در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کامران نجفزاده از جمله خبرنگارانی است که نه تنها مسوولان کشوری بلکه بسیاری از فارسی زبانان او را میشناسند. خبرها و گزارشهای نجفزاده همیشه با حاشیههای فراوانی همراه بوده است.
وی شهرتش را با گزارشهای متفاوتی که تولید کرد به دست آورد، البته پس از اینکه تحول در رویکرد برنامههای خبری ایجاد شد، بهتر توانست تواناییهای خودش را به نمایش بگذارد و نوع جدیدی از بیان گزارش و خبر را به نام خودش ثبت کند.
این خبرنگار فقط فعالیت در ایران را تجربه نکرده بلکه به عنوان خبرنگار واحد مرکزی خبر در کشورهای مختلفی به فعالیت خبری پرداخته که آخرین سفرش در فرانسه جنجال آفرین شد، چون دولت فرانسه نجفزاده را از این کشور اخراج کرد.
پس از بازگشت او خیلیها علاقهمند بودند که بدانند نجفزاده در فرانسه چگونه کار خود را انجام میداده و چرا از این کشور اخراج شده است. در مصاحبهای که پیشرو دارید، نجفزاده به برخی از این پرسشها پاسخ داده است.
طبق شنیده ها، انگار از کودکی به کار نوشتن و خبرنگاری علاقهمند بودهای، درست است؟
بله! از کودکی نقاشی، شعر و داستانهای کوتاه کار میکردم که در دوران دبستان فعالیتم را در کیهان بچهها آغاز کردم. پس از کیهان بچهها در کیهان ورزشی مطلب مینوشتم این همکاری ادامه داشت تا زمانی که 18 ساله شدم و سردبیری نشریه آرمان را در سال 75 به عهده گرفتم.
پدر و مادرتان هم فعالیت هنری داشتند؟
پدرم نویسندگی میکرد و از کشتیگیرهای قدیمی است، مادر هم کارمند بیمه ایران بود که با به دنیا آمدن من خودش را بازخرید کرد و ترجیح داد پسرش را خودش بزرگ کند.
بنابر این شما هم از کسانی بودید که از مطبوعات به صداوسیما راه پیدا کردید؟
سال 78 یکی از همکارانم در کیهان ورزشی من را به تلویزیون معرفی کرد. پس از اینکه امتحان دادم فعالیتم را در واحد مرکزی خبر شروع کردم که مدتی در کلاسهای آموزشی بودم و حدود یک سال فقط با دقت، کارهای همکارانم را زیر نظر داشتم تا بتوانم از تجربیات آنها استفاده کنم. همزمان کتابهایی هم نوشتم.
کارهای مطبوعاتی را چه کردید؟
به صورت همزمان در انجمن صنفی روزنامهنگاران و مدتی هم در روزنامه جامجم و چند نشریه دیگر فعالیت داشتم اما به جهت اینکه فشار کاری بسیار بالا بود و باوجود اینکه کار مطبوعاتی لذت فراوانی داشت تنها فعالیت در تلویزیون را انتخاب کردم.
خبرنگاری در تلویزیون را چگونه تجربه کردید؟
یک روز جمعه در واحد مرکزی خبر بودم که قرار شد گزارشی در خصوص مزاحمتهای خرید و فروش خودرو در پونک تهیه شود، اما خبرنگار نداشتیم . همکاران تصمیم گرفتند که من این گزارش را تهیه کنم. پس از اینکه گزارش را آماده کردم همه راضی بودند و از آن به بعد وارد این عرصه شدم.
در آن مقطع چه عواملی باعث شد که گزارش خوبی تهیه کنید؟
در آن موقع دقت به چگونگی کار گزارشگران موفق. در واحدمرکزی خبر در طول یک سال فقط گزارشها را نگاه میکردم. در این مدت تجربههای خوبی کسب کردم این موضوع خیلی موثر بود. البته تجربههای کاریام در مطبوعات هم بیتاثیر نبود.
شنیدم کسی برایتان مینویسد و شما گزارش میکنید. این موضوع صحت دارد؟
من از ابتدای کارم همیشه خودم برای گزارشم، مینویسم و نوشتهام را تصویر میکنم. شایعه درخصوص من زیاد است اما مهمترین موضوع این است که هیچوقت به این شایعات توجه نمیکنم. 2 سال قبل از انتخابات قرار بود به فرانسه بروم که چون مراحل کار اعزام مهیا نبود به تاخیر افتاد، اما زمانی که رفتم سایتهای مختلف اخباری منتشر کردند که نجفزاده هوای دولت را داشت که به فرانسه رفت! بعضی دیگر هم عنوان کردند نجفزاده را به فرانسه فرستادند تا از دستش راحت شوند واقعا این حرفها برایم لطیفه و خنده دار است. هیچوقت خودم را درگیر شایعات نمیکنم.
با این روحیه چه سوژههایی را برای گزارش انتخاب میکنید؟
سوژههایی که فراگیری زیادی داشته باشد و برای مردم جذاب باشند. دوست دارم گاهی خط قرمزهای خود ساخته را بشکنم...
در گزارشها از کسی هم کمک میگیرید؟
یکی هست که شاید نخواهد اسمش را عنوان کنم و از قضا رئیس ما هم هست، خیلی ذهن ارتباطاتی روشنی دارد بیشتر گزارشهای ماندگار تلویزیون نتیجه نگاه اوست. محمد دلاوری ، هم خوشفکر است و خیلی وقتها خیلی چیزها از او یاد میگیرم.
چقدر منتقد گزارشها و خبرهای تولیدی خودتان هستید؟
ما در واحد مرکزی خبر هر هفته جلسه مشترک داریم و در این نشستها گزارشهای خبرنگاران پخش میشود و نقد میکنیم. این کار باعث ارتقای کارمان میشود که چطور به گزارش بپردازیم البته علاوه بر نشستهایی که داریم واحد نظارت و ارزیابی واحد مرکزی خبر فعالیت خبرنگاران را مدام مورد ارزیابی قرار میدهد.
در حال حاضر واحد مرکزی خبر را چگونه ارزیابی میکنید؟
شاهد روند رو به رشد خلاقیت در واحد مرکزی خبر هستیم. در چند سال اخیر اتفاقهای خوبی در حوزه خبر بخصوص در واحد مرکزی خبر رخ داده. مستندهایی مثل «شاخص» و «روحالله» حتی بین رسانههای اروپایی هم از نظر نحوه کار و روایت و واکاوی تاریخی به مدل قابل تاملی تبدیل شده است. در طول این چند سال واحد مرکزی خبر پیشرفت خوبی داشته است، نه تنها خبرنگاران بلکه دبیران و تصویربرداران هم تواناییهایشان را نشان دادهاند. خروجی آنها قابل مقایسه با گذشته نیست.
یعنی الان خبرنگاران ما سبک مشخصی دارند که با نوع گزارششان مشخص میشود؟
خبرنگار دوست دارد که اثرش مال خودش باشد و صاحب سبک باشد. به نظر من اکنون مرآتی، دلاوری، خانم لبافی و خیلی دیگر از دوستانم سبک دارند و نوع گزارششان مشخص است.
بیشتر گزارشهای کدام یک از خبرنگاران واحد مرکزی خبر را نگاه میکنید؟
گزارشهای دلاوری، مرآتی، خانم لبافی، میرسیدی و حالا الان اسم همه را بخواهم بگویم که جا نمیشود!
قبل از اینکه وارد صدا و سیما شوید چطور؟
گاهی گزارشهای نجفپور را نگاه میکردم. نجف پور اولین کسی بود که گزارشهای چالشی تولید میکرد و جذابیت خاصی داشت. این گزارشها سناریو نداشت و تکلیفش در میدان مشخص میشد اما آخرش واقعا جذاب بود و خوب روی میز تدوین ماجرا را جمع میکرد.
در فرانسه که بودید بخشهای خبری و نوع گزارشهای خبرنگاران خارجی را بررسی میکردید؟
بخشهای خبری را رصد میکردم حتی هر شب نحوه پخش و نوع چینش خبرها را مینوشتم و الان جزوهای مفصل دراین باره آماده دارم. آنها با دقت دروازهبانی خبر و موازیسازی و چینشهایشان را انجام میدادند و کارشان را خوب بلد هستند.
در مدتی که آنجا بودید سعی کردید از خبرنگاران آنها هم تقلید کنید؟
ما شرقی هستیم و مخاطبمان با غربیها متفاوت است اتفاقا معتقدم برخی از رسانههای کشورهای غربی از نوع گزارشهای ما تقلید میکنند.
مثلا کدام رسانه از بخشهای خبری ما تقلید کرده است؟
بعد از اینکه ما در 20:30 به سمت نرم خبر رفتیم و شکل جدیدی از خبر را برای مخاطب اجرا کردیم بیبیسی فارسی از بچههای واحد خبر و پخش اخبار الگو گرفت و دقیقا همین سبک بیان را برای خواندن خبر انتخاب کرد.ما هم حتما چیزهایی از کار آنها یاد میگیریم. دنیای رسانه است،من خیلی چیزها از خبرنگارهای ایرانی و خارجی یاد گرفتم.
آیا شرایطی پیش آمده که خبرنگاران ایرانی را با خبرنگاران فرانسوی مقایسه کنید؟
ما نحوه چینش خبرمان بسیار متحول شده وسردبیرهای هوشمندی داریم. واقعا نوع گزارشهای خبرنگاران ما جهش خوبی داشته و واحدمرکزی خبر حتی در شهرستانها هم الگوهای کاری حرفهای به نمایش گذاشته است. با وجود اینکه خبرنگاران فرانسوی بهترین امکانات را دارند اما معتقدم در بسیاری از موارد خبرنگاران ایرانی از آنها موفقترند.
چه شد که به عنوان خبرنگار راهی فرانسه شدید؟
در سازمان صدا وسیما اعزام خبرنگار به خارج از کشور متداول است. گروهی از کارشناسان رسانه هستند که امتیازات خبرنگاران را بررسی میکنند و براساس معیارهای رسانهای و ارتباطاتی خبرنگاران را برای اعزام به یک کشور، مشخص میکنند. من هم برای اعزام به خارج همین روال را طی کردم.
زمانی که مشخص شد به فرانسه اعزام میشوید اطلاعات لازم درخصوص فرانسه و سوژههای مورد نظرتان را جمعآوری کردید؟
من تا روزهای آخر در واحد مرکزی خبر کار میکردم و فرصت این را نداشتم، اما زمانی که وارد فرانسه شدم از کریمی خبرنگار قبلی واحد مرکزی خبر در فرانسه اطلاعاتی گرفتم. فرانسه تجربههای خیلی خوبی برایم داشت. دوست دارم تجربههای خوب و بدم را به صورت یک کتاب منتشر کنم.
کارتان را در فرانسه چطور شروع کردید؟
نجفزاده: من در فرانسه فقط یک خبرنگار بودم و هیچ وقت هم نیمه خالی لیوان را رصد نمیکردم. اتهامهایی مثل تهیه گزارش «نژادپرستانه» هم نشان میداد دستشان خالیاست
سعی کردم با خیلیها از جمله ایرانیهای مقیم فرانسه، روزنامهنگاران، دانشجویان و اندیشمندان ارتباط برقرار کنم. ارتباطهای خوبی با دفتر رایزنی فرهنگی به خصوص دکتر طباطبایی داشتم که به باورم نخبهای است. هر روز صبح که به دفتر مراجعه میکردم تا لحظههای پایانی شب مشغول کار بودم. گزارشهای خبرنگاران فرانسوی در ایران را مورد بررسی قرار میدادم تا متوجه شوم آنها دنبال چه سوژههایی هستند و چه نوع گزارشهایی را از ایران تهیه میکنند. هیچ وقت به این فکر نکردم که دارم به جایی میروم تا استراحت و تفریح کنم و روز را شب کنم و ایام را بهکام بگذرانم. من به عنوان نماینده میلیونها نفر در فرانسه بودم که باید از منافع کشورم دفاع میکردم. در طول یک سال حدود 100 مستندساز فرانسوی وارد ایران شدند و بیشتر مشکلات کشورمان را منعکس کردند، پس من نباید آنجا بیکار مینشستم. با وجود اینکه کارت خبرنگاری نگرفته بودم و تنها برگهای که مجوز تهیه خبر به مدت 3 ماه از مجلس و کاخ الیزه را در اختیار داشتم اما گزارشهایی همچون نیروگاه هستهای اوریدف که 50 درصد سهامش متعلق به ایرانیان است را تهیه کردم.
بعد از گذشت 3 ماه کارت خبرنگاری به شما دادند؟
نه، 3 ماه گذشت اما کارت خبرنگاری و کارت اقامت به من ندادند. حتی به من اجازه ندادند که به ایران و حتی کشورهای حوزه شینگن بروم، اما درها را نیمه باز گذاشته بودند، نه میگفتند کار نکن و نه میگفتند کار بکن. مدل بامزهای دارند.
مگر شما براساس پروتکل دوجانبه و با هماهنگی وزارت کشور و وزارت خارجه فرانسه اعزام نشدید؟
طبق پروتکل وارد فرانسه شدم. من با سخنگوی وزارت امورخارجه فرانسه صحبت کردم و مشکلاتم را برایش گفتم، اما او در مقابل حرفهای من فقط سکوت میکرد البته در این مدت با سفارت کشورمان در فرانسه هم بارها صحبت کردم با زحمات دوستان بود که نهایتا خروجی کار این شد که دیدید!
چه اتفاقی افتاد که شما را اخراج کردند؟
نامهای به من دادند که در آن نوشته بود باید خاک فرانسه را ترک کنم. در ادامه همین نامه اتهاماتی قید شده بود که من با گزارشهایم نظم عمومی فرانسه را برهم زدهام و در برابر دولتشان ایستادم! واقعا برایم خندهدار بود.
واقعا کاری نکرده بودید که باعث اخراجتان شود؟
من در فرانسه فقط یک خبرنگار بودم و هیچوقت هم نیمهخالی لیوان را رصد نمیکردم. اتهامهایی مثل تهیه گزارش «نژادپرستانه» هم نشان میداد دستشان خالیاست. وقتی آقای معصومینژاد را در ایتالیا بازداشت کردند اتهاماتی همچون داشتن سلاح و دوربین دید در شب را به او وارد کردند، اما فرانسویها میدانند من یک خبرنگار بودم و کارم را میکردم. درستش هم همین است.
پس چه دلایلی باعث شد که شما اخراج شوید؟
مسوولان دولت فعلی فرانسه مشاورانی دارند که برخیهایشان اعضای گروهکهای ورشکستهای هستند که دستشان به خون هزاران ایرانی آلوده است. آنها قدرت تحلیل ندارند و از فضای ایران دورند و به همان شیوههای چند دهه قبل عمل میکنند به خاطر همین نمیتوانند تصمیمات مناسبی درخصوص ما بگیرند و اطلاعات درستی هم به سیاستمداران فعلی فرانسه برای مشاوره نمیدهند.
به اخراجتان اعتراض نکردید؟
به کمیساریای پلیس گفتم شما برای این اتهامات هیچ سندی ندارید، اگر گزارشی ناراحتتان کرده بود باید هشدار میدادید و بعد هم اجازه دفاع به من بدهید.گفتم مطمئن باشید با این کار الگوی خوبی از برخورد فرانسویها با یک خبرنگار نشان ندادید و این کار بازتاب جالبی در افکار عمومی برایتان نخواهد داشت. گفتم دموکراسیتان به شعر میماند... که در قافیهاش مانده باشید...
دستگاه دیپلماسی ایران به اخراج شما اعتراضی نکرد؟
من انتظار داشتم حداقل سخنگوی وزارت خارجه کشورمان موضعی در مقابل این اقدام بگیرد و حرفی بزند اما هیچ اتفاقی نیفتاد. از نگاه من دستگاه دیپلماسی کشورمان در این خصوص باید بهتر عمل میکرد. در حالی که من بارها مشکلاتم را با سفارت ایران در پاریس در میان گذاشتم و حتی آقای متکی و صالحی میدانستند چقدر محدودیت کاری دارم. شاید هم تلاششان را کردهاند. اگر با خبرنگار آنها 18 ماه اینطور برخورد کنند خدا میداند چه الم شنگهای راه میاندازند.
در برخی از سایتها خواندم که در پی اخراج جی دشموخ سردبیر خبرگزاری فرانسه از جمهوریاسلامی ایران اقدام دولت فرانسه در اخراج من، نوعی تلافیجویی بوده است. آقای دشموخ کاری کرده بود که خط قرمزهای ایران را شکسته بود، واقعا در جریان ماجرا نیستم اما احتمالا مسائل امنیتیای هم در کار بوده است. مهمتر اینکه آنها از اول با من مشکل داشتند. 18 ماه مرا دچار هزار دردسر کردند. من حتی گواهینامه رانندگی هم نداشتم. افتاده بودم در یک قفس و البته خبرنگار در قفس هم میتواند کار کند اگر بخواهد.
فکر میکنید تا چه اندازه وزارت خارجه بر نحوه فعالیت خبرنگاران کشورمان در خارج از ایران تاثیرگذار است؟
خبرنگارانی که در کشورهای دیگر فعالیت میکنند تنها حامیشان سفارتخانههای ایران در آن کشور است. اگر دیپلماسی فعال و پویایی دراینخصوص نداشته باشیم نباید انتظار داشت خبرنگار گزارشهای خوب، دقیق و باکیفیتی ارسال کند چرا که خبرنگار مخصوصا در کشورهایی که روابط مطلوبی با ایران ندارند نیاز به حامی دارد. همانگونه که در حال حاضر خبرنگاران خارجی در کشور ما با حمایت سفارتخانههایشان ارتباط برقرار میکنند، از مسائل مختلف گزارش میگیرند و مصاحبه جور میکنند.
برای اینکه خبرنگاری به خارج از کشور اعزام شود چه معیارهایی باید داشته باشد؟
شاید اولین موضوعی که مطرح میشود تسلط کامل خبرنگار بر زبان انگلیسی و زبان کشور مقصد باشد اما من میگویم تنها این موضوع اهمیت ندارد چون امکان دارد یک مترجم براحتی این مشکل را برای خبرنگار حل کند. مهمترین موضوعی که باید مورد توجه باشد تواناییهای فردی خبرنگار است، خبرنگار باید هوش خبری داشته باشد، موضوعات مختلف را واکاوی، تحلیل و بررسی کند تا بتواند بهترین خبرها و گزارشها را تهیه کند.
شما خبرنگار فعال و پویایی هستید. برای گفتوگو با رئیس جمهور فرانسه اقدامی کردید؟
برای رئیس جمهور فرانسه نامه نوشتم اما هیچوقت تقاضای من برای گفتوگو را نپذیرفت اما در مقابل رئیسجمهور ما درخواستهای آنها را برای گفتوگو میپذیرد.
بعد از اینکه کارت خبرنگار به شما ندادند پس چگونه فعالیت خبری میکردید؟
به گفته وزارت خارجه فرانسه من اجازه نداشتم به کاخ الیزه و مجلس و سنای فرانسه بروم اما در سطح شهر مشکلی برایم پیش نیاوردند. از کمترین فرصتها استفاده میکردم، گزارشهای مختلفی از ماجرایهای خونهای آلوده به ویروس ایدز تا گاو بازی در یکی از شهرهای فرانسه و اشیای عتیقه دزدی ایرانی در موزه لوور تهیه کردم.
یادم هست درگزارشهایی که میفرستادید از دولت هم به بهانههایی انتقاد کردید؟
انتقادم به گمان خودم انتقاد سازنده بود. نقد هم اصولی دارد که توضیح آن در این مجال نمیگنجد. به طور مثال اشتباه رئیس فدراسیون باعث شکست تیم آنها شد و این شکست باعث شد او استعفا بدهد. من در گزارشم گفتم بهتر است از اینها یاد بگیریم یا وقتی آنها نمایندههای مجلس را که در ورود به مجلس تاخیر داشتند، جریمه کردند در گزارشم گفتم خوب است مسوولان کشور ما هم از این روشها استفاده کنند. در مورد برکناری یک مقام دولتی فرانسه بعد از پایان سفرش گزارش گرفتم و از رئیسجمهور خودمان برای شیوه برکناری وزیر خارجه انتقاد کردم.
چند گزارش در طول 18 ماهی که در فرانسه بودید ارسال کردید؟
به طور میانگین در طول هر ماه 25 گزارش میفرستادم.
همسرتان با اتفاقاتی که برای شما افتاد عکسالعملی نشان نداده یا باعث نارحتیاش نشده است؟
همسرم چون روزنامهنگاری کرده با این فضاها آشنایی کاملی دارد و شرایط کار و فراز و نشیبهایش را میفهمد.
الان مشغول چه کاری هستید؟
مستندسازی را در واحد مرکزی خبر تجربه میکنم. بعد از بازگشتم از فرانسه خیلی موقعیتهای دیگر هم پیشنهاد شد اما از این کارها خوشم نمیآید. دوست ندارم قاطی پستها و بازیهای سیاسی شوم. من یک خبرنگارم و بس.کار کردن در واحدمرکزی خبر هم لذتبخش است.
علاقهمندان به خبر باید از کجا شروع کنند؟
باشگاه خبرنگاران جوان هست و بسیاری از خبرنگاران از باشگاه، کارشان را شروع میکنند علاوه براین واحد مرکزی خبر مدام تست میگیرد.
و حرف آخر؟
من واقعا شرمنده مردم هستم. همیشه مردم به من لطف داشتند و نمیدانم باید چطور محبتشان را جبران کنم. امیدوارم فقط بتوانم حرف دلشان را در گزارشهایم مطرح کنم و اگر کوتاهی کردیم و گلایهای دارند بر ما ببخشایند... . هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم / نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم...
فرشید قرهلی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: