دکتر حسن سبحانی

جامعه مبتنی بر حق

جامعه در جستجوی تحصیل رضای خدا و «عابد» و معتقد به اصالت «افراد» و در عین حال پذیرنده نقش و مسوولیت و تاثیرگذاری و حقوق برای اجتماع و دارای باور عمیق به «آزادی» به عنوان بستری که در آن استعداد و توان فرد و جامعه شکوفا می‌شود و با برچسب «توحیدی» شناخته می‌شود، برای این‌که این ویژگی‌ها را همزمان در خویش به وجود آورده و رشد و نمو دهد باید حاوی حقوق و اختیاراتی باشد که با استفاده از آن حقوق و طی مسیر کمال، تحقق جامعه، به لحاظ منطقی ممکن و به لحاظ اجرایی روان و به لحاظ آرمانی الگو را سبب‌سازی نماید.
کد خبر: ۳۹۹۴۲۷

بنابراین ما قائل به آن هستیم که افراد در قبال جامعه و جامعه در قبال افراد و افراد در قبال حکومت و حکومت در قبال آنان و همچنین افراد در قبال خودشان و در مجموع در مناسبت‌های متعدد و گوناگونی از روابط، دارای حقوق و مسوولیت‌هایی هستند که صرفا با عملیاتی کردن آنها، می‌توانند به وظایف بندگی خود یعنی عبادت خالق، نائل شوند و این مهم به سرانجام نمی‌رسد مگر این‌که، هم حق داشته باشند و هم بتوانند از حقوق خود استفاده کنند و هم مسوول باشند تا زمینه‌های اعمال حقوق دیگران را فراهم آورند. کمااین‌که خود از تلاش و مسوولیت‌پذیری دیگران در قبال خویش بهره‌مند شده، امکان استیفای حقوق خودشان را به دست می‌آورند و به واسطه این استیفا، زندگی خویش را در مجاری مختوم به عبادت پروردگار قرار می‌دهند؛ مجاری‌ای که هم در مسیر و هم در مقصد، رضایت خداوند را تحصیل کرده لذا انسان و جامعه را در حال «کمال‌جویی» مطرح می‌سازند.

حقوق متقابل فرد و جامعه او و همچنین تکالیف متقابل فرد و جامعه‌اش، که در واقع امر پشت و روی یک سکه تلقی می‌شوند و بدون یکی از آنها دیگری موضوعیتی ندارد، در عرصه‌های گوناگون اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی و خصوصی به گونه‌ای تفصیلی و اجزایی مطرح و صرفا باید شناسایی، مورد آموزش و ترویج واقع شوند تا صاحب حق و دارنده تکلیف، جهت چگونگی اعمال آن حق، به نحوی که موازین دینی مشخص کرده‌اند از جهل و بی‌خبری در خصوص آنها بیرون شده و مشخصا در ابعاد فردی و جمعی، بداند که چه حقی دارد و چه باید بکند. تحقیقا در صورت چنین تحققی از شرایط است که امکان به وجود آمدن مقدمات و بتدریج رشد و نمو ارکان و عناصر کلیدی یک مدل مفهومی، یک واقعیت آرمانی از الگوی پیشرفت و تعالی فراهم می‌گردد و زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها در آن، بر موازین و معیارهای اسلامی و منطبق با ویژگی تعالی و رفعت همراه می‌گردد.

جامعه‌ای که در آن عقلانیت و دانش و به کارگیری روش‌های عادلانه در دخل و تصرف بر نیروهای طبیعی و مهار آنها در جهت تحقق اهداف و منویات انسان و جامعه، مقوله‌ای بسیار رایج و متعارف است و عقل به مثابه حجت درونی، در اوج اقتدار و البته تحت‌الشعاع اصالت وحی، به ساماندهی و تمشیت امور فرد و جامعه اهتمام می‌ورزد. لذا در این جامعه که حقوق انسان و جامعه بخوبی هم به رسمیت شناخته می‌شود و هم رعایت می‌گردد، از خرافات و دست‌یازیدن به سراب‌هایی که محصول جامعه و ذهن جاهل است منطقا خبری نیست و در نتیجه رذایل اخلاقی از جمله غیبت، تهمت، افترا، بدگمانی و سوءظن در حاشیه هستند و به جای آنها فضائل اخلاقی مستظهر به اصالت‌های وحیانی و اقتدارهای عقلانی حاکمیت خواهند داشت؛ زیرا رعایت حقوق متقابل، به طور قهری نتیجه‌ای جز ایجاد جامعه‌ای از فضائل در پی نخواهد داشت. در چنین جامعه‌ای است که روایت هر مقوله‌ای که عقلی است شرعی و هر مقوله‌ای که شرعی است عقلی هم هست، تجلی می‌یابد. به عبارت دیگر از یک منظر می‌توان جامعه الگو را، جامعه‌ای حقوقی دانست که در آن عدم رعایت حق، با مجازات همراه است لذا جامعه حقوقی الگو، جامعه‌ای با پشتوانه و ضمانت اجرایی است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها