درباره سریال‌های تاریخی در تلویزیون

تعریف یا تحریف؟

اکنون چند سالی است که حجم آثار و سریال‌های تاریخی در تلویزیون افزایش یافته و جدای از برخی سریال‌های فاخر و عظیم تاریخی مثل مختارنامه، مجموعه‌های کم‌حجم و کم‌هزینه‌تری با محوریت روایت وقایع تاریخی ساخته می‌شود؛ بویژه سریال‌هایی که وقایع و رخدادهای تاریخ معاصر را دستمایه کار خود قرار می‌دهند. واقعیت این است که یکی از ژانرهاثی که بعد از انقلاب در تلویزیون ایران مورد توجه جدی سریال‌سازان قرار گرفت، وقایع و حوادث مهم تاریخی بویژه تاریخ معاصر و شخصیت‌های تاریخی اثر‌گذاری بود.
کد خبر: ۳۹۹۹۹۶

قابلیت‌ الگوسازی و قهرمان پروری این مجموعه‌ها از یک‌سو و توجه ویژه به تاریخ و عبرت‌آموزی از آن بعد از انقلاب 57 عواملی هستند که در برجسته شدن و اهمیت‌یافتن ژانر تاریخی در سینما و تلویزیون ایران موثر بودند. کافی است مروری اجمالی به سریال‌های تلویزیونی سال‌های اخیر بیندازید. در چشم باد، نردبام آسمان، سال‌های مشروطه و 116 روز نوفل شاتو، کلاه پهلوی، مختارنامه و تبریز در مه نمونه‌ای از سریال‌هایی هستند که یک واقعه تاریخی را دستمایه کار خود قرار داده‌اند. سریال‌های تاریخی ـ مذهبی هم که در سال‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و پروژه‌های زیادی در این ژانر در حال ساخت است. توجه و رویکرد جدی صدا و سیما به ساخت آثار تاریخی چه تاریخ کهن و چه تاریخ معاصر، بهانه‌ای است تا به یکی از جدی‌ترین و چالش‌برانگیزترین مسائلی که در ارتباط با این مجموعه‌ها وجود دارد، بپردازیم. واقعیت این است که ساخت سریال‌های تاریخی علاوه بر تولید دشوار و هزینه‌های بالا و عوامل متعدد و مسائل ریز و درشت دیگر مثل طراحی لباس و دکور و چهره‌پردازی و گریم، به دلیل وجوه رئالیستی سازندگان این ژانر را با چالش‌های فراوانی مواجه می‌کند. در یک سریال تاریخی قرار نیست که مخاطب صرفا تخیلات و زایش ذهنی نویسنده و کارگردان را به نظاره بنشیند، بلکه قرار است یک واقعیت تاریخی به تصویر کشیده شود. لذا چگونگی این بازنمایی و نزدیکی و انطباق آن با واقعیت، مساله مهمی ‌است که همواره در همه جای دنیا به چالش‌های بین فیلمسازان و مورخان انجامیده و این سوال را برجسته تر کرده است که یک اثر تاریخی تا چه اندازه به واقعیت تاریخی وفادار و پایبند بوده یا از آن تخطی کرده و به جای تعریف به تحریف تاریخی دست زده است. این‌که در مجموعه‌های تاریخی، سهم تخیل و واقعیت چقدر است؟ یکی دیگر از این چالش‌های تعدد منابع و تفاسیر تاریخی است که کارگردان را در گزینش روایت معتبر به تردید می‌اندازد ضمن این‌که بین وجوه دراماتیک و سویه رئالیستی قصه نیز تضادهای در می‌گیرد و در واقع گاهی آب آنها در یک جوی نمی‌رود. شاید به همین دلیل باشد که علی حاتمی می‌گفت آثار او تاریخ به روایت کارگردان است و نه بازنمایی مطلق واقعیت. از یک سو در تاریخ با پدیده عینی و ثابتی به نام رخداد تاریخی مواجه نیستیم، اما تفسیر و نوع نگاه به تاریخ است که به این رخدادها جان می‌دهد و اینجا دقیقا همان نقطه‌ای است که احتمال مناقشه میان مولف و مخاطب، وجود دارد.غالب مناقشاتی که بر سر آثار تاریخی صورت می‌گیرد برساخته همین تناقض و دوگانگی است. این مساله بویژه در ارتباط با تاریخ معاصر دامنه و عمق بیشتری پیدا می‌کند، چرا که مخاطب میان وضعیت روز و تفسیری که از تاریخ به تصویر کشیده می‌شود، ارتباط نمادین و نهادین برقرار می‌کند. در واقع نقطه عطف این مناقشات قرارگرفتن اثر تاریخی میان تعریف و تحریف تاریخی است؛ تحریفی که یا ناشی از ذهنیت جهت‌دار و حب و بغض‌های کارگردان است یا برخی محدودیت‌ها و مقتضیات سینمایی که درام را بر واقعیت ترجیح می‌دهد و در آن تصرف می‌کند.

با این حال نباید از وجوه دراماتیک اثر تاریخی نیز غافل بود، زیرا وفاداری و تعهد به تاریخ بدون جذابیت‌های بصری و زیباشناسی اثر به دل نمی‌نشیند و مخاطب را جذب خود نمی‌کند. گاهی فیلمساز مجبور است برای جذابیت بخشیدن به قصه خود از تخیل و خلاقیت‌های ذهنی‌اش بهره ببرد و با اتکای صرف به واقعیت و منابع تاریخی نمی‌تواند داستانی جذاب برای تماشاگر به تصویر بکشد، اما مرز این خیال‌پردازی است که در آثار تاریخی اهمیت دارد. اگر این خیال‌پردازی‌های سینمایی به گونه‌ای باشد که واقعیت‌های تاریخی را تحت‌الشعاع خود قرار نداده و ماهیت و هویت آن را تغییر ندهد، دامنه و مجال این خیال‌پردازی باز است اما مشکل آنجاست که تخیل کارگردان به تغییر یا تخریب یک حقیقت تاریخی منجر می‌شود. مثلا یک شخصیت و قهرمان تاریخی کمتر از آنچه که در واقعیت بوده به تصویر کشیده شود تا وزن بیشتری به نقش تاریخی او ببخشد. گاهی نیز توالی و بازنمایی وقایع تاریخی مطابق با اسناد و مدارک تاریخی است، اما تاویل و تفسیری که به واسطه تدوین و روایت بصری کارگردان از وقایع تاریخی ارائه می‌شود، مبین یک تعارض تاریخی است. با این حال تولید و ساخت یک سریال تاریخی را نمی‌توان به مثابه نگارش یک کتاب تاریخی فرض کرد. سریال تاریخی واجد یک عنصر مهم و تاثیرگذار به عنوان تخیل است که بدون آن هویت هنری آن اثر شکل نمی‌گیرد و لذا خیال‌پردازی را نمی‌توان از ساحت سریال تاریخی حذف کرد. مصداق بارز این سخن اثر ماندگار«هزار دستان» مرحوم علی حاتمی است که حتی برخی ضعف‌های تاریخی در آن نیز چیزی از ارزش‌های سینمایی‌اش کم نمی‌کند. اگرچه برتعداد سریال‌های تاریخی افزوده شده است، اما هنوز هیچ‌کدام نتوانسته‌اند تداعی‌کننده سینمای علی حاتمی باشد و این یعنی این‌که جذابیت درام، مقدم بر واقعیت قصه است و البته مرز این خیال، تعهد به تاریخ است.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها