در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او برای فیلمهایش که به وسترن اسپاگتی نامیده شدند از شهرت خاصی برخوردار است و هنوز خیلی از سینمادوستان از تاثیر عمیق او بر هنر هفتم یاد میکنند. او نکتههای کلیدی در فیلمهایش داشت که گرفتن کلوزآپ (نمای درشت) و لانگشات (نمای باز) طولانی از مهمترین آنهاست. سهگانه دلار او شامل یک مشت دلار، به خاطر چند دلار بیشتر و خوب، بد، زشت میشود و بعد از آن فیلمهای دیگری مثل «روزی روزگاری در غرب» و «روزی روزگاری در آمریکا» را ساخت که از مهمترین آثارش به شمار میآیند.
او چند بازیگر محبوب داشت که در صدر آنان کلینت ایستوود قرار دارد که در سهگانهاش در نیمه دهه 60 میلادی بازی کرد. ماریو برگا، آلدو سامبرل و بنیتو استفانلی هم در این فیلمها با او بودند که این دو تای آخری کارشان را با لئونه در فیلمهای بعدیاش یعنی روزی روزگاری در سال 1968 و یک مشت دینامیت (یا سرت را بدزد احمق) در سال 1971 بهعنوان آخرین فیلم وسترن او هم ادامه دادند.
لئونه کارش را با ساخت فیلم آخرین روزهای پمپی در سال 1959 شروع کرد و آخرین فیلمش روزی روزگاری در آمریکا بود که در سال 1984 ساخته شد. او در مجموع 10 فیلم ساخته و نوشتن 15 فیلمنامه را هم در کارنامهاش دارد.
سرجیو لئونه در سال 1984 نامزد جایزه بفتا و گلدنگلوب برای روزی روزگاری در آمریکا شد. او در حال تحقیق و
پیش تولید فیلمی درباره نبرد لنینگراد در جنگ جهانی دوم بود که بر اثر سکته قلبی درگذشت. او که زاده عصر فاشیسم و جنگ جهانی دوم در ایتالیا بود، در دهه 50 میلادی کارش را با دستیار کارگردانی و فیلمنامهنویسی در سینما شروع کرد و خیلیها معتقدند ساخت سهگانه لئونه روح تازهای در ژانر وسترن دمید.
کلینت ایستوود حاضر شد با 15 هزار دلار که نصف چیزی بود که در تلویزیون به او میدادند، در فیلم به خاطر یک مشت دلار بازی کند. در فیلم به خاطر چند دلار بیشتر، آدمکشهای جایزهبگیر موضوع اصلی فیلم را شکل میدادند و لئونه از لی وان کلیف دعوت کرد تا به گروه او بپیوندد. این بازیگر در آن زمان بدترین دوره زندگیاش را میگذراند و چند سالی بود که برای خرد شدن استخوانها و ترک الکل در بیمارستان بستری بود.
سرجیو لئونه درباره این فیلم گفته است: سینما برای من صنعت رویاسازی نیست، صنعت اسطورهسازی است. ترجیح میدهم پلیدترین اسطوره را قهرمان فیلمم بکنم: آدمکشهای جایزه بگیر را... .
در خوب، بد، زشت او 3 قهرمان دارد: خوب، بد و زشت. هر چند شخصیت خوب فیلم نیز دست کمی از 2 شخصیت دیگر ندارد.
این سه فیلم مکمل هم هستند. در فیلم اول، 2 گروه دشمن یکدیگرند و مردی بین آنها قرار دارد. در فیلم دوم 2 مرد رقیب هستند و گروهی میان آنها قرار دارد. در فیلم سوم 2 کشور با هم جنگ دارند و 3 مرد در میان آنها هستند.
موفقیت او در سهگانهاش باعث شد تا آمریکاییها از او دعوت کنند تا در آمریکا به فیلمسازی بپردازد و همینجا بود که او روزی روزگاری در غرب را در سال 1967 کارگردانی کرد. او این فیلم را در یوتا با بازیگری چارلز برانسون، هنری فوندا و جیسون راباردز ساخت و در آن باز هم از خشونت در غرب کهنسال گفت. فیلمنامه این فیلم بر مبنای قصهای از برناردو برتولوچی نوشته شد.
سرجیو لئونه پس از دهه 70 با روزی روزگاری در آمریکا نام خود را در کنار بزرگانی مثل اسکورسیزی و فرانسیس فورد کاپولا در آمریکا مطرح کرد. این فیلم درباره 4 گانگستر در سالهای 1920 است که میتواند تماشاچی را به تفکر درباره امیال و غریزههای انسان وا دارد.
ایستوود که بازیگر محبوب این کارگردان بود، درسال 1992، فیلم نابخشوده را ساخت و آن را به لئونه که 3 سال پیش از آن درگذشته بود، اهدا کرد.
آرزو پناهی/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: