در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کیهان:این تیر و آن کماندار !
«این تیر و آن کماندار !»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن میخوانید؛دیروز آقای دکتر احمدی نژاد بعد از یک غیبت 11 روزه که از ایشان انتظار نمی رفت و تعجب همراه با تاسف دوستان واقعی رئیس جمهور محترم را در پی داشت، به دفتر کار خود بازگشت و با این اقدام- هرچند دیرهنگام- خویش، خواب خوش دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها را به کابوس تبدیل کرد. در فاصله 11 روز گذشته آنچه در میان مردم دیده می شد، نگرانی توام با دلخوری از رئیس جمهوری بود که با اعتقاد به پیروی بی چون و چرای ایشان از رهبر و مقتدای خویش انتخاب کرده بودند و او نیز در خدمت به خلق خدا و ایستادگی در مقابل باج خواهی نظام سلطه جهانی، سنگ تمام گذاشته بود و اکنون در پی ماجرای اخیر، دلشوره داشتند که مبادا در گزینش خود به خطا رفته باشند!
در دیگر سوی این میدان، دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و دنباله های حقیر و شکست خورده آنها ایستاده بودند که با توهم حاکمیت دوگانه، آرزوی بیش از سه دهه بر زمین مانده خود را - دستکم به ظاهر- برآورده شده تلقی می کردند و با ذوق زدگی- یا تظاهر به ذوق زدگی- این «آرزو» را به «خبر» تبدیل کرده و به شیپور فریب و پر سر و صدای خود سپرده بودند.
و اما، در این میان گروه دیگری نیز بودند که ماجرای پلشت اخیر را خود آفریده بودند و یا در پیدایش آن نقش برجسته و پررنگی داشتند. این جماعت که با استناد به مواضع و عملکرد چند ساله شان در میان مردم و نزد دوستداران واقعی رئیس جمهور محترم، «جریان انحرافی» نام گرفته اند، طی 11 روز گذشته، به گواهی آنچه بر زبان و قلم آورده اند، نه دغدغه نظام را داشتند و نه سرنوشت رئیس جمهوری که لاف دوستی و نزدیکی با او را می زدند برایشان اهمیت داشت! آنها فقط نگران خود بودند. در این گزاره ها- که اندکی از بسیارهاست- همه روزه از سوی گروه انحرافی و به صورت پیامک برای این و آن ارسال می شد، دقت کنید؛ «باند قدرت و ثروت، آقای مشایی را هدف حمله و هجوم ناجوانمردانه خود قرار داده اند»! «مخالفان ولایت فقیه به احمدی نژاد و آقای مشایی هجوم آورده اند»!
و... اعضای جریان انحرافی توضیح نمی دادند؛ کسی که 18 پست حساس دولتی و هزاران میلیارد تومان پول بی حساب و کتاب را در اختیار خود دارد و بدون احساس نیاز به پاسخگویی در برابر قانون، دست به هر کاری که مایل باشد می زند و مبالغ نجومی از بیت المال را هرجا که بخواهد هزینه می کند و... صاحب ثروت و قدرت است، یا آن بسیجی پاکباخته و تهی دست که تاراج بیت المال و حضور غریبه ها در کانون های حساس نظام را برنمی تابد و علیه گروه منحرف خروش برمی دارد؟!...
خوشبختانه رئیس جمهور محترم، همانگونه که از ایشان انتظار می رفت با حضور دیروز خود در ریاست جمهوری و شرکت در جلسه هفتگی هیئت دولت، از یکسو، به دلشوره و نگرانی مردم که بی علت نبود، پایان داد و ان شاءالله در ادامه مسیر رگه های باریک احتمالی از تکرار رخداد پلشت یاد شده را نیز محو خواهد کرد و از سوی دیگر، خواب خوش دشمنان بیرونی و دنباله های حقیر و بارها شکست خورده داخلی آنها را نه فقط آشفته، که به کابوس تبدیل کرد و می ماند جریان انحرافی که امید است رئیس جمهور محترم و مردمی، توصیه دلسوزانه دوستان واقعی خویش را نادیده نگیرد و از کنار دغدغه آنان که نشان داده اند، نه سودای سود دارند و نه غم بود و نبود، آسان عبور نفرمایند.
و اما، در این وجیزه، سخن دیگری نیز در میان است که می تواند و باید برای همگان درس آموز و عبرت انگیز باشد و آن، این که تقریبا، بلافاصله پس از انتشار خبر ابقای وزیر اطلاعات از سوی رهبر معظم انقلاب که با استقبال چندانی از سوی آقای رئیس جمهور روبرو نشده بود- و یا اینگونه تبلیغ شده بود- تمامی دشمنان بیرونی با بهره گیری از ماشین عظیم و پردامنه تبلیغاتی و رسانه ای خود به تقدیر و تمجید از آقای احمدی نژاد پرداختند و در حمایت و قدردانی! از ایشان کمترین تردیدی به خود راه ندادند. چرا...؟! این حامیان تازه به میدان آمده! دقیقا همان قدرت های استکباری و دشمنان تابلوداری بودند که تا چند روز قبل تمامی محافل خبری، سیاسی خود را با اختصاص هزینه های کلان و نجومی علیه ایشان به کار گرفته بودند و از هیچ تهمت و افتراء و بدگویی و ناسزایی به آقای احمدی نژاد دریغ نمی کردند. آیا غیر از این است؟! بنابراین، پای این پرسش منطقی در میان است که چرخش یکصد و هشتاد درجه ای مورد اشاره از کدام نقطه آغاز شده و در کجا ریشه داشته است؟
پاسخ این سؤال نه پیچیده است که برای فهم آن به اذهان ژرف اندیش نیازی باشد و نه پنهان و رازآلود است که بدون دسترسی به اخبار و گزارش های سری و طبقه بندی شده قابل درک نباشد. این چرخش یکصد و هشتاد درجه ای دقیقا هنگامی آغاز شد که دشمن احساس کرد- و یا در این توهم افتاد- که آقای احمدی نژاد، حکم و توصیه رهبر معظم انقلاب را نادیده گرفته و از تن دادن به آن خودداری کرده است! به بیان دیگر، دشمن احساس کرد آرزوی دیرینه اش که سه دهه برزمین مانده بود، یعنی «حاکمیت دوگانه» تحقق یافته و یا نشانه های آغاز آن دیده می شود!
خب! اکنون سؤال دیگری در میان است که پاسخش اگرچه روشن و بدیهی ولی بیان دوباره و حتی چندباره آن خالی از فایده نیست و آن سؤال این که، چرا دشمنان تابلودار بیرونی پس از احساس- به زعم خود- «حاکمیت دوگانه» بدون کمترین تردیدی حمایت از آقای احمدی نژاد و تقدیر و تمجید از ایشان را برگزیدند و حال آن که می توانستند به جای آقای احمدی نژاد، حمایت و تقدیر خود را نثار رهبر معظم انقلاب کنند؟! مگر نه این که به خیال خام آنان، در حاکمیت نظام اسلامی «ترک افتاده»! و نشانه های حاکمیت دوگانه پدید آمده است؟! بنابراین آنچه برای آنان در نگاه اول، ضروری به نظر می رسد، حمایت و تقدیر از یک سوی این به اصطلاح حاکمیت دوگانه است، چرا که هدف نهایی دشمن، دوسویه شدن حاکمیت است و چه فرقی می کند که کدام سو در مقابل سوی دیگر مورد حمایت قرار گرفته و تقدیر و تمجید شود؟! بنابراین چرا در این میان حمایت از آقای احمدی نژاد را برگزیدند و بی درنگ به سوی آن رفتند؟!
پاسخ به این سؤال است که درس آموز و عبرت انگیز است و می تواند یک بار دیگر و برای چندمین بار در عمر پربرکت و مقدس جمهوری اسلامی ایران، آویزه گوش و دل همگان باشد. دقت کنید! دشمن می داند و کمترین تردیدی ندارد که دشمن واقعی نظام سلطه بین الملل و سد مستحکم در مقابل باج خواهی، زورگویی و غارتگری و خونریزی جهانخواران، «ولی فقیه» است و دیگران، از جمله رئیس جمهور و یا هر مقام برجسته و بلندپایه دیگر، فقط در حد و اندازه و در نقش «بازوی ولی فقیه» در میدان حضور دارند که توان و قدرت خود را از آن وجود مبارک و ملکوتی می گیرند. دشمن می داند که «گرچه تیغ از کمان همی گذرد... از کمان دار بیند اهل خرد».
به بیان دیگر، دشمنان بیرونی و نظام سلطه جهانی، اگر از نظام اسلامی در هراسند و اقتدار آن را سد راه خود می دانند، این هراس از اقتدار ولی فقیه است نه رئیس جمهور محترم و یا هر مقام بلندپایه و محترم دیگر، چرا که مردم براساس باورهای دینی عمیق خود گوش به فرمان ولی امر خویشند و همواره از او به یک اشاره بوده و هست و از مردم به سر دویدن. رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، رئیس قوه مقننه و... تنها هنگامی برای دشمن خطرساز و برای مردم آرامش آفرین هستند که پیرو بی چون و چرای ولی فقیه، یعنی نایب حضرت بقیه الله الاعظم- ارواحنا له الفداء- باشند و به هر اندازه که پای از این حلقه بیرون گذارند- ولو به توهم دشمن- هرچه باشند و هرکه باشند یک شهروند ساده و معمولی مانند سایر شهروندان خواهند بود.
بنابراین، اگر سخنان توفنده برادر عزیزمان جناب آقای دکتر احمدی نژاد در اجلاس عمومی سازمان ملل متحد، لرزه بر اندام نظام سلطه می اندازد و خروش ایشان علیه رژیم صهیونیستی، سردمداران این رژیم جعلی و کودک کش را به وحشت فرو می برد و... تنها به این علت است که آنها، زبان ولی فقیه را در کام ایشان می بینند وگرنه... مگر همین دشمنان تابلودار بلافاصله پس از آن که به خیال خود احساس جدایی احمدی نژاد از ولی امر مسلمین را دیدند، به جای خروش علیه ایشان، زبان و قلم به حمایت و تعریف و تمجید از وی نگشودند؟!
و بالاخره، با توجه به شرایط حساس کنونی و خیزش ها و انقلاب های اسلامی ملت های مسلمان منطقه که چشم و دل به ایران اسلامی دوخته اند، آیا برادر عزیز و بزرگوارمان جناب آقای دکتر احمدی نژاد، احتمال نمی دهند ماجرای اخیر، توطئه ای - اگرچه با چند واسطه- تحمیل شده به ایشان باشد؟! رئیس جمهور محترم بارها نشان داده و همین دیروز نیز با صراحت بر این باور قلبی خود، تاکید ورزیده است که پیرو بی چون و چرای ولی فقیه است. بنابراین، ماجرای پلشت چند روز گذشته را چه کسانی رقم زده اند؟!
جمهوری اسلامی:فرهنگ، اولویت نخست
«فرهنگ، اولویت نخست»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛امروز روز معلم و روز ارجگذاری به مقام مروجان فرهنگ و مربیان جامعه است. نامگذاری یک روز در سال که همزمان با سالروز شهادت استاد و متفکر شهید، آیتالله مرتضی مطهری است، صرفاً یک بهانه برای پرداختن به یک موضوع اساسی و بنیادین است. در واقع باید همه 365 روز سال را در باب فرهنگ و تربیت و اهمیت راهنمایان و پیشگامان این عرصه گفت و شنود کرد و برای ارتقاء وضعیت فرهنگی جامعه، چاره اندیشی نمود. شاید اختصاص یک روز به این موضوع مهم فقط فرصتی برای بیان حرفهای ناگفته و ناشنیدهای باشد که در بقیه ایام سال گلوگیر شده و امروز با تجلیل نمادین و اهداء شاخه گل به معلمان و متولیان امر آموزش و پرورش متجلی میشود.
موضوع تربیت و رشد و تعالی انسان از بزرگترین دغدغههای انبیاء و مصلحان بشری بوده و در گذر ایام و در مسیر بر پیچ و خم تاریخ، قطار زندگی در هر ایستگاه که مسافرانی را پیاده و سوار کرده، همگی در این اشتیاق بسر بردهاند که زندگانی با کیفیت و پرمحصولی را از خود به یادگار بگذارند و همه در این نقطه مشترک بوده و هستند که رسیدن به این مقصود، نیازمند فراهم کردن ملزوماتی است که تعلیم و تربیت انسانهای شایسته و با فرهنگ در رأس آن قرار دارد. از این رو، راه زندگی، راه تعلیم و تربیت نامیده شد و تقویت حوزههای تربیتی و فرهنگی در هر نظام سیاسی و اجتماعی در سرلوحه اقدامات متولیان جامعه قرار گرفت.
به همین دلیل پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و درهم پیچیده شدن طومار رژیم فاسد و منحط طاغوت، نوید ایجاد یک نظام تربیتی و فرهنگی متناسب با اخلاق و فضائل و کرامات انسانی در جامعه داده شد که لازم بود همه حرکتهای بخشهای مختلف جامعه با این هدف هماهنگ و همراه شوند بطوری که فرهنگ به عنوان موتور محرک همه بخشها و ارکان نظام عمل کند.
در این نوشتار، قصد نقد و بررسی میزان توفیق سی ساله مدیران کشور در عرصه فرهنگی و تربیتی را نداریم ولی اندکی تأمل در ارزیابی وضعیت کنونی جامعه و خروجیهای آن نشان میدهد که توفیق قابل قبولی در این حوزه حاصل نشده است. هر چند که از روزهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی درباره نقش و جایگاه فرهنگ و ضرورت تسریع در تحول فرهنگی و اصلاح ناهنجاریها سخن بسیار گفته شده لکن فقدان برنامه ریزی راهبردی و مدون و عدم فعالیتهای منسجم در این حوزه باعث شد که امروز شاهد ناهنجاریها، نابسامانیها و هرزرویهای بسیاری در این زمینه باشیم که متأسفانه روز به روز بر حجم آن افزوده میشود.
مع الاسف در این سالها که شاهد هجوم افسارگسیخته ضدارزشها و بیبندوباری فرهنگی هستیم اگرچه در کشورمان از مقوله فرهنگ و محوریت آن بسیار سخن گفته شده و میشود ولی در عمل شاهد یک حرکت منسجم و هدفمند در این زمینه نبودهایم و شاید از همین منظر باشد که برخی به این نتیجه رسیدهاند که گویا آنچنان که شایسته است کسی به فکر امور فرهنگی و اخلاقی جامعه نیست و همه موجودیت فرهنگی این انقلاب به طور ناخواسته به سمت قربانی شدن در مسیر غفلتها و بیبرنامگیها پیش میرود، غافل از اینکه غفلت از امور تربیتی و بیتحرکی فرهنگی، به اصل و اساس نظام و انقلاب لطمه جبران ناپذیری وارد میآورد.
آنچه امروز با گذشت بیش از 32 سال از پیروزی انقلاب اسلامی در سطوح مختلف فرهنگی و تربیتی جامعه قابل مشاهده است، چیزی جز اظهار تأسف به دنبال ندارد. درپارهای موارد، مسیر رویدادهای فرهنگی آنچنان انحرافی است که هرگز با ارزشهای دینی و انقلابی ما سازگاری ندارد و حتی در بسیاری موارد در مبانیت کامل با آنهاست و این وضعیت حکایت از عمق فاجعهای دارد که روز به روز به علت غفلتها و بیمسئولیتیها بر پیکره فرهنگی و شاکله اصلی انقلاب ضربه وارد میآورد.
آیا امروزه کسی میتواند ادعا کند که اخلاق و فضائل انسانی و خصلتهای نیکوی رفتاری در جامعه ما در وضعیت قابل قبولی قرار دارد و نسل کنونی و آینده که مسئولیت خطیر ادامه راه انقلاب را باید به دوش بکشند، در وضعیت قابل اطمینان هستند؟ اگر حجاب تعارف و خودستایی را کنار بزنیم و در فضای واقعی سخن بگوئیم، باید اعتراف کنیم که هنجارهای اخلاقی و فرهنگی در حوزههای مختلف جامعه به شدت تضعیف شده و خرافات و انحرافات فکری در کنار ابتذال و مفاسد اخلاقی، بنیانهای فرهنگی جامعه را در معرض تهدید جدی قرار دادهاند.
وضعیت فرهنگی امروز جامعه با توجه به تناقض در گفتار و کردار متولیان و بیتفاوتیها، این وضعیت را به ذهن متبادر میکند که گویی چرخهای ماشین فرهنگی کشور در بهترین حالت تحرکی خود، هر یک به سمتی حرکت میکند و متأسفانه در عمل، فاقد بازدهی مفید و مورد انتظار است.
حاکمیت چنین شرایطی است که دردمندان جامعه را به این نتیجه میرساند که تقویت حوزههای فرهنگی و ایجاد تحول مثبت فرهنگی برای نظام ما از هر چیزی واجبتر است و رسالت طبیب گونه نخبگان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه و تمام کسانی که وجدان بیدار دارند اقتضا میکند دلسوزانه به خطری که جامعه را به وضعیت استحاله و اضمحلال فرهنگی سوق میدهد، بیندیشند و راهکار مناسبی برای مقابله با آن ارائه کنند.
بنابر این اگر صادقانه بخواهیم با عبور از عرصه "شعار" به مرز "شعور" رسیده و برای "عمل" بیشتر از "حرف" اهمیت قائل شویم، چارهای جز این نداریم که روشهای جامع تربیتی و فرهنگی و تفکر دینی را به طور هماهنگ در سه عرصه مدرسه، دانشگاه و جامعه، عملیاتی ساخته و با پاسخگویی منطقی به نسل جوان، آنها را با ارزشهای دینی آشنا سازیم.
قطعاً دانش آموزان و دانشجویان ما که در آینده نه چندان دور به عنوان دست پروردگان نظام باید بار سنگین انقلاب را به دوش بگیرند باید به خوبی شیوههای صحیح زندگی، قواعد و رفتارهای اجتماعی، ارزشهای فرهنگی و هنجارهای دینی را بیاموزند و آنرا در عرصه جامعه، عملیاتی سازند. وظیفه خطیر دستگاههای آموزشی، پرورشی و تربیتی نظام حکم میکند که روحیه خودباوری، اعتماد به نفس، واقعیت گرایی، پایبندی به ارزشها و اخلاق مداری را در نسل جدید تقویت کرده و فرزندانی خلاق، متفکر، مستقل، کنجکاو، مسئولیت پذیر، با فرهنگ و اخلاق محور تربیت کنند. قطعاً آن روز که چنین آرمانی تحقق یابد چندان دور از دسترس نخواهد بود مشروط بر آنکه مسئولان ما اصلاح ساختار فرهنگی را اولویت نخست جامعه بدانند.
رسالت:منزلت مطلوب معلم
«منزلت مطلوب معلم»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محمود فرشیدی است که در آن میخوانید؛انتخاب شخصیتی مانند آیت الله شهید مرتضی مطهری، به عنوان الگوی جامعه معلمان، بار معنایی بسیار وسیع و عمیقی دارد و نشان دهنده نگاه بلند جامعه اسلامی نسبت به معلم و انتظار بزرگی است که از او دارد و ایام بزرگداشت مقام معلم فرصتی را فراهم میسازد تا فراتر از بزرگداشتهای تشریفاتی(1) موضوع معلم و مسئله تعلیم و تربیت، مورد واکاوی قرار گیرد؛ مسئلهای که تاکید شده است.
- مسئله فرهنگ و تعلیم و تربیت، مسئله اول در نظام ما است. (2)
- شاید اغراق نباشد اگر بگوییم حساسترین ومهمترین بخش اداره کشور، آموزش و پرورش است.(3)
در جستجوی شاخص ملموس برای ارزیابی موقعیت کنونی معلم، در قیاس با موقعیت مطلوب، این رهنمود رهبر فرزانه بسیار روشنگر است که فرموده اند:
- باید مقام معلم در جامعه به گونهای باشد که اگر از یک جوان بپرسند شما میخواهید در آینده چه کاره شوید، بگوید معلم.(4)
اینکه چگونه میتوان به سوی موقعیت مطلوب حرکت کرد، امروزه در قالب واژه "تحول بنیادین در نظام آموزش کشور" به نوعی بهمطالبه عمومی جامعه تبدیل شده است که خود ابعاد گسترده و عمیق دارد و در بعد نظری، خاستگاه آن فلسفه ناب تعلیم و تربیت اسلامی است. همچنان که بر اساس همین فلسفه و چه بسا بر خلاف فلسفه رایج در تعلیم و تربیت غرب، محور و تکیه گاه اصلی این تحول "معلم" میباشد.
با این توضیح میتوان نتیجه گرفت که فرهنگ سازی برای ارتقای جایگاه معلم، از نخستین گامهایی است که باید در طریق تحول بنیادین برداشته شود و مخاطبان این فرهنگ سازی را به چهار گروه میتوان تقسیم کرد:
گروه اول مردم و جامعه که مقام معظم رهبری خطاب به آنان تاکید فرمودهاند: "همه مردم باید خود را مدیون معلم بدانند." (5)
و بررسیها و نظرسنجیها نشان میدهد که مردم، معلمان را به عنوان محبوبترین و مورد اعتمادترین گروه جامعه میشناسند.
گروه دوم، مدیران ارشد و نهادها و دستگاههای کشور هستند که باید توجه داشته باشند:
- توسعه سیاسی و توسعه فرهنگی را معلم پایه گذاری میکند. (6)
- معلم، آفریننده کار را به وجود میآورد. (7)
و بویژه اصحاب رسانه و در راس آنها صدا و سیما باید دقت کنند که:
- معلم آن قدر ارزش دارد که کسی حق ندارد به او اهانت کند. (8)
گروه سوم، خود معلمان هستند که خطاب به آنان تاکید شده است:
- معلمی را کوچک نشمارید، معلمی از شریفترین شغلهاست. (9)
- معلمین قدر خودشان را بدانند، قدر تعلیم و تربیت را بدانند.(10)
- تربیت کردن هم جزء کار شماست. (11)
- بچهها را متدین بار بیاورید. (12)
- شما هستید که باید نشان بدهید ... ملت ایران میتواند روی پای خود بایستد. (13)
گروه چهارم کسانی هستند که افتخار خدمتگزاری به جامعه معلمان را یافتهاند . این عزیزان نیز باید عنایت کنند که: همه طراحیها و مدل سازیها برای این است که معلم بتواند کارش را خوب انجام بدهد، وسط میدان معلم است، صف مقدم، معلم است، بقیه کمک کننده و پشتیبانی کننده و تدارک کننده او هستند. (14)
طبعا گروه آخر مسئولیتی سنگین در دفاع از جایگاه و منزلت معلم برعهده دارند و میبایست در دو عرصه تخصصی و اجتماعی برای ایفای رسالت معلم، بستر سازی کنند. در عرصه تخصصی، ارتقای دانش و مهارت معلمان ضرورتی روز افزون است اما نکته مهم تر توجه به مسئولیت سنگین "تربیتی" معلم است که بیم آن میرود رفته رفته کم رنگتر شود و معنای واژه پر بار "معلم" در اندازه "سواد آموز" خلاصه و محدود شود.
در عرصه ایفای رسالت اجتماعی نیز حضور سرنوشت ساز معلمان در پیروزی انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس و نقش آفرینی گسترده آنان در تصدی مدیریتهای کشور، گویای ظرفیت عظیم کمی و کیفی موجود در جامعه فرهنگیان است که چنانکه باید از این سرمایه تاثیرگذار بهرهبرداری نمیشود، حال آنکه با برنامهریزی و آگاهی بخشی میتوان در مسائل ملی، نظیر اصلاح الگوی مصرف، هدفمند سازی یارانهها، نبرد نرم فتنهها و توطئههای اختلاف افکنانه دشمنان، جهاد اقتصادی و دیگر موارد از جامعه معلمان برای فرهنگ سازی خصوصا در میان آینده سازان کشور استمداد جست.
پینوشتها:
1- "بزرگداشت معلم، نباید جنبه تشریفاتی به خود بگیرد. بزرگداشت معلم، عزیز داشتن علم و تعالی و پیشرفت است". حضرت آیت الله خامنهای
14-2- رهنمودهای مقام معظم رهبری
منبع: منشور تحول بنیادین آموزش و پرورش
قدس:معلم؛ مرزبان تمدن بشری
«معلم؛ مرزبان تمدن بشری»عنوان یادداشت روز روزنامهی قدس به قلم حجةالاسلام سیدمحمود مرویان حسینی است که در آن میخوانید؛معلمی سیره تابناک انبیاست و معلم در مطلع کاروان بشریت، دانایی را با شهد محبت در کام تشنه نسلها می چکاند و از سر سوز و درد و عشق به انسانیت گام تعلیم را همراه با تربیت طی می کند.
هیچ تمدنی در زیر آسمان پا نگرفت و هیچ ملتی در سعادت و مجد نزیست، جز اینکه وامدار این مرزبانان اندیشه و دانش خود است. ملتهای با تمدن و بزرگ نه تنها دانشوران و مصلحان خود را بر قله نشاندند که با انتقال افکار و آثار آنان به جای جای گیتی، از آنان چهره هایی جهانی و تاریخی ساخته اند. در این باره سرودن و گفتن، زبانی به پهنای فلک می طلبد تا گوشه ای از خرمن دانش و ارزش استادی و معلمی را بنمایاند.
همین یک جمله در این مقام ما را بس که: «روایت کرده اند امام حسین(ع) دامان معلمی را که به یکی از فرزندان ایشان سوره حمد را یاد داده بود، پر از دُر و گوهر نمود.عبدالرحمن سلمی گوید: وقتی فرزند امام سوره حمد را نزد ایشان خواند، امام برای آموزگارش هزار دینار هدیه فرستاد و به او لطف ها کرد. کسی به حضرت گفت: آیا گمان نمی کنید که در این بذل و بخشش افراط کرده اید و بیش از آنچه سزای معلمی است به او بخشیده اید! امام(ع) بی درنگ و با صدای بلند فرمود: این عطا کجا و اجر آموزگار کجا! »
نظام تعلیم و تربیت قادر است، جوهر درونی انسان را کشف کند، قوای او را نیرومند سازد، ذهن او را شکل دهد، موجبات تفکر را در او زنده سازد. آدمی را فردی خلاق، مولد و شکوفا در مسیر خیر و برکنار از زیان رسانی به دیگران بار آورد. دانش و مهارتها، فنون و تخصصها را فراهم کند و زندگی اجتماعی را بهبود بخشد.
حضرت رسول(ص)؛ پیام آور دانش و بینش سفارش می فرمود که: «تا مرزهای چین در زمین و تا ثریا در آسمان، از گاهواره تا گور، در نزد خوبان یا حتی از دهان منافقان، گوهرهای دانش و ادب خویش را جستجو کنید و به چنگ آورید.»
مطهری از پیشتازان احیای تفکر دینی بود و این حرکت را در قلمرو فکر و عمل توصیه می نمود و خود با برخورداری از بینش اسلامی و تیزبینی و درایت خاص، به پی ریزی آن پرداخت. او براستی نظریه پرداز محوری تفکر نظام اسلامی بود.
دین را به حبس عرش و عرشیان نیفکند، بلکه آن را در رگ رگ حیات اجتماعی می دید. و با این تلقی بود که تفکر دینی را به نقد و پاسخگویی و رهنمایی مشکلات معاصر در می آورد. حساسیت استاد، در مواجهه با افکار ناصحیح، زبانزد عام و خاص بود. در مقابله با تحریفها، بدعتها و التقاط ها او دیده بان هویت اسلامی در قرن معاصر است. او جان عزیزش را هم در سر راه همین دیده بانی گذاشت. او اصلاح گری را دل سپردن به اندیشه ها و نسخه های غربی نمی دانست. هم در اندیشه و هم در میدان عمل، بی بنیانی نظام های شرق و غرب را برملا می ساخت.
با طفیلی گری فرهنگی مبارزه می کرد و اتکای به ذخایر بیکران فرهنگ اسلامی را به عنوان یکی از نمادهای اصولگرایی اسلامی چاره کار می دانست. او زلال جاری اندیشه دین در میدان نیازهای اجتماع بود. گاه در برابر باستان گرایی شاهنشاهی قدعلم می کرد و «خدمات متقابل اسلام و ایران» را می نوشت و گاه در برابر جار و جنجالهای تبلیغاتی در عرصه زنان و فمنیسم آن روز «نظام حقوق زن در اسلام» را می نگاشت و آن هنگام که می دید دشمن به تحریف شخصیتها اقدام کرد و عارفان عرصه شعر و ادب را کافر و ملحد جلوه داده، در دفاع از حافظ شیرازی «تماشاگه راز» را عرضه کرد و همین طور و همین طور.
اندیشه و حیات و حضور بسیار مؤثر شهید مطهری نمونه ای است بسیار ممتاز از حضور یک معلم بزرگ مسؤولانه و دردمندانه، متکی بر اندیشه و همراه با مجاهدت و اسوه برای حوزه ها، دانشگاه ها، فرهنگیان و اندیشوران.
ایران:معلمی با دم مسیحایی
«معلمی با دم مسیحایی»عنوان یادداشت روز روزنامهی ایران به قلم حمیدرضا حاجیبابایی وزیر آموزش و پرورش است که در ان میخوانید؛در سطور آغازین این نوشتار میخواهم از معلمی سخن به میان آورم که همواره با بینش والای یک عالم اصولی و با منش زیبای یک عارف شهودی به عنوان یک فقیه مسلم و سیاستمدار متاله، همه ما مردم ایران را «معلمی» کرد و با دم مسیحایی یک معلم ربانی که کلید همه فتحها و فرزانگیهاست، توانست ملتی را که در یلدای بلند ستمشاهی نسل به نسل، سکوت و مظلومیت را به هم ارث داده بودند، به ملتی آگاه و استوار و آرمانطلب و عدالتخواه تبدیل کند. توانست اعتراف تأملبرانگیزی را که صدای شکستن نظام سلطه بود در کلمات رئیس اسبق سازمان CIA امریکا ایجاد کند که در زمان پیروزی انقلاب ما گفت: ما مقهور مردی شدیم که توانست 33 میلیون خفته را تبدیل به 33 میلیون آتشفشان کند!
حال سخن گفتن از چنین معلمی در ایام گرامیداشت معلمان فهیم و فرهیخته این سرزمین خود یک اثر تعلیمی و سازنده بر نفوس یکایک ما دارد.
امام خمینی(ره) سالها پیش در کتاب «سرالصلاه» خود از یک کیمیای بزرگ پردهگشایی کرد، کیمیا همان دانش رازآلودی است که خاک را زر میکند و مس را طلا... کشف روحانی و کسب رحمانی آن معلم الهی این بود که: انسان «اسم اعظم» خداست، اسم اعظم همان اسمی است که هرکس بر آن آگاهی یابد، میتواند بر همه عالم مسلط گردد و بر همه هستی فائق شود، هر اسم خداوند آثار وجودی و جلوههای حقیقی دارد و اسم اعظم خدا که مستجمع همه آثار و همه کمالات است، «انسان» است و انسانی که در صحنه عمل و تحقق توانسته مظهر همه جلوههای جمالی و جلالی اسماء حضرت حق شود «انسان کامل» است، پس کشف استعداد انسان و پرورش آن و تلاش برای شکوفا شدن انسان و تحقق انسانیت همان چیزی است که خداوند، جهان را برای آن «مدرسه» و انبیای الهی را برای آن «معلم» نموده است تا انسان هدر نرود و هرز نگردد و اینکه پیامبر میفرماید «انی بعثت معلما» من برانگیخته شدم برای قابلیتی که در «معلمی» داشتم و برای مسئولیتی که خدا در «معلمی» به من داد این سخن حاکی از آن است که معلمان کیمیاگران عرصه عشق و علم و ایمانند،... معلم با کیمیای تربیت میتواند انسان سرخورده و بازنده را به انسان سرفراز و سازنده تبدیل کند. معلم میتواند استعداد، این جوشش الهی را با کوشش انسانی به قابلیتهای بالاتر و عالیتری تبدیل نماید و این راهی است که یک معلم ربانی همواره با بینش و دانش خود، در نسل نونهال و نوجوان آن را میپروراند.
امروز در ایامی که با نام شهید مطهری پیوند خورده با افتخار عرض میکنم که خدمتگزاری به جامعه معلمین افتخاری بیبدیل است که با هیچ مسندی قابل مقایسه و با هیچ مقصدی قابل معاوضه نمیباشد.
امروز همکارانم در عرصه مدیریت خدمتگزاری به معلم باید در صحنه اندیشه از همه عمیقتر - در صحنه اجرا از همه جلوتر - در صحنه اخلاق از همه الگوتر - و در برابر انتقاد از همه منعطفتر برای خدمتگزاری به معلمان باشند. تمام تلاش ما در دوره تحول بنیادین در آموزش و پرورش این است که با تمام قدرت در خدمت معلم باشیم تا معلم با تمام قوت در خدمت تربیت باشد.
از اینروی آنچه را انجام دادهایم از خدمات رفاهی و تسهیلاتی تا تدوین سند ملی آموزش و پرورش، از گسترش ورزش تا احیای پرورش، از ایجاد مدارس قرآنی تا توجه بنیادی به مقطع ابتدایی... همه و همه برای آن بوده که بتوانیم ذرهای از آنچه که در اندیشه بلند رهبری انقلاب نسبت به معلمان وجود دارد را پیاده کنیم که قطعاً تا تحقق سطح طراز آن فاصله داریم که باید با بصیرت، شجاعت، همدلی، سختکوشی و هماهنگی آن را طی کنیم.
سیاست روز:امتحانی برای همه
«امتحانی برای همه»عنوان سرمقالهی روزنامهی سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن میخوانید؛سوژه رسانههای خارجی که در این چند روز گذشته به ارائه تحلیلها و گزارشهای جهتدار خود علیه جمهوری اسلامی ایران پرداختند پایان نیافت !
استعفا و سپس ابقای مصلحی وزیر اطلاعات توسط ولیامر مسلمین، گرچه یک موضوع و مبحث داخلی بود، اما همواره شاهد آن بودهایم که کوچکترین تغییر و تحول در ایران مورد توجه رسانههایی بوده است که به دنبال سوژه برای پرداختن به آن در موضوع ایران بودهاند و قطعا این سیاست را پایانی نیست.
در این رسانهها هرگونه تحلیلی را میتوان دید. اختلاف بین رهبری و رئیسجمهور، دوگانگی در نظام ایران اسلامی، آینده روابط ریاست جمهوری و رهبری چه میشود، سکوت معنادار رئیسجمهور و ... از جمله تحلیلهایی بود که در این رسانهها به آن پرداخته شد.
و بارها رهبر فرزانه انقلاب هم نسبت به چنین فضایی هشدار دادند.
همین روز شنبه بود که ایشان در دیدار رئیس و اعضای شورای عالی استانها و شهرداران مراکز استانها فرمودند؛ «باید از هر کار و اقدامی که موجب پایکوبی و جنجال دشمنان میشود و دوستان را نیز ناراحت میکند، پرهیز شود.»
این توصیه قطعا شامل همه کسانی میشود که در نظام نقشی دارند و تریبونی برای بیان دیدگاهها و نظرات خود.
همه آنهایی که در این چند روز گذشته در این باره اظهارنظر کردهاند و البته از سر دلسوزی و خیرخواهی، اما از این پس با کمی تامل و بصیرت نسبت به مسائل اخیر، دیدگاههای خود را تصحیح کنند تا موجب پایکوبی دشمنان نشود و البته این سخن به مقامات ارشد از جمله رئیسجمهور و دیگر مسئولین نیز هست.
سوژه برای رسانههای معاند نظام برای این پایان نیافته است که پس از این موضوعی خواهند پرداخت که چرا رئیسجمهور محترم اینقدر دیر نسبت به این جوسازیهای رسانهای پاسخ داد؟!
حضور رئیسجمهور در جلسه هیات دولت روز گذشته و پاسخ وی به همه شبهاتی که در این چند روز اخیر مطرح شده بود، برکاتی داشت.
برکات این پاسخ دیرهنگام شناسایی «سره از ناسره» بود. چه آنهایی که به اصطلاح هوادار رئیسجمهور بودند و چه آنهایی که ماهیت خود را در این ماجرا نشان دادند.
بسیاری بودند که خود را هوادار دو آتشه آقای احمدینژاد میپنداشتند و از همین رهگذر تلاش داشتند به اهداف خاص خود برسند و گروهی نیز گرچه دشمنی خود را نشان نداده بودند اما در این چند روزه ماهیتشان روشن شد.
این اتفاق را مبارک میپنداریم و امتحانی برای همه تلقی میکنیم.
باشد که دیگر از اینگونه اتفاقات دشمن شادکن نیفتد.
مردم سالاری:زمانی برای حاشیه
«زمانی برای حاشیه»عنوان سرمقالهی روزنامهی مردم سالاری به قلم حمیدرضا شکوهی است که در آن میخوانید؛دیروز خبرها حکایت از آن داشت که جلسه هیات دولت به ریاست محمود احمدی نژاد تشکیل شد و او پس از حدود 10 روز در یک جلسه رسمی حضور یافته است. البته هیچ نقل قول مستقیمی از رئیس جمهور مخابره نشد و آنچه به نقل از احمدی نژاد، دیروز در سایت ها و خبرگزاری ها می دیدیم اظهاراتی بود که توسط افرادی همچون عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما یا حجت الا سلا م آقا تهرانی معلم اخلا ق کابینه به عنوان نقل قول از احمدی نژاد مطرح می شد. اما در اینجا کاری به حاشیه هایی از این دست نداریم.
آنچه مدنظر ماست خساراتی است که به دلیل پرداختن به موضوع غیبت یا شائبه غیبت احمدی نژاد در جلسات رسمی ، به کشور وارد شده است. اگر موضوع را خاتمه یافته تلقی کنیم، باز هم این نکته را باید بپذیریم که 10 روز از وقت رسانه ها، فعالا ن سیاسی، دولتمردان و به تبع آنها مردم صرف موضوعی شد که هیچ سودی برای مردم نداشت.
طبیعتا نمی توان در این وانفسا رسانه ها را متهم کرد که چرا به این موضوع پرداخته اند و طبق عادت مالوف کاسه و کوزه ها را بر سر آنها شکست چرا که رسانه ها به وظیفه ذاتی خود مبنی بر اطلا ع رسانی به مردم می پردازند. اما غیبت احمدی نژاد که پس از ماجرای استعفا و سپس بازگشت وزیر اطلا عات رخ داد و دیگر از حد شایعه گذشته بود و به واقعیتی مورد توجه مردم تبدیل شده بود، 10 روز از وقت دولت، اعضای کابینه و فعالا ن و صاحبنظران سیاسی را گرفت; آن هم در سالی که از سوی مقام معظم رهبری به نام سال جهاد اقتصادی نامگذاری شده و انتظار این است که همت مسوولا ن صرف کار و تلا ش و سازندگی به منظور خدمت به مردم شود.
همزمان با روزهای غیبت احمدی نژاد، مجلس مشغول بررسی لا یحه بودجه سال 90 کل کشور است که با تاخیری بی سابقه از سوی دولت تقدیم مجلس شده بود. در حقیقت، دولتی که 10 روز رئیس جمهور آن غیبت داشت، 40 روز از سال جدید را بدون در اختیار داشتن بودجه سال جدید سپری کرده و این نشانه های مثبتی نیست. علا وه بر آن امروز مهلت سه ماهه سرپرستی آقای نیکزاد بر وزارت راه به پایان می رسد و خبری از معرفی وزیر نیست. پیش از آن مهلت معرفی وزیر ورزش و جوانان هم به پایان رسیده و این وزارتخانه هم بدون وزیر است.
به راستی ضرر این گونه اقدامات به چه کسانی وارد می شود؟ آیا غیر از این است که دود این کم کاری ها به چشم ملت می رود و حاصل آن، کاهش سرعت رشد اقتصادی کشور است؟ رشدی که باید 8 درصدی باشد اما همین حالا مجامع جهانی، آن را یک درصد می دانند و علی رغم اعتراضاتی که از سوی مقامات دولتی به این آمار صورت گرفته، هیچ آمار دقیق و جایگزینی برای آن ارائه نشده است؟ البته این اولین بار نیست که وقت کشور صرف اموری حاشیه ای و فرعی می شود اما امیدواریم، آخرین بار باشد چرا که رفع مشکلا ت مردم نیازمند کار و تلا ش پیگیر است; به ویژه وقتی با وعده های بزرگی همچون ایجاد 2/5 میلیون شغل یا حل قطعی مشکل مسکن و مسایلی از این دست همراه شود.
تهران امروز:ضرورت بازگرداندن قانون یارانه ها به ریل اصلی
«ضرورت بازگرداندن قانون یارانه ها به ریل اصلی»عنوان سرمقالهی روزنامهی تهران امروز به قلم حسین رحیمی اتفاقاتی که در جلسه علنی روز گذشته مجلس درباره قانون یارانهها رخ داد و برخی نمایندگان درباره ظهور تبعات منفی اجرای ناهمگون این قانون تا نیمه دوم سال 90 خبر دادند ، بار دیگر ضرورت بازگرداندن اجرای قانون یارانه ها را به ریل اصلی عیان کرده است .
واقعیت این است سیاستی که دولت برای اجرای این قانون مهم اتخاذ کرد اکنون به گونه ای است که موجب برخی ناضایتی های عمومی شده است که علت اصلی این نارضایتی ها هم به شیب تندی بر می گردد که دولت برای اجرای قانون در پیش گرفته و بیش از حد توان متوسط مردم به آزادسازی قیمتها رو اورده است.
البته این تمام داستان نیست و بخش تولید ، صنعت و کشاورزی هم نارضایتی خود را از عدم بهره مندی از یارانه نقدی که به آنان وعده داده شده بود بیان کرده و گفته اند که قیمت حامل های انرژی نظیر گازوئیل و گاز که عمده مصرف انرژی واحدهای صنعتی و کشاورزی را تشکیل می دهد به شدت بالا رفته است ولی از یارانه نقدی و دیگر حمایتهای دولتی از بخش تولید و کشاورزی خبری نیست.
اظهارات بخش تولید و نیز دغدغه های کشاورزان از کانال کسانی چون مقامات اتاق بازرگانی به عنوان نمایندگان بخش خصوصی و نیز نمایندگان مجلس مطرح شده است ضمن اینکه کارهای کارشناسی که توسط مرکز پژوهشهای مجلس هم انجام گرفته است، وارد شدن فشار قیمتی به مردم و بخش تولید و کشاورزی را تایید کرده است، مجموعه این دغدغه ها نمود خود را مذاکرات علنی دیروز مجلس که به بحث بودجه سال 90 اختصاص داشت ، نشان داد و هشدارهایی درباره ضرورت مهار شیب تند قیمتی داده شد.
بر همین اساس بود که نمایندگان با هدف کاهش فشار قیمتی بر مردم به محدود کردن دولت برای افزایش حداکثر 20 درصدی قیمت حاملهای انرژی برای سال 90 اقدام کردند و از سوی دیگر خواستار آن شدند تا سهم تولید و صنعت ، کشاورزی و نیز مردم از یارانه نقدی به صورت مجزا تعیین شود تا باب گلایه ها و انتقادات درباره عدم تخصیص یارانه صنعت و کشاورزی بسته شود.
در واقع مصوبه دیروز مجلس و نیز طرح مباحثی چون امکان افزایش تورم به خاطر شیب تند آزاد سازی قیمتها ، بازتابی بود از نگرانیهای جدی مردم درباره گران شدن بیش از حد قیمت حاملهای انرژی نظیر گاز .
سال گذشته که دولت سیاست شوک درمانی را برای اجرای قانون یارانه ها لحاظ کرد برخی نمایندگان از امکان متوقف شدن اجرای این قانون در نیمه راه خبر دادند و گفتند اگرچه سیاست شوک درمانی در مهار تبعات روانی تورم آزادسازی قیمتها موثر است اما معلوم نیست که اجرای چنین سیاستی در ادامه به فشار بیش از حد قیمتی به مردم و تولید منجر نشود. در آن زمان دولت این نظرات را نپذیرفت و معتقد بود که سیاست شوک درمانی موثرترین راه برای اجرای این قانون است و می توان با سیاستهای ضد تورمی ، تبعات تورمی سیاست شوک درمانی را مهار کرد.
البته دولت در مهار تبعات روانی اجرای قانون یارانهها موفق بود لیکن از مدتی پیش و بخصوص پس از اینکه دور دوم قبوض گاز که با حذف یارانهها محاسبه شده بود، صادر گردید، آثار نارضایتی صادر شد که عدم تمکین بخشهایی از مردم در پرداخت قبوض نجومی گاز هم واکنشی اعتراضی به افزایش چندین برابری قیمت ها بود.
همین مسائل هم موجب شد که بالاخره مجلس که تا پیش از این به دولت توصیه میکرد از سیاست شوک درمانی دست بردارد و سیاست شیب ملایم آزادسازی قیمتها را در دستور کار خود قرار بدهد، اما چون دولت به این توصیهها توجهی نکرد ، لاجرم مجلس از طریق گذراندن مصوبهای دولت را ملزم کرد در اجرای قانون یارانه ها در سال 90 مجاز نیست بیشتر از 20 درصد به قیمت حاملهای انرژی بیفزاید. مصوبه ای که سوت پایان آزادسازی قیمتها را با شیب تند به صدا درآورد.
آفرینش: ویروس استارس
«ویروس استارس»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن میخوانید؛در روزهای گذشته آنچه بار دیگر توجه کارشناسان و مقامات ایرانی را در مورد حمله های سایبری به خود جلب کرد اعلام خبر کشف جدیدترین ویروس یا بدافزار با نام استارس توسط غلامرضا جلالی رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور بود.
در این بین باید گفت که این ویروس یا بدافزار "استارس" که بعد از بدافزار "استاکس نت" توسط کشور شناسایی شده است در واقع جدید ترین ویروس و یا بدافزاری است که در موج جدید حملات سایبری به نیرو گاه های هسته ای و... در کشور کشف می شود .
در این بین گذشته از استاکس نت که در ماههای گذشته باعث بروز اختلالاتی در تاسیسات هسته ای کشور گردید اکنون ویروس جدید استارس به عنوان تهدیدی جدید مطرح می شود. در این بین هر چند ویروس جدید "استارس" به آزمایشگاه ارائه شده و بررسی ها بر روی آن ادامه دارد اما انچه مشخص است موج حملات جدید سایبری است که بر علیه تاسیسات کشور به کار می رود. در این راستا این کشف جدید ویروس استارس را از چند منظر می توان مورد بررسی قرارداد.
نخست آنکه همچنان که پیش بینی می شد این تنها استاکس نت نبود که در حملات سایبری در کشور به عنوان عاملی مخرب نقش ایفا کرد بلکه اکنون با بررسی دقیق تر بدافزار استارس نیز کشف شده است که خود بیانگر این است که امکان حملات دیگر سایبری و کشف ویروس هایی جدید در کشور در آینده نیز دور از انتطار نخواهد بود.
دوم اینکه در واقع ویروس های سایبری همچون استاکس نت و استارس خود بخشی از جنگ سایبری هستند جنگی که با هدف ایجاد اختلال در سیستم و نابودی کامل سیستمهای اطلاعاتی ، ارتباطی و شبکه عصبی کشور هدف مطرح است لذا تلاش میشود در آن شبکه اطلاعاتی و ارتباطی که رقیب یا دشمن مورد استفاده قرار میدهد مورد تهاجم قرار گیرد و زمینه ارتباط دقیق و هماهنگ سیستمی را از بین ببرد در این حال انچه که اکنون برای کشور ما مهم و اساسی می نماید ظرفیت سازی و گسترش توانایی ها در مقابله و برخورد با این حملات جدید و نوین سایبری در جهت کاهش خسارت و از بین بردن تهدیدات است .در این حال اکنون باید کشور بیش از هر زمانی در برابر سلاحهای سایبر اعم از سلاحهای آفندی و ابزارهای پدافندی قدرت خود را افزایش دهد.
سوم آنکه مسلما حملات سایبری در جهان از طرف هر کشوری که انجام گردد تابع قواعد خاصی است و در واقع پیامدهایی حقوقی رابه همراه دارد در این بین از منظر حقوق بین المللی کشورمان باید این مساله یعنی حملات سایبری توسط این ویروس ها را در مجامع جهانی مطرح کند و از سویی نیز در صورت تدوین راهکارهایی برای مقابله با این ویروس های جدید باید به قواعد حقوقی بین المللی نیز توجهی خاص داشته باشد تا جلو هر گونه پیامد منفی برای کشور گرفته شود.
حمایت:معلمی شغل نیست، عشق است
«معلمی شغل نیست، عشق است»عنوان سرمقالهی روزنامهی حمایت به قلم مهدی خلیلی است که در آن میخوانید؛معلمان نقش بی بدیلی در توسعه فرهنگی و اقتصادی جامعه دارند . بعد از انقلاب اسلامی نیز مسوولان نظام با ایجاد تغییرات در ساختارها و کارکردهای فرهنگی تلاش کردند تا به سمت و سوی جامعه دینی و فرهنگی و متمایز از جامعه سکولار و دنیوی معاصر قدم بردارند.
بی شک در راستای انقلاب فرهنگی، تلاش هایی نیز برای معلمان صورت گرفته، اما چندان نتیجه بخش نبوده است و این عدم کارآمدی، معلمان را با مشکلات، پرسش ها و چالش های متعددی روبروساخت. البته معلمان این توقع و انتظار را از مسوولان دارند که به خواسته ها و مطالباتشان پاسخ دهند. معلمان می پرسند: چرا آموزش و پرورش سیاست زده است و این سیاست زدگی آموزش و پرورش را از متن به حاشیه رانده است. معلمان می گویند: فرهنگ، تلاش های فرهنگی را می طلبد و فرهنگ سازان بایستی در این عرصه رهبری داشته باشند و سیاست بازان و سیاست کاران و هیاهوها نمی تواند منافعی برای فرهنگ و فرهنگیان داشته باشد.
معلمان می پرسند: چرا دولت عدالت محور، تلاشی برای عدالت واقعی انجام نمی دهد؟ و چرا تبعیض های فاحش بین فرهنگیان و برخی از اقشار در جامعه وجود دارد. این در صورتی است که در کشورهای توسعه یافته، معلمان در رده های اول برخورداری از مزایای اجتماعی قرار دارند. زیرا مدیران و مسوولان کشورهای توسعه یافته بر این باورند که اگر فرهنگ اصلاح شده و اگر فرهنگ سازان رضایت داشته باشند، جامعه نیز اصلاح خواهد شد. براستی چند درصد از معلمان از شغل خود رضایت داشته و رضایت شغلی معلمان چند درصد است؟ معلمان می پرسند: چرا مسوولان از هزینه های گزاف آموزش و پرورش می گویند، در حالی که آموزش هزینه نیست بلکه سرمایه گذاری است.
به باور اقتصاددانان، اگر 10 ریال برای آموزش و فرهنگ هزینه شود، 50 ریال هزینه های اجتماعی کاهش می یابد. اکنون 200 هزار زندانی در زندان های کشور داریم و تلاش های مسوولان عالی قضایی بر حبس زدایی است. اما حلقه های مفقوده این مساله در پیشگیری است و معلمان و فرهنگیان نقش مهمی در پیشگیری از انحرافات اجتماعی دارند. همچنین هزینه های آموزش یک خانواده ژاپنی 70 درصد است. در حالی که هزینه های آموزش یک خانواده ایرانی تنها 10 درصد است.
در پایان باید گفت که معلمان به رغم همه کمبودها عاشقانه در حال خدمت به فرزندان این مرز و بوم هستند و باید گفت معلمی شغل نیست، عشق است .
جهان صنعت:آمارهای پنهانی
«آمارهای پنهانی»عنوان سرمقالهی روزنامهی جهان صنعت به قلم مریم باستانی است که در آن میخوانید؛ این روزها باب شده که به جای اعلام شاخصهای اقتصادی از طریق مراجع رسمی، این گزارشها در لابهلای صحبتهای نمایندگان مجلس اعلام میشود.
همین چند روز پیش بود که هنگام تصویب یک بند از لایحه بودجه مربوط به بخش کشاورزی که نمایندهای خواستار برداشت از صندوق توسعه ملی شده بود، رییس کمیسیون تلفیق به نقل از رییس کل بانک مرکزی عنوان کرد که پولی در صندوق نیست! این در حالی است که پیش از این دولت از واریز 14 میلیارد دلار مازاد درآمد نفت به این صندوق خبر داده بود. مسوولان بانک مرکزی بارها در برابر این سوال که ذخایر ارزی حساب ذخیره ارزی چه میزان است، طفره رفتهاند.
دیروز هم اعلام شد که با احتساب 72 میلیون جمعیت متقاضی دریافت یارانه نقدی، میزان یارانهای که دولت باید برای یکسال بپردازد بیش از 40 هزار میلیارد تومان خواهد بود. با این حساب کل رقم پیشنهادی دولت برای اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها باید عددی بیش از 62 هزار میلیارد تومان پشنهاد شده توسط دولت باشد، یعنی دولت برای پرداخت سهم صنعت و دولت دچار مشکل خواهد شد زیرا دولت باید80 هزار میلیارد تومان منابع بپردازد که خودش 62 هزار میلیارد تومان پیشنهاد کرده است.
آمار پنهان شده دیگر نرخ تورم است. تا پیش از این بانک مرکزی نرخ تورم را 12 درصد اعلام کرده بود اما دیروز مشخص شد نرخ تورم سه ماهه آخر سال گذشته 5/14 درصد بوده است. مشخص نیست دلیل این پنهان کاری چیست، شاید دولت مردم را محرم خود نمیداند.
دنیای اقتصاد:واکاوی رفتار دوگانه بورس90
«واکاوی رفتار دوگانه بورس90»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم علیرضا کدیور است که در آن میخوانید؛بورس تهران تنها پس از گذشت یکماه کاری از سال جاری، رفتار دوگانه و متناقضی را از خود به نمایش گذاشته است.
در شرایطی که این بورس تا روز 27 فروردینماه با رشد خیرهکننده 5/14 درصدی به طور میانگین روزانه یک درصد بازدهی را برای سرمایهگذاران رقم زد، پس از روز یادشده در چرخشی معنادار دچار افت 5/7 درصدی شد؛ افتی که در عمل به معنای میانگین 7/0 درصد زیان روزانه برای فعالان بورس طی 11 روز کاری گذشته است. به بیان دیگر، بورس تهران در حال بازگشت به نقطه آغازین خود در سال جاری است.
رشد و افت هیجانی پیشگفته بورس طی این دوره در شرایطی رخ داده که عوامل اصلی اقتصادی تاثیرگذار بر عملکرد شرکتهای بورسی تا حد زیادی بدون تغییر بوده و افزایش و کاهش قیمت سهام شرکتهای بورسی تنها تحت تاثیر عوامل سفتهبازی رخ داده است. در حقیقت تدوین بسته سیاستی- نظارتی بانک مرکزی برای سال90 و رویکرد انبساطی آن، در عمل بورس را به گزینهای سهلالوصول برای سفتهبازان تبدیل کرد (عاملی که توسط معاون اقتصادی بانک مرکزی نیز تایید شده است) و حجم پایین درصد سهام شناور آزاد شرکتهای بورسی به افزایش هیجان این گروه دامن زد. اما علاوه بر بسته بانک مرکزی، پدیده دیگری که طی دو سال اخیر بورس تهران را دچار تلاطم و نوسانهای شدید کرده، صندوقهای سرمایهگذاری و گسترش روزافزون این نهاد تازه تاسیس بورس تهران است.
صندوقهای سرمایهگذاری از ابتدای سال 87 با هدف ایجاد امکانی برای حضور سرمایهگذاران غیرحرفهای در بازار سرمایه طراحی و راهاندازی شدند. هر چند این صندوقها طی مدت یاد شده با اتکا به جهش شاخصهای بورس، توانستند بازدهی قابل توجهی را نصیب سرمایهگذاران کنند؛ اما رویکرد تهاجمی این صندوقها در بازار و اولویتدهی به کسب بازدهی به هر نحو ممکن سبب شد در عمل این صندوقها به عاملی فزاینده برای رشد قیمت سهام در روزهای مثبت بازار تبدیل شوند.
به بیان دیگر صندوقهای سرمایهگذاری به دلیل خرید و فروشهای روزانه، هیجان مضاعفی را به بازار سرمایه تحمیل میکردند. اما این عامل فزاینده، اکنون به اسبابی برای سقوط شاخص تبدیل شده است؛ چرا که از یک سو سرمایهگذاران حاضر در این صندوقها برای جلوگیری از ذوب شدن بازدهیهای کسب شده، در حال ابطال واحدهای سرمایهگذاری خود و خروج از بازار هستند و مدیران این صندوقها نیز برای حفظ بازدهی کسب شده و تامین نقدینگی برای پرداخت به سرمایهگذاران فراری، مجبور به فروش سهام موجود در صندوق هستند. وضعیتی که شیب نزول قیمتها در بورس را بیش از پیش تشدید میکند.
نکته قابل توجه در این میان اینکه نمیتوان انتقادی به مدیران صندوقهای سرمایهگذاران و حتی وجود این ابزار سرمایهگذاری وارد کرد، بلکه عامل اصلی بروز چنین رفتارهایی را باید در مکانیزم معاملات سهام در بورس جستوجو کرد. مکانیزمی که سرمایهگذاران حقیقی و صندوقهای سرمایهگذاری (به عنوان نمادی دیگر از حقیقیها) را به سمت رفتارهای سوداگرانه، خرید و فروشهای کوتاه مدت و اتکا بر شایعه به جای تحلیل در معاملات سهام، ترغیب و تشویق میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: