در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پروندهای که میخواهم در مورد آن صحبت کنم در مورد یکی از همین نوجوانان است. نوجوانی که در مورد آن صحبت میکنیم مرتکب قتل شده بود. او مدعی بود که مقتول قصد تعرض به او را داشته است. در جلسه محاکمه این نوجوان، من نماینده دادستان تهران بودم.
زمانی که او مرتکب قتل شده بود هرچند به شدت غمگین بود اما حالت روحی خوبی داشت و پزشکی قانونی تشخیص هیچ مشکل روحی را در مورد او نداده بود.
از طرفی دلیلی هم که نشان دهد او از خود دفاع کرده وجود نداشت. پسر نوجوان در مرحله بازجویی هیچ توضیحی در مورد این موضوع نداده بود. کیفرخواست علیه این نوجوان صادر شده و من به عنوان نماینده دادستان تهران در دادگاه حاضر شدم وقتی پسر نوجوان را به دادگاه آوردند و محاکمه آغاز شد از کیفرخواست دفاع کردم و درخواست قصاص هم از سوی اولیای دم به دادگاه ارائه شد. متهم که در جایگاه حاضر شد اصلا تعادل روحی نداشت. او بشدت تحت تاثیر کاری که انجام داده بود قرار گرفته و خیلی ناراحت بود.
نمیتوانست از خودش دفاع کند و حتی نمیتوانست ماجرا را توضیح دهد. شرایط طوری بود که من از دادگاه خواستم اورا به لحاظ روانی دوباره بررسی کند.
دادگاه پذیرفت و این نوجوان برای بررسی مجدد روانی به پزشکی قانونی منتقل شد.
2 روز بعد به دادسرا خبردادند که پسر نوجوان در زندان خودکشی کرده است. خانواده هر دو طرف پرونده گریه میکردند. خانواده مقتول میگفتند که قصد قصاص نداشتند. آنها میگفتند فقط برای اینکه متهم تنبیه شود در دادگاه تقاضای قصاص کردیم
.هرچند پسر نوجوان تا پایان زندگی اش انگیزه واقعی اش را نگفت اما خانواده او بعد از مرگش راز این پرونده را گشودند و ما متوجه شدیم که این یک درگیری عشقی بوده است.
این دو نوجوان که هر دو عاشق یک دختر شده بودند به خاطر یک دوئل عشقی از بین رفتند.
مادر متهم میگفت پسرش برای اینکه آن دختر زندگی آرامی داشته باشد و این پرونده زندگی او را تحتتاثیر قرار ندهد دروغ گفته و تا پایان هم از این موضوع چیزی نگفته است.
آن طور که یافتههای ما نشان داد مقتول یکی از بهترین دوستان متهم بوده است و بعد از این قتل وقتی که پسر نوجوان خود را تنها یافته است دست به خودکشی زده.
متهم در وصیتنامهای که از خود به جای گذاشته، نوشته بود: هم دوستم را از دست دادم هم عشقم. دیگرانگیزهای برای زندگی ندارم و میدانم که هیچوقت آرام نخواهم شد بنابراین زندگیام دیگر ارزشی ندارد.
او خودکشی کرده بود چون عذاب وجدان حاصل از جنایت را نتوانست تحمل کند او نوجوانی بود که وجدانش بشدت در عذاب بود.روح دست نخورده و وجدان پاک نوجوانانی که اینطور مرتکب قتل میشوند معمولا آنچنان آنها را تحت تاثیر قرار میدهد که اینچنین از خود بیخود شده و بدون تفکر پشت سر هم اشتباه میکنند.
اینگونه افراد نمیتوانند به زندگی عادی برگردند و تا پایان عمر عذاب میکشند، بنابراین برای اینکه آنها کمتر عذاب بکشند چه بهتر که اولیای دم در اینگونه موارد با منطق و نرمش بیشتری رفتار کنند و وقتی میبینند کسی از کرده اش پشیمان است، دیگر او را تحت فشار قرار ندهند و شرایطی را فراهم نکنند که دست به خودکشی بزند. هر چند آن نوجوان مرتکب قتل شده بوداما این قتل و خشونتی که به کار برده بود به خاطر ذات ناپاکش نبود. این پسر دچار هیجانی غیر قابل کنترل شده بود.
درخواست اولیای دم مبنی بر قصاص او را چنان دگرگون کرد که پسرک دست به خودکشی زد
.صفر خاکی، دادیار دادسرای جنایی تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: