در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنابراین ما قائل به آن هستیم که افراد در قبال جامعه و جامعه در قبال افراد و افراد در قبال حکومت و حکومت در قبال آنان و همچنین افراد در قبال خودشان و در مجموع در مناسبتهای متعدد و گوناگونی از روابط، دارای حقوق و مسوولیتهایی هستند که صرفا با عملیاتی کردن آنها، میتوانند به وظایف بندگی خود یعنی عبادت خالق، نائل شوند و این مهم به سرانجام نمیرسد مگر اینکه، هم حق داشته باشند و هم بتوانند از حقوق خود استفاده کنند و هم مسوول باشند تا زمینههای اعمال حقوق دیگران را فراهم آورند. کمااینکه خود از تلاش و مسوولیتپذیری دیگران در قبال خویش بهرهمند شده، امکان استیفای حقوق خودشان را به دست میآورند و به واسطه این استیفا، زندگی خویش را در مجاری مختوم به عبادت پروردگار قرار میدهند؛ مجاریای که هم در مسیر و هم در مقصد، رضایت خداوند را تحصیل کرده لذا انسان و جامعه را در حال «کمالجویی» مطرح میسازند.
حقوق متقابل فرد و جامعه او و همچنین تکالیف متقابل فرد و جامعهاش، که در واقع امر پشت و روی یک سکه تلقی میشوند و بدون یکی از آنها دیگری موضوعیتی ندارد، در عرصههای گوناگون اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی و خصوصی به گونهای تفصیلی و اجزایی مطرح و صرفا باید شناسایی، مورد آموزش و ترویج واقع شوند تا صاحب حق و دارنده تکلیف، جهت چگونگی اعمال آن حق، به نحوی که موازین دینی مشخص کردهاند از جهل و بیخبری در خصوص آنها بیرون شده و مشخصا در ابعاد فردی و جمعی، بداند که چه حقی دارد و چه باید بکند. تحقیقا در صورت چنین تحققی از شرایط است که امکان به وجود آمدن مقدمات و بتدریج رشد و نمو ارکان و عناصر کلیدی یک مدل مفهومی، یک واقعیت آرمانی از الگوی پیشرفت و تعالی فراهم میگردد و زندگی فردی و اجتماعی انسانها در آن، بر موازین و معیارهای اسلامی و منطبق با ویژگی تعالی و رفعت همراه میگردد.
جامعهای که در آن عقلانیت و دانش و به کارگیری روشهای عادلانه در دخل و تصرف بر نیروهای طبیعی و مهار آنها در جهت تحقق اهداف و منویات انسان و جامعه، مقولهای بسیار رایج و متعارف است و عقل به مثابه حجت درونی، در اوج اقتدار و البته تحتالشعاع اصالت وحی، به ساماندهی و تمشیت امور فرد و جامعه اهتمام میورزد. لذا در این جامعه که حقوق انسان و جامعه بخوبی هم به رسمیت شناخته میشود و هم رعایت میگردد، از خرافات و دستیازیدن به سرابهایی که محصول جامعه و ذهن جاهل است منطقا خبری نیست و در نتیجه رذایل اخلاقی از جمله غیبت، تهمت، افترا، بدگمانی و سوءظن در حاشیه هستند و به جای آنها فضائل اخلاقی مستظهر به اصالتهای وحیانی و اقتدارهای عقلانی حاکمیت خواهند داشت؛ زیرا رعایت حقوق متقابل، به طور قهری نتیجهای جز ایجاد جامعهای از فضائل در پی نخواهد داشت. در چنین جامعهای است که روایت هر مقولهای که عقلی است شرعی و هر مقولهای که شرعی است عقلی هم هست، تجلی مییابد. به عبارت دیگر از یک منظر میتوان جامعه الگو را، جامعهای حقوقی دانست که در آن عدم رعایت حق، با مجازات همراه است لذا جامعه حقوقی الگو، جامعهای با پشتوانه و ضمانت اجرایی است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: