در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آسمان به حال من میگرید و تو با من حتی وداع هم نخواهی کرد. میروی [...] اما من تنها و در سکوت خواهم ماند. پس با نگاهی خیس [میگوید]: «بدرود».
تنها از دیار بیکسی
شیرینزبون
(اوایل بهمن داشتم یک مطلب آماده میکردم واسه [شماره] قبل از عید، اما 4 بهمن بعد از خوندن مطلب «ناگهان جوانه خشکید» اونقدر به هم ریختم که نتونستم به نوشتههام سروسامان بدم. واقعاً این دردناکترین مطلبی بود که بعد از حدود یه دهه مشتری این صفحه بودن، داشتم میخوندم).
1-کلیههاش سنگساز بود. به پسرش قول داده بود که اگر هفتمین سنگ رو از کلیههاش دربیاره، با همدیگه هفتسنگ بازی کنند!
2-وقتی قبض تلفنش اومد فهمید که حرف مفت چقدر گرونه!
3-انگشت شست پا، به لبخند جوراب دهنکجی میکرد!
4-از بس شیرینی زبان خوردم، شیرین زبان شدم!
زهرا فرخی، 30 ساله از همدان
این دختره معلوم نیست حواسش کجاست !؟ بابا
متکدّی
لبخندهایش شبیه وزنههای 40 کیلویی [بود] که از گوشة لبهایم آویزان شده باشند؛ [وزنههایی] که پانچشان کرده باشی روی لبخندهای من؛ [لبخندهایی] که هی سنگینتر میشدند روی نگاهی که ختم میشد به دستهایم؛ [دستهایی] که داشت میرفت توی کیف پولم [تا] پیدا کند یک صد تومانی لعنتی [را] که بدهد [به او] برای عمیقتر شدن لبخندهایش!لعنت به من و تو و پولی که بینمان لبخند ایجاد کرد.
سمانه مالمیر از قم
دِ! خانواده نشستههاااا...! دِ!
اشتباه
همیشه میگفتم که علم بهتر از ثروت است و همه رو یه جوری در این مورد قانع میکردم و میگفتم با علم میتوان ثروت به دست آورد، اما حالا که میبینم خیلیها به خاطر پول نمیتوانن برن دانشگاه، تازه فهمیدهم که تمام عمر اشتباه میکردم و ثروت خیلی مهمتر و بهتر از علم است.
دختری از دیار فراموششدگان
پس احتمالاً بقیة عمرت هم به اشتباه میگذره! نگاهِ یا سیاه یا سفید رو بریز دور عسل مادر (گرفتم چی میگیهاااا، اما یادت باشه: اونی که منظور توست، تحصیله که هم با علم فرق داره، هم با منظور اصلی اون انشاء معروف!).
در مزیّت سوزن و جوالدوز
1-با چند تا از دوستام یه جا جمع شده بودیم. یکی از بچهها یه شوخی با دوستم کرد و اونم جوابش رو با شوخی داد. بحث به دعوا و جدل کشید که موجب ناراحتی جمع گردید. کاش یا ما شوخیهامون رو درست کنیم (طوری که باعث گرمی جمع بشه و کسی هم به دل نگیره) یا اینکه یه خرده ظرفیت خودمون رو ببریم بالا و بدونیم که اگه با کسی شوخی کردیم، در مقابل شوخی اون دوستمون هم ناراحت نشیم.
2-میخواستم به دخترها بگید که الآن سطح درآمد ما جوونها کم شده؛ کمی تو ازدواج فکر ما رو هم بکنن و هی دیگران رو به رخ ما نکشن که اون فلان چیز رو داره تو نداری. مهم طرز نگاه به مسائل زندگیه. درسته که پول راحتی میاره ولی خوشبختی نمیاره.
کامران از بناب
درس بزرگ
یه [بچه] کوچولو تو فامیلمون [داریم] که تقریباً 2 ماهه تو مرحلة پا شدن و چند لحظه ایستادن و دوباره زمین خوردنه! ولی هر روز بهتر از دیروز میشه و میتونه چند ثانیه بیشتر بایسته.اگه همة ما که یه زمونی مثل اون بودیم، میتونستیم با همون عادت بمونیم و با هر زمین خوردنی ناامید نمیشدیم و سعی میکردیم قدم به قدم بریم جلو و هر روز بهتر از دیروز باشیم، شاید الآن یه جایی خیلی بهتر از الآن بودیم.
جوجه 18 روزه
توَهّم صورتی!
دوستم میگفت چند وقت پیش خیلی اتفاقی با یکی از بچه های دانشگاه چشم تو چشم شده و تمام. چند وقت پیش خیلی اتفاقیتر دوباره با همون حالت میبیندش.
میگفت حس میکنه دوستش داره! [حالا دوستم] اصلاً هم باهاش حرف نزده[هاااا!...].
مشکل دوستم از اینجا شروع شده که پسره رفته دیگه پشت سرشم نگاه نکرده! ولیییی... دوستم تازه دلشششش، دلش چیییی؟ تنگ شده! هر کاریم میکنه نمیتونه فراموشش کنه! [...] به نظرت من باس چی بهش بگم؟
(من یه بار یکی رو دوست داشتم، هییییچ اتفاقی هم نیفتاد! اسمش پاسخنگو بود!)
بهار نارنج
(هههههه! باز خوبه که این پاسخنگویی رو که میگی، فقط یه بار دوستش داشتی!)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: