در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این سریال، تیتراژ آن هویتی کاملا مستقل از کل سریال دارد، بیشتر شبیه یک فیلم کوتاه یا ویدئوکلیپ است تا تیتراژ و همین دلیل است که باعث میشود مخاطبان آن جمله را بگویند. روی مثبت این مساله جایی است که نام سریال مطرح میشود و ممکن است به همین بهانه خیلی از افراد به تماشای آن بپردازند، اما روی منفی این مساله که اتفاقا مصادیق بیشتری هم دارد، جایی است که مخاطب به محض تمام شدن تیتراژ آن و شروع سریال، با محتوا و ساختار آن که برخورد میکند، به نوعی از آن زده میشود و این ناهمگونی میان تیتراژ و سریال باعث میشود که مخاطب نهتنها جذب نشود که زده هم میشود.
از جهتی نمیتوان منکر این شد تصاویری که در تیتراژ به نمایش درمیآیند، در میان تیتراژهای کارهای تلویزیونی، بدیع و زیبا هستند و تمامی تصاویرش هویت واحدی دارند. البته برخی از تصاویر آن که سعی کرده زندگی شهری و مدرن را به نمایش درآورد، کمی شعاری و کلیشهای شده است، اما از نظر بصری تقریبا یکدست است و در درونش کمتر ناهمگونی وجود دارد و تکنیکهای تدوینی و رنگی آن مانند مونوکروم شدن پایان آن و رنگ انگشتر در بعضی جاها زیادهروی شده، اما قابل تحسین و مورد قبول است.
اما با تمامی این ویژگیهای مثبت، تیتراژ داستانی مجزای از سریال دارد و از نظر فرمی خیلی با آن فاصله دارد و صرفا از جهت مفهومی با آن همسان است. اما نباید این را فراموش کرد هر کاری که از جهت تکنیکی و اجرا خوب از آب درآمده باشد، حتما مناسب یک تیتراژ خوب است. بلکه همگونی و همسطح بودن عامل مهمتری در تیتراژ یک سریال است و حتی این که تیتراژ خود داستانی مجزا داشته باشد، آن را یک فیلم کوتاه میکند نه تیتراژ یک سریال!
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: