرف کرده و او را به اتهام قتل عمد راهی دادگاه کنند.

اتهام سنگینی که راه فراری برای الیسون که هیچ مشکل روانی ندارد باقی نخواهد گذاشت.

«من نمی‌خواستم این اتفاق برایم بیفتد، وقتی ازدواج کردم مثل هر زن دیگری برای زندگی طولانی و پرنشاط آماده شده بودم، اما خیلی زود فهمیدم فردی که برای زندگی مشترک انتخاب کرده‌ام، کاملا هدفی غیر از این داشته و کوچک‌ترین اهمیتی به آینده زندگی‌مان نمی‌دهد.

حتی بچه‌هایمان و این که بی‌مادربزرگ بشوند، او را دچار عذاب وجدان نمی‌کرد و با فشار روی خواسته‌های غیرمنطقی‌اش که بزرگ‌ترین آنها، ماندن در کانادا بود کار را به جدایی رساند.

ادعاهای واهی‌اش مبنی بر مصرف بیش از اندازه الکل توسط من و انواع و اقسام تهمت‌هایش عصبی‌ام کرده بود و کم‌کم به این نتیجه رسیدم که اشتباه بزرگم در ازدواج با کورتیس تاوان سنگینی دارد که اگر قرار است فقط من آن را بپردازم حتما او را هم درگیرش خواهم کرد.

وقتی با بچه‌ها به ویلای قدیمی که از پدربزرگم به ارث برده بودم رفتم نقشه‌ای را که در سرم می‌چرخید اجرا کردم و به دنبالش دست به خودکشی زدم؛ خودکشی ناموفقی که نتوانست مرا از زندگی سختی که داشتیم نجات دهد و سبب شد به عنوان زنی بی‌رحم و قاتلی سنگدل راهی دادگاه شوم.

برایم اهمیت ندارد حکمی که صادر می‌شود چیست. من ما‌ه‌ها قبل حکم تقدیر شومم را دریافت کرده‌ام.»

منبع: کورت نیوز

مترجم: المیرا صدیقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها