در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
معاون صدای رسانه ملی وظیفه سنگینی دارد. او باید بر تولید و انتشار برنامههای شبکههای متعدد رادیویی نظارت کند.
با محمدحسین صوفی در آستانه سالگرد هفتاد و دومین سال فعالیت رادیو در ایران همصحبت شدیم.
شما در صحبتهایتان چند بار بر ضرورت شادترشدن برنامههای رادیو تاکید کردهاید. بهتر است در ابتدا در این باره و افزایش برنامههای سرگرمکننده در رادیو بیشتر توضیح بدهید و این که این خواسته چگونه محقق میشود؟ یعنی چه سیاستهایی برای افزایش کیفی و کمی بخشهای سرگرمکننده رادیو دارید؟
یکی از مقولههای بسیار مهم در زندگی فردی و اجتماعی انسانها شادی و لبخند است. شادی نتیجه امید به آینده است و منجر به بالندگی و پویایی فرد و جامعه میشود. یکی از تکالیف رسانهها در کنار اطلاعرسانی، آگاهیبخشی تنویر افکار عمومی و امیدآفرینی است. انسانها با لبخند و امید پیشرفت میکنند. تکرار مباحث غم و اندوه برای مخاطب باور غلط ایجاد میکند. با این رویکرد برنامههای نوینی برای سال 90 در رادیو تعریف شده است.
ادامه افزایش برنامه شادمحور، امیدآفرین و بویژه برنامههای طنز و افزایش مسابقات از جمله محورهای کاری ما در سال 90 است. در سال 90 به سمت افزایش برنامههایی میرویم که با حضور شنونده تولید و پخش میشوند. این برنامهها ممکن است در قالب سخنرانی، جنگ، میزگرد و مشاعره باشد.
خروج برنامهسازان از استودیوها و ورودشان به اماکن تجمع مردم مثل پارکها، ورزشگاهها و مساجد از جمله رویکردهای جدید است که امیدواریم منجر به افزایش تعامل برنامهساز با مخاطب شود. رویکرد دیگر برنامهسازی امسال این است که در غیر از مناسبتهای غم و سوگواری جنس برنامههای رادیو برنامههای شادیآفرین باشد. یعنی هم متنها شادیآفرین باشد و هم لحن گوینده و مجری.
نظرسنجیهای چند سال پیش شما نشان میدهد که بیشترین مطالبه مردم از رادیو برنامههای سرگرمکننده است و برنامههای آگاهیدهنده در ردههای بعدی قرار میگیرند. آیا هماکنون آماری از ذائقه مخاطبانتان در اختیار دارید؟
خوشبختانه ما به طرق مختلف با مخاطبمان در ارتباط هستیم. در این تعامل نیازها و توقعات، نظرها و مطالباتش را میشنویم و در عین حال از ذائقهاش خبردار میشویم.
مردم از طریق تماسهای مردمی به طور مستقیم به ما و برنامهسازان نظراتشان را اطلاع میدهند.
بخشی دیگر از طریق نظرسنجی مرکز تحقیقات سازمان انجام میشود. معمولا نظرسنجیهایی که انجام میشود بیانگر چند توقع است؛ اولین خواسته مردم افزایش برنامههای طنز است. در مرحله بعد از ما افزایش موسیقی و افزایش برنامههای نمایشی را میخواهند. بنابراین با توجه به علاقه و نیاز مردم، تولید و پخش هدفمند این نوع برنامهها در دستور کار ماست. در کنار تولید و پخش برنامههای طنز، برگزاری یک مجموعه سمینارها را در دستورکار قرار دادهایم. سال گذشته ما 2 همایش طنز برگزار کردیم؛ جشنواره طنز و تبسم که به معرفی و تجلیل از برنامهسازان برنامه جمعه ایرانی و برنامهسازان طنز میپرداخت. جشنواره دیگری با محوریت رادیو فرهنگ و با عنوان نخستین هماندیشی طنز برگزار شد. هدف این جشنواره تبیین و ابلاغ سیاستهای برنامههای طنز در شبکههای رادیویی بود که در کنارش از دستاندرکاران برنامه طنز هم تقدیر شد.
شما بر برنامه «جمعه ایرانی» چگونه و چقدر بر برنامه نظارت میکنید؟
برنامه «جمعه ایرانی» آیتم به آیتم تولید میشود نمایشهای کوتاهش پس از تولید در اختیار شبکه قرار میگیرد. شبکه بعد از بازشنوایی آن، مجددا برنامه را به تهیهکننده برمیگرداند. اگر نیاز به اصلاحاتی باشد، انجام میشود و با تطبیق نهایی «جمعه ایرانی» در اختیار پخش قرار میگیرد.
یعنی در مرحله نوشتن متن نظارت صورت نمیگیرد؟
معمولا متنها بازخوانی نمیشود و فقط تولیدات انجامشده بازشنوایی میشود. بخشهای زنده مثل مسابقه و اعلام نتایج مسابقه و خواندن پیامکها هم به صورت زنده تولید و پخش میشود.
بارها شنیدهایم که میگویند در حوزه طنز رادیویی با مشکل کمبود نیروی انسانی مواجه هستیم. افرادی که در تولید طنزهای رادیویی نقش دارند خیلی بااستعداد هستند، اما تعدادشان کم است و این تعداد پاسخگوی نیاز شبکههای متعدد رادیو نیست. در این رابطه توضیح بدهید.
عمدهترین مشکلی که ما در حوزه رسانه و فرهنگ و هنر داریم بحث نویسنده است. کمبود نویسنده در همه عرصهها خودنمایی میکند. در تولید فیلمنامه، نمایشنامه و دیگر تولیداتی که نیاز به متن دارد با مساله کمبود نویسنده مواجهیم.
خوشبختانه وضعیت رادیو، نسبت به رسانههای دیگر بهتر است. تمام متونی که در حال حاضر در رادیو نوشته و اجرا میشود، توسط نویسندگان خودمان تولید شده است. رادیو در 2 بخش با کمبود متن مواجهیم. یکی از آنها بخش نمایش است. ما در طول سال برای شبکههای فعلی سالانه بیش از 1000 ساعت نمایش نیاز داریم.
با راهاندازی رادیو نمایش این نیاز حداقل 2 برابر خواهد شد. بنابراین ما نیاز به نویسنده و نمایشنامهنویس داریم.
بخش دیگر کمبود ما در حوزه طنز است. ما هر چقدر که نویسنده در حوزه طنز داشته باشیم باز هم کم است. با توجه به تنوعپسندی و ذائقههای متفاوت مخاطب، ما باید مرتب نوشتههای جدید در قالب برنامه طنز به آنها ارائه کنیم. بنابراین ما در این دو عرصه کمبود داریم. من از تمام نویسندگان خلاق سطح کشور میخواهم به شبکهها و مراکز مختلف رادیو مراجعه کنند. حتما از آنها استقبال خواهد شد.
رادیو هم در این رابطه اقداماتی را انجام داده است. ما به دنبال پرورش نویسنده چه در رادیو و چه در باشگاههای رادیو هستیم. اکثر شبکههای رادیویی باشگاههایی دارند. انواع مشاغل رادیو را در این باشگاهها آموزش میدهند که یکی از آنها آموزش نویسندگی است.
کارگاههای آموزشی در این باشگاهها تشکیل میشود. یکی از وظایفی که برای مرکز هنرهای نمایشی رادیو تعریف کردیم این است که کارگاههای آموزشی را تشکیل بدهد.
زمانی که ما چند سال پیش مقوله ارتقای کیفیت را مطرح کردیم به برخی از مشاغل بیش از مشاغل دیگر توجه کردیم. مثل صنف سردبیری که یک عنصر مولف در رادیو است. در سال 90 نیز بیشترین توجه ما در رادیو به مقوله نویسندگی است.
احتمالا پس از چاپ این مطلب افرادی با دفتر روزنامه تماس میگیرند و میگویند ما میخواهیم با رادیو همکاری کنیم. نویسندگان از چه کانالی میتوانند وارد رادیو بشوند؟
اگر نویسندهای هماکنون در عرصه نمایشنامهنویسی فعالیت دارد، نمونه کارهایش را میتواند به مرکز هنرهای نمایش در ساختمان ارگ ارسال کند.
اگر در دیگر قالبهای رادیویی استعداد نویسندگی دارد، میتواند نمونه کارش را به شبکههای مختلف بفرستد.
در سالهای گذشته گفتید که علاقهای به توسعه کمی شبکهها نداریم. چطور شده که جدیدا به فکر افتتاح شبکههای متعدد افتادهاید؟
من در یکی، دو سال گذشته اساسا به فکر توسعه کمی شبکههای رادیویی نبودم، بیشتر به دنبال ارتقاء و توسعه کیفیت بودم.
هدف اصلیام تولید و پخش برنامههایی برای ایجاد رضایتمندی بیشتر در مخاطب بود. خوشبختانه این سیاست موفقیتآمیز بود و ما در شبکههای مختلف در مسیر توسعه کیفی، ارتقای کیفیت پیدا کردیم.
در مسیر ارتقای کیفیت به رضایتمندی مخاطب رسیدیم و در کنار این امر افزایش مخاطب را هم داشتیم. البته هنوز هم ارتقای کیفی و رضایتمندی مخاطب در دستور کار ماست. در کنار این، افزایش کمی شبکهها را هم در دستور کار قرار دادیم و افزایش شبکههای عمومی، تخصصی و اختصاصی را هم مدنظر قرار دادیم.
میخواستیم افزایش قدرت انتخاب در مخاطب ایجاد شود. یعنی اگر مخاطبی صرفا به دنبال شنیدن یک پدیده تخصصی و اختصاصی از رادیو است، دنبال رادیوی ویژه آن موضوع باشد.
از سویی دیگر نظرسنجیهای ما بیانگر آن بود که یک اقبال زیاد به طرف شبکههای تخصصی و اختصاصی وجود دارد.
بنابراین توسعه شبکههای اختصاصی و تخصصی را در دستور کار خود قرار دادیم. تا آخر سال 90 شبکههای اختصاصی و تخصصی افزایش پیدا خواهند کرد. امیدواریم از این طریق بتوانیم نقش جدیتری را در اطلاعرسانی، آگاهیبخشی و تنویر افکار عمومی داشته باشیم.
خیلی از شبکهها را میتوان در هم ادغام کرد. مثلا شبکههای فرهنگ و گفتوگو میتوانند در یک شبکه جمع بشوند. فکر نمیکنید این کثرت شبکهها باعث ریزش مخاطب شود؟
الان خوشبختانه وقتی مخاطبان شبکههای مختلف را جمع میکنیم، میبینیم که رقم خیلی قابل توجهی است.
اگر ما میخواهیم درباره مخاطب رادیو اظهارنظر کنیم باید کلان رادیو را در نظر بگیریم. رادیو به عنوان یک رسانه پویا و مورد اعتماد در ذهن آحاد جامعه مطرح است. از سویی دیگر ما با تکثر رسانهای قدرت انتخاب بیشتری را به مخاطب میدهیم. مثلا شنوندهای علاقهمند است در طول روز فقط برنامههای قرآنی بشنود، بنابراین میتواند به رادیو قرآن گوش کند. یا مخاطبی علاقهمند است فقط برنامههای چالشی و مناظرهای و گفتوگومحور بشنود.
مخاطبی دوست دارد انواع این برنامهها را بشنود. او به سراغ رادیو ایران و تهران میرود. بنابراین تکثر رسانهای هم باعث افزایش مخاطب میشود و هم باعث میشود برنامهساز متناسب با جامعه مخاطبش برنامه بسازد.
بنابراین راهاندازی شبکههای متنوع به شنونده کمک میکند که سریعتر برنامههای مورد دلخواه خود را پیدا کند.
اما برخی از این شبکهها مخاطب زیادی ندارند. مثل شبکه اینترنتی ایرانصدا که میبینیم برنامههایش هم بازخورد زیادی ندارد.
اینطور نیست. هر کدام از رادیوها یک جامعه مخاطب خاص خودشان را دارند. مخاطب حرفهای رادیو که در منزل و محل کارش مشغول فعالیت است، نمیتواند به سراغ رادیو اینترنتی برود. یک گروه دیگر از شنوندگان مخاطب رادیو اینترنتی هستند.
ضمن این که رادیو اینترنتی کارکرد خاصی دارد. این رادیو روزانه 10 ساعت برنامه تولید و پخش میکند. همچنین 300 ساعت از برنامههای خوب شبکههای دیگر هم در اختیار این شبکه است و امکان دسترسی به آن وجود دارد. حداقل 6 ماه این برنامهها در آرشیو رادیو اینترنتی میمانند. اگر به سایت ایرانصدا مراجعه کنید، حداقل بخشی از برنامههای امروز تا 6 ماه گذشته شبکهها در آن قابل دسترسی است.
چندی پیش خبر دادید که شبکهای جدید به نام «رادیو مهارت» بزودی در کرج افتتاح میشود. درباره رویکردهای شبکه توضیح دهید و این که چرا استان البرز را برای این امر در نظر گرفتهاید؟
ا تفاقات اقتصادی زیادی در سالهای اخیر به وقوع پیوسته که نقطه عطفش نامگذاری سالجاری به نام سال جهاد اقتصادی است. باید در رادیو اقداماتی انجام بدهیم که برای سیاستهای اقتصادی دولت مفید باشد. یکی از آنها بحث اشتغالزایی جوانان است. باید مشاغل متنوع را معرفی کنیم.
برای معرفی بیشتر صنایعدستی، مشاغل خانگی، ایجاد خودکفایی در خانوادهها و توسعه مشاغل کوچک اقدام به راهاندازی شبکهای به نام شبکه مهارت کردیم. علت انتخاب استان البرز این است که از دیرباز استان کرج به عنوان محور فعالیتهای فنی و حرفهای کشور مطرح بوده است. اگر به تاریخچه سازمان فنی و حرفهای کشور مراجعه کنید، میبینید اولین مرکز فنی و حرفهای کشور در کرج راهاندازی شده است. بنابراین میخواهیم از طریق رادیو مهارت یکسری مشاغل را معرفی کنیم.
فکر نمیکنید آموزش مشاغل از طریق رادیو کار سختی باشد؟ مثلا گلدوزی را چطور میشود از طریق رادیو آموزش داد؟
ممکن است مقداری سخت باشد. بالاخره حتما به گونهای آموزش داده میشود که قابل استفاده باشد. ضمن این که ما مدتهاست رادیو تصویری یا رادیو تلویزیونی را هم در دستور کار خود قرار دادهایم.
در تلویزیون برنامهای به نام «رادیو هفت» اجرا شد. رادیو هفت به ساختار رادیویی نزدیک شده بود. رابطه شما با اینگونه برنامهها چطور است. آنها را رقیب خودتان میدانید؟
صوفی: هر چقدر که نویسنده در حوزه طنز داشته باشیم باز هم کم است. با توجه به تنوعپسندی مخاطب ما باید مرتب نوشتههای جدید در قالب برنامه طنز به آنها ارائه کنیم
نه. آنها نه رقیب ما هستند و نه تبدیل به رادیو شدهاند. به هر حال برنامهساز همیشه به دنبال نوآوری و خلاقیت است. چون میخواهد مخاطب بیشتری را جذب کند. دوستان من در تلویزیون احساس کردند که یکی از راههای جذب مخاطب اینگونه برنامهسازی است.
عوامل رادیو هفت در گفتوگویشان با «جامجم» از شما تشکر کردند. همکاری شما با این برنامه به چه صورت است؟
برخی از گویندگان ما با هماهنگی مدیر شبکه در برنامههای آنها شرکت کردند. رادیو هفت، یک کار مشترک نبود. همکاری برنامهسازان رادیو با هر حوزه دیگری نیازمند کسب مجوز از مدیر شبکه است. آن برنامهسازانی که آمدهاند و مجوز گرفتهاند، توانستهاند در تلویزیون فعالیت کنند.
این برنامه میتواند یک تبلیغ برای رادیو باشد؟
بله، حتما. تلویزیون یکی از وسایل معرفی رادیوست. البته آن برنامه صرفا اسمش رادیویی بود. برنامه رادیویی نبود. استودیویش و نوع چیدمانش رادیویی بود.
هنرمندان بخش نمایش رادیویی همواره از کمبود درآمدها گلایه کردهاند. آیا با راهاندازی رادیو نمایش این مساله حل میشود؟
دستمزدهای رادیو به صورت کلان کم است. اما تعریفی که من از کمبودن دارم با تعریف دوستان متفاوت است. در 2 سال گذشته بنا به اعترافات و اظهارات خود برنامهسازان رادیو رشد خوبی داشتهایم. البته هنوز با وضع مطلوب فاصله داریم. سازمان صداوسیما براساس دستور مهندس ضرغامی در حد بضاعت خودش برای بهبود وضعیت درآمدی برنامهسازان رادیو اقداماتی را انجام داده است. وضعیت درآمدی سال 90 رادیو نسبت به سالهای قبل خیلی بهتر شده است.
این افزایش دستمزد شامل حال هنرمندان نمایشی هم شده است. راهاندازی رادیو نمایش چند دلیل داشت. یکی از دلایلش این بود که خود هنرمندانشان علاقهمند بودند کارشان در کنار پخش آثار نمایشی در شبکههای مختلف به صورت مجموعهای در یک شبکه دیگر پخش بشود. اگر شنونده علاقهمند است صرفا نمایش بشنود، میتواند در زمانهای خاصی با مراجعه به این شبکه شنونده این آثار باشد.
از این طریق آثار نمایشی بیشتر معرفی خواهد شد. استعدادهای بیشتری جذب خواهند شد. در کنار جذب استعدادها آموزشهای لازم هم صورت میگیرد تا نیروی مورد نیاز آثار نمایشی تامین شود.
در عین حال یک امکان رسانهای دیگر ایجاد خواهد شد. ما الان در عرصه رقابت رسانهای هستیم. یکی از راههای پیروزی در جنگ رسانهای افزایش برنامههای رادیویی و تلویزیونی است.
در برخی شبکهها مجریها برنامههای متعددی در طول روز اجرا میکنند. صداهای تکراری باعث میشود که مخاطب خسته بشود. آیا مشکل اجراهای زیاد به مساله پایینبودن دستمزد مجریها برمیگردد؟
تنها دلیل این که یک گوینده چندتا برنامه اجرا میکند بحث درآمدش نیست. بالاخره ما تعداد کمی گوینده حرفهای در سطح کشور داریم. من الان هم اعلام میکنم که ما نیاز به گوینده داریم. ما گویندهای میخواهیم که صدای خوبی داشته باشد. در عرض یک سال گذشته 700 نفر به ما مراجعه کردهاند. ما تستهای مختلفی انجام دادهایم. در مرحله آخر 14 نفر پذیرش شدهاند. تازه باید آموزش ببینند و بعد تست بدهند. ممکن است از بین اینها 4 نفر گوینده خوشصدا پیدا بشود. اینطور نیست که ما گوینده تولید کنیم. گویندگی یک استعداد ذاتی خدادادی است که به آدمهای فوقالعاده نادر داده شده است. تازه یک آدم خوشصدا معلوم نیست گوینده خوبی باشد. گوینده باید سواد این کار را داشته باشد. ما در حال حاضر در رادیو همیشه به 2 تخصص نیاز داریم؛ یکی گویندگی و دیگری نویسندگی.
یکی از سوالات مردم این است که چرا مجریهای ستاره رادیو خیلی زود حذف یا کمکار میشوند. مجریهای زیادی بودهاند که کارشان در رادیو گل کرده، اما چند ماه بعدش کنار رفتهاند. رادیو تمایلی به همکاری با آنها ندارند یا خودشان؟
خیلی از مجریها اشتغالات دیگر دارند. مثلا بازیگر هستند. اگر بیایند گوینده ثابت رادیو بشوند، نمیتوانند بازیگری را ادامه بدهند. یک مجری ممکن است برود یک بار در طول سال برنامهای را اجرا کند، اما نمیتواند در تلویزیون مقطعی برنامه داشته باشد. آقای شهیدیفر گوینده ثابت رادیوست. مهران دوستی و فاطمه صداقتی گویندههای ثابت هستند.
فضای رادیو با تلویزیون فرق دارد. تلویزیون برنامهای دارد که فقط در ماه رمضان پخش میشود. برنامهسازی براساس صدا و متن است. ما دائما به متن نیاز داریم. کسی نمیتواند بگوید من صرفا برای برنامههای صبح شما مینویسم. ما حتما باید گوینده ثابت داشته باشیم. ما وقتی برنامههای صبح را برآورد میکنیم 365 قسمت را در نظر میگیریم. میگوییم از اول فروردین تا آخر اسفند باید برنامه پخش بشود. ما نمیتوانیم هر روز یک گوینده داشته باشیم. اگر یک مجری ستاره بیاید این شرط را قبول کند ما یک برنامه ثابت به او میدهیم.
به همین خاطر شما از مجریهای رادیو خواستهاید که به تلویزیون نروند؟
بله، چون هویت رادیو به گویندهاش بستگی دارد. ما نمیخواهیم این هویت دست به دست بشود. ما گفتهایم بازیگرها مانعی برای حضور در تلویزیون ندارند. اما گویندگان فقط بر اساس تصمیم مدیر شبکه میتوانند به تلویزیون بروند.
ولی برخی گویندهها میگویند اگر ما به تلویزیون برویم شیوه اجرایمان را عوض میکنیم. پس اجازه بدهید برویم.
من از شما یک سوال میپرسم. به نظر شما آقای مهران دوستی چطور میتواند شیوه اجرایش را عوض کند؟
خب مساله این است که آقای دوستی خودش نمیخواهد به تلویزیون برود.
بله، چون اهل تشخیص است. او ضمن این که گوینده است مربی و مدرس هم هست. او از منظر یک مدرس میداند که گوینده یک هویتی دارد. اگر بخواهد این هویت را حفظ کند باید در رادیو بماند.
اگر به جای دیگری رفت دیگر مجری رادیویی نیست. مجریهایی که به تلویزیون رفتند موفق نبودند. من نمیخواهم نام ببرم. البته یک عده رفتهاند و دیگر برنگشتهاند. آنهایی که به تلویزیون میروند و به رادیو برمیگردند توفیقی ندارند. بعضیهایی که به تلویزیون میروند در حرکات دستشان ضعف دارند.
ظاهرا قرار است شبکهای رادیویی برای کودکان و نوجوانان راهاندازی شود. انگیزهتان از افتتاح این شبکه چیست؟
ما در راستای تخصصیکردن رادیو بعضی از استراتژیها را برای خودمان فرض کردیم. مثل افتتاح رادیو نمایش یا کودک و نوجوان. کار برای قشر کودک و نوجوان سخت و حساس است. ما باید سیاستهای آموزشی و تربیتی مناسبی را برای این قشر در نظر بگیریم. حتما باید هماهنگیهایی را با نهاد مرتبط با کودک و نوجوان مثل آموزش و پرورش داشته باشیم. در بررسیهای رسانهای که ما داشتیم، دیدم برنامههای کودک و نوجوان فعلی مورد اقبال عمومی بویژه خانواده و خود کودکان قرار میگیرد. زمانی که ما برنامه «شب بخیر کوچولو» را تعطیل کردیم درخواستهای فراوانی برای احیای آن برنامه شد. هم خانوادهها و هم کودکان و نوجوانان به قصهخوانی و قصه شنیدن خیلی علاقهمندند. قصه یکی از مناسبترین و جذابترین ژانرها برای انتقال مفاهیم است. به همین خاطر مخاطب به فیلم و سریال علاقه دارد. ابتدا قصه او را جذب میکند و بعد جلوههای بصری و سمعی. برای ماندگارشدن تعلیم و تربیت و پیامهای ارزشی میبایست از قشر مستعدتر کار را شروع کرد. ما باید برای کودکان جذابیت ایجاد کنیم. باید کودک را با فرهنگ و هنر و تمدن و تاریخ خودش آشنا کنیم. از این طریق امیدواری را میتوان از ابتدا در کودک و نوجوان ایجاد کرد.
71 سال از عمر رادیو در ایران میگذرد. در آستانه 72 سالگی رادیو چه سیاستها و برنامههایی برای محققکردن اهداف این رسانه دارید؟
در سال 90 ما در هشتمین دهه فعالیت رادیو قرار میگیریم. البته از پیدایش رادیو در جهان، 100 سال میگذرد. رادیو همچنان با مسوولیتهای مهمی در حوزه پیامرسانی و اطلاعرسانی مواجه است. امیدواریم در این دهه نیز نقش سازندهاش را حفظ کند. ما در سال 90 به طور خاص با اقدامات رسانهای و فرهنگی و هنری متعددی روبهرو هستیم. رادیو سال 89 را خوب پشتسر گذاشت. ارتقای کیفیت و همفازکردن فرکانسهای رسانهای را در دستور کارمان قرار دادیم. راهاندازی شبکههای جدید رادیویی مثل رادیو نمایش، رادیو نیازمندیها و رادیو کودک و نوجوان از برنامههای سال 90 است که در طول سال انجام خواهد شد. افزایش زمان پخش برخی از شبکههای رادیویی در دستور کار ماست.
زمان برنامههای رادیو سلامت از 12 ساعت به 18 ساعت افزایش پیدا کرده است. رادیو ورزش الان 24 ساعته شده است. ما در پاسخ به نامگذاری رهبر معظم انقلاب، رادیو اقتصاد را افتتاح کردیم.
همچنان توسعه کیفی برنامههای رادیو را مدنظر قرار میدهیم. در نظر داریم یکسری هماندیشیها را برگزار کنیم. بنا داریم امسال بیشتر با مخاطب در تماس باشیم. مخاطب باید در برنامههای زنده و تولیدی بیشتر حضور داشته باشد. برنامهسازان ما در خارج از استودیو بیشتر برنامه تولید خواهند کرد. مخاطبان و شنوندگانی که بیشترین تماسها را با رادیو داشته باشند مورد تقدیر و تشویق قرار میگیرند و به همایشهایی دعوت میشوند. افزایش برنامههای طنز و شادیآفرین، مستند و گفتوگومحور از جمله اولویتهای ما در سال جدید است.
حضور برنامهسازان رادیو در استانها و شهرستانها و معرفی خردهفرهنگهای شهرستانها از دیگر محورهای کاری است. امیدواریم از این طریق بتوانیم رادیو را بیشتر عرضه کنیم. امیدواریم رادیو بیش از گذشته شنیده شود و در عرصههای زندگی فردی و اجتماعی مردم نقشآفرین باشد.امسال رادیو در حوزه اطلاعرسانی، آگاهیبخشی و ایجاد برنامه شادیآفرین رسانه رادیو جهش داشت. ما غیر از کارهای متعارف، یک شبکه رادیویی نوروزی تعریف کردیم. منظور من از کارهای متعارف اطلاعرسانی است. همیشه در شبکه ایران، تهران و جوان به بهانه نوروز صورت میگیرد. در این شبکهها فضاهای توریستی و تاریخی را معرفی میکنیم.
امسال شبکه پیام این ظرفیت را پیدا کرد که به عنوان شبکه رادیویی نوروزی مطرح شود. از 25 اسفند تا 15 فروردین هر آنچه که یک شهروند ثابت و گردشگر در حوزه حمل و نقل، هتلها، قیمتها، مراکز دیدنی، مراکز تاریخی و آب و هوا نیاز داشت از طریق رادیو پیام در اختیارش گذاشته شد. برای دیگر زمانها از جمله تابستان هم قرار است این اتفاق بیفتد.
ما به دنبال ایجاد رادیوهای تعاملی در مناسبتهای مختلف فصل هستیم. مثلا در نوروز 91 رادیو پیام، تبدیل به رادیو تعاملی نوروزی میشود.
مخاطب ما تماس میگیرد نیازمندیها، پیشنهادات و انتقاداتش را از رادیو میپرسد و رادیو درلحظه و آنلاین آن سوالات را بررسی میکند و با مشورت ارگانهای مربوطه پاسخ را در اختیار مخاطبانش قرار میدهد.
برای خوانندگان ما جالب است که بدانند معاون صدای رسانه ملی یک روز کاریاش را چطور میگذراند.
من چند دسته کار دارم. یک دسته جلسات ثابت من است که شامل جلسات برنامهریزی و ارزیابی میشود.
یکسری ملاقات دارم. مدیران، همکاران و برنامهسازان برای ملاقات به اینجا میآیند. بخشی از روز من با بازدید میگذرد. از شبکهها و استودیوهای مختلف بازدید میکنم. رادیوی جمهوری اسلامی یکی از واحدهایی است که نیروی انسانی زیادی دارد. سعی میکنم در ضبط برخی برنامهها حضور داشته باشم. ارزیابی برنامهها هم بخشی از کار من است؛ برنامههایی را که پخششده میآورند و من میشنوم.
در طول روز چند ساعت برنامههای رادیو را میشنوم. رادیوهای اتاق من دائما روشن است. براساس جدول پخش برنامهها را رصد میکنم.
بیشتر براساس علاقهتان برنامهها را دنبال میکنید یا کنجکاوی؟
وقتی مسوولیت داری علاقه خیلی تاثیرگذار نیست. بیشتر حس کنجکاوی است. من بر برنامههای در حال پخش نظارت میکنم.
تا حالا شده به یک برنامه زنده زنگ بزنید و پیشنهادی بدهید؟
بله. حتما بعضی وقتها در حین پخش برنامه تذکر دادهام. خیلی وقتها تشکر کردهام یا پیشنهاد دادهام. معاون صدا باید به صورت کلان در جریان همه امور شبکهها قرار بگیرد. ما 19 شبکه و کانال رادیویی داریم. روزانه بیش از 350 ساعت برنامه پخش میشود. در کنار اینها تمام شبکهها تعدادی سایت اینترنتی دارند.
کار در رادیو فوقالعاده سخت و در عین حال شیرین است. موضوعات رادیو متنوع و سطح توقعات زیاد است. بالاخره شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی کشور و منطقه را باید لحاظ کنیم.
کار از این جهت شیرین است که نیروی انسانی خوبی داریم. احساس مسوولیت بالایی دارند. ضرورتهای کشور را در نظر میگیرند. وقتی میبینیم رضایتمندی مخاطب بالاست از کار در رادیو لذت میبرم.
احسان رحیمزاده - زینت پستادست
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: