زندگی،‌دوباره به شما لبخند می‌زند

کد خبر: ۳۹۸۸۴۵

حالا که از همسرتان جدا شده‌اید بعد از سپری کردن آداب فقدان بهتر است دیگر حدی برای گریه‌های خود بگذارید و بدانیدکه دنیا به آخر نرسیده است. بین خود و زندگی دیوار نکشید و بگذارید هرچه خدا می‌خواهد پیش بیاید. سعی کنید بیش از همیشه روی پای خودتان بایستید و زندگی کنید.

از همین حالا کاری کنید که فرزندتان سال‌ها بعد، از این‌که پیش شما مانده و شما بزرگش کرده‌اید حسرت نخورد. برای او الگوی مناسبی درست کنید.

هرگز نگو هرگز

اولین فکر‌هایی که به ذهنتان می‌رسد این است: من هرگز دیگر روزهای خوش ابتدای زندگی مشترکمان را تجربه نمی‌کنم.

من هرگز دیگر به مردی اعتماد نمی‌کنم.

من هرگز دیگر به ازدواج فکر نمی‌کنم.

من هرگز روی خوشبختی را نخواهم دید.

دیگر هرگز خوشحال نخواهم شد.....

اگر همین‌طور ادامه دهید هیچ بعید نیست که فردا از خواب بیدار شوید و ببینید دنیا تمام شده است!

سعی کنید که به خودتان انرژی مثبت برسانید و کمی روشن‌بین باشید.

فراموش نکنید هر پایانی فقط یک شروع جدید است. این را خیلی از کسانی که به آغاز دوباره فکر کرده‌اند تجربه کرده‌اند.

مریم یک مادر مجرد 37 ساله است. او خیلی وقت پیش هنرستان را که تمام کرد ازدواج کرد. آن روزها دلش می‌خواست طراحی لباس را ادامه دهد اما تنها کاری که کرد این بود که با 3 فرزند و خیاطی خانگی برای آنها خودش را مشغول کند.

خیانت همسرش و اثبات فساد اخلاقی او سبب شد او به دنبال گرفتن حضانت بچه‌ها باشد. وقتی پس از دو سه سال درگیری و دادگاه موفق شد این کار را انجام دهد تصمیم گرفت بدون در نظر گرفتن نفقه همسرش که به بچه‌ها تعلق می‌گرفت زندگی را بگذراند. مریم می‌گوید: همسرم مردی عیاش شده بود و واقعا نمی‌توانستم روی پول او حساب کنم. حتی این اواخر خودم مزدی دوزی می‌کردم و خرج خانه را در می‌آوردم و او فقط اسمش بالای سرمان بود.

وقتی سایه‌اش از سرمان کم شد تصمیم گرفتم تمام این سال‌ها را جبران کنم و با دنبال کردن آرزوهایم زندگی‌مان را بسازم. من یک دختر 17 ساله و 2 پسر 6 و 4 ساله دارم. دخترم خیلی در کارها کمکم می‌کند و بچه‌ها خیلی مودب بار آمده‌اند.

دخترم به من قول داد که کمکم می‌کند و من با گرفتن وام یک مزون خانگی راه انداختم. با یک خیاط دیگر هم شریک شدم و یک اتاق خانه را کارگاه کردیم و دو کارگر هم استخدام کردیم.

استعدادی که در این کار داشتم سبب شد خیلی زود کارم گل کند. دخترم هم برایم سایت سفارش و تبلیغات راه انداخت و دوستان مدرسه‌ای و حتی معلم‌های مدرسه‌‌اش مشتری من شدند.

خیلی زود کارمان رونق گرفت و حالا به خوبی از پس مخارج بر می‌آیم و قصد دارم به زودی طبقه بالای ساختمانی که در آن ساکن هستیم را برای کارگاه و مزون اجاره کنم و کار را گسترش دهم.

اگر شما هم به استعدادها و توانمندی‌های خود فکر کنید می‌بینید که دنیا تمام نشده است و می‌توانید دوباره شروع کنید.

قطع رابطه نکنید

اگر همسرتان صلاحیت اخلاقی ملاقات با فرزندان را دارد با او قطع رابطه نکنید. اگر دادگاه فرزندان را به همسر شما سپرده نیز بردبار باشید و سعی کنید از حق قانونی خود برای ملاقات آنها به خوبی استفاده کنید ولی کار را به جنجال نکشانید.

به خاطر فرزندانتان با همسر سابق خود رابطه جدیدی را تعیین کنید.

در رابطه سابق شما همسر وی بودید اما در حال حاضر شما فقط پدر و مادر فرزندان مشترک هستید مگر این‌که یکی از شما نخواهید دیگر این نقش را بپذیرید. در این صورت سعی کنید کودکانتان را قانع کنید که اگر همسرتان آنان را نمی‌خواهد تقصیر شما نیست و شما مانع این کار نیستید.

یک شبکه همیاری

حالا که دیگر یک مادر مجرد شده‌اید باید شبکه‌ای حمایتی اطراف خود تشکیل دهید. این شبکه می‌تواند متشکل از دوستان صمیمی، افراد خانواده و همکاران و اقوام باشد.

اگر احساس افسردگی می‌کنید از مشاور خانواده کمک بگیرید. در دوره‌های کار آفرینی و مهارت‌های زندگی شرکت کنید.

هرکاری که می‌توانید برای رسیدن به موفقیت انجام دهید. توانایی‌ها و نقاط قوت خودتان را کشف کنید و برای کمک به خود و حرکت در یک مسیر جدید و مثبت روی آنها متمرکز شوید.

زمانی فقط برای خودتان

نرگس می‌گوید: مدت‌ها بود که اصلا از خودم نپرسیده بودم چه می‌خواهم. دائم می‌پرسیدم حسن چه دوست داری؟ برایت چه درست کنم؟ چه رنگی و چه لباسی بپوشم؟ برنامه‌های تلویزیون فقط برنامه‌های مورد علاقه او بود. رفت و آمدها فقط با افراد مورد علاقه او و دوستانش بود که شاید بعضی‌هایشان را من اصلا تایید نمی‌کردم ولی نظر من حتی برای خودم اهمیتی نداشت. عاقبت هم به خاطر این‌که بچه‌دار نمی‌شدیم از هم جدا شدیم. حالا فکر می‌کنم چقدر از خودم غافل بوده‌ام. می‌خواهم به خودم فکر کنم و همه آن سوالاتی را که از حسن می‌پرسیدم از خودم بپرسم.شاید وقت آن رسیده باشد که شما هم خودتان را در اولویت قرار دهید.

کاری را فقط برای خودتان انجام دهید. بهترین هدیه‌ای که شما می‌توانید به فرزندانتان بدهید این است که از خودتان خوب مراقبت کنید. یک کلاس جدید را امتحان کنید، ورزش را شروع کنید و سرگرمی‌های فراموش شده که سابقا انجام می‌دادید را دوباره شروع کنید. شخصیت خود را دوباره کشف کنید.

برای این کار لیستی از استعدادها و توانایی‌های خود تهیه کنید. لیستی هم از خواسته‌ها و آرزوهایتان آماده کنید.

تمام کارهایی که باید انجام شود با قید اولویت. سپس همه سرمایه‌ای که برایتان مانده است و آنچه دارید را با آنچه باید داشته باشید مقایسه کنید. لیستی هم از ابزارهایی که شما را به هدف می‌رساند آماده کنید.

اگر سرمایه کافی برای ادامه زندگی ندارید به فکر کاری باشید که بتواند به خواسته‌های‌ شما پاسخ دهد. از ریسک کردن نترسید.

بچه‌ها دارند دوران سختی را تجربه می‌کنند سعی کنید برای آنها بهترین باشید اما خودتان باشید. سعی نکنید جای پدرشان را برایشان پر کنید. خصوصا اگر او در دسترس است و به سراغ بچه‌ها می‌آید.

این بار سعی کنید با استفاده از تجربه شکست خود موفقیت بزرگ‌تری را رقم بزنید.

ماندانا ملا‌علی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها