در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قصه بازیگر شدن السا فیروزآذر از کجا شروع شد؟
من از 5 سالگی و از طریق خالهام (تهمینه میلانی) وارد دنیای سینما شدم. آخرین فیلمم را هم در 10 سالگی بازی کردم که فیلم کاکادو بود. آن زمان پیشنهادات زیادی برای بازی داشتم، اما خانم میلانی موافق نبودند و میگفتند نباید از درست عقب بمانی چون اینطوری نه بازیگر خوبی هستی و نه آینده روشنی داری. بنابراین من از همان دوران دیگر بازی نکردم و وارد دانشگاه شدم. حال و هوای بازیگری هم از سرم افتاده بود. تا این که وقتی ترم اول دانشگاه بودم خانم میلانی نقش مکمل فیلم «زن زیادی» را به من پیشنهاد کردند. خب من هم با کمال میل پذیرفتم، البته در ابتدا بازی در آن نقش برایم کمی دشوار بود چون سالها از فضای سینما دور مانده بودم ولی کمکم توانستم خودم را با آن فضا هماهنگ کنم. بعد از فیلم زن زیادی هم در تقاطع بازی کردم و مسیرم را تا به امروز اینگونه طی کردهام.
برای بهتر بازی کردنت چه کردی؟
بعد از بازی در فیلم تقاطع فکر کردم که برای آموزشهای بیشتر به کلاسهای بازیگری بروم. بنابراین به دانشگاه تهران رفتم و مدرک معادل بازیگری تئاتر را گرفتم که آن آموزشها تاثیر خوبی روی بازیهای من در فیلمهای بعدیام داشت. البته این را هم بگویم که بازیگری هیچگاه دغدغه اصلی من نبود.
چرا؟
ببینید تا به امروز سینما درسهای بزرگی به من داده است. به نظرم سینما فضای ناپایداری دارد و هیچ وقت این تضمین وجود ندارد که تو در کارهای بعدی هم حضور داشته باشی و خیلی طول میکشد که هم مردم تو را بشناسند و هم بتوانی حقوق خوبی دریافت کنی. اغلب نقشهای پیشنهاد شده، نقشهای خوبی نیستند و چهبسا که خندهدار هم هستند. برای همین وقتی در فیلم سوپراستار بازی میکردم فکر کردم که باید این شرایط را برای خودم تغییر بدهم.
چطوری؟
در فیلم سوپراستار نقشی وجود داشت به نام ساقی که آن را خیلی دوست داشتم. نقش یک دختر لوس و از خودراضی بود که لیلا زارع آن را بازی میکرد. من خیلی مایل بودم آن نقش را بازی کنم، ولی خانم میلانی گفتند که این نقش به صورت تو نمیخورد و بعد گفتند برو و برای خودت یک کاراکتر خلق کن. این حرف تلنگری برای من بود. با خودم فکر کردم نمیتوانم چشمانتظار بمانم تا یک نقش ایدهآل به من پیشنهاد شود. بنابراین شروع به نوشتن کردم و در عرض 3 ماه یک فیلمنامه نوشتم، البته این را هم بگویم که من تا بهحال 2 فیلم کوتاه ساختهام که مورد استقبال هم قرار گرفته است، چون اساسا علاقه اصلی من به مقوله کارگردانی است. به هر حال شروع به نوشتن کردم و اصلا هم درست نبود که خانم میلانی هر نقشی که دارند به من بدهند.
کارگردانی کردی که به شهرت برسی؟
خیر. من کارگردانی را دوست دارم. بازیگری ثبات ندارد اما در کارگردانی حداقل میتوانی خودت خالق اثر باشی. من در دوره دبیرستان به شدت مطالعه میکردم و میدانستم که برای خوب نوشتن باید خوب میخواندم. چندین داستان کوتاه هم نوشتم که آنها را بسیار دوست دارم. به هر حال برای کارگردانی باید اطلاعات خوبی میداشتم.
الان نقشهایت را خودت انتخاب میکنی یا انتخاب میشوی؟
بهتر است بگویم الان خودم بیشتر مینویسم. چون از بازی در نقشهای دلخواهم ناامید شدهام. درست 4 سال است که دارم فیلمنامههای مختلف را مینویسم و کاراکترهای متفاوتی را خلق میکنم؛ از دختر مظلوم گرفته تا دختر سر به هوا. به هر حال به جز فیلمنامههای خانم میلانی، امیدی به قصههای دیگر ندارم.
فکر میکنم بیشتر اهل بازی در نقشهای هیجانانگیز هستی؟
بله. اصلا متفاوت بودن را دوست دارم. مثلا کاراکترم را در فیلم تسویهحساب دوست داشتم. در آن فیلم نقش یک دزد را داشتم. به هر حال به نظرم یک بازیگر باید بتواند خودش را در نقشهای مختلف محک بزند.
بازیگر محبوب شما؟
رابرت دنیرو. به نظرم یک اسطوره واقعی است.
در دوره دبیرستان بیشتر چه کتابهایی میخواندی؟
کتابهای میلان کوندرا و هرمان هسه را زیاد میخواندم و توانستم لابهلای این نثرها، نثر خودم را پیدا کنم.
رمان محبوب شما؟
شوخی، میلان کوندرا و آهستگی.
چقدر در مورد نقشهایت تحقیق میکنی؟
خیلی زیاد. البته هر چقدر که کارگردان دست بازیگرانش را باز بگذارد، بازیگر هم اشتیاق بیشتری پیدا میکند. مثلا در مورد نقشم در فیلم تسویهحساب با یکی از این دختران فراری همصحبت شدم و آیتمهای خوبی را از او گرفتم.
و اما یکی از ما دو نفر، چه شد که در این فیلم بازی کردی؟
وقتی خانم میلانی فیلمنامه را نوشتند آن را خواندم و عاشق متن شدم و هیچ وقت فکر نمیکردم که نقش اول فیلم را به من واگذار کنند. به هر حال نقش سارا نقش دوستداشتنیای بود.
پیش تولید این کار چقدر زمان برد؟
حدود 4 ماه. چون آقای بهرام رادان مشغول بازی در فیلم آقای بزرگنیا بودند و کار از این نظر عقب افتاد ولی من در طول این مدت تمام فیلمنامه را حفظ کرده بودم چون قصه آن را بسیار دوست داشتم.
از آن دسته بازیگرانی هستی که هیچگاه از تصویر خودشان راضی نیستند یا برعکس؟
برعکس. همیشه از بازیام لذت میبرم و به قول خانم میلانی یکجورهایی خودشیفته هستم.
دیالوگ محبوبات در فیلم یکی از ما دو نفر؟
در یک جایی بهرام رادان خطاب به من میگوید: تو نمیدانی که برای من با زنهای دیگر خیلی فرق داری و من در جواب میگویم، من اساسا به شما فکر نمیکنم. این دیالوگ را خیلی دوست داشتم و هر موقع که فیلم را میدیدم رادان به من میگفت: خوشحال باش، دیالوگات آمد.
آیا تو هم فمینیست هستی؟
به آن معنا خیر. اما ناراحت میشوم از این که حقوق زنها نادیده گرفته شود. من خودم را زیاد نقد میکنم و گاهی از این که بعضی خانمها بر این باورند که جنس دومهستند ناراحت میشوم. من هیچ وقت اجازه نمیدهم کسی به من زور بگوید.
بازیگر نقش مقابل چقدر برایت اهمیت دارد؟
خیلی زیاد. وقتی در فیلم یکی از ما دو نفر بازی کردم متوجه شدم که چقدر بازی بازیگر نقش روبهرو در بازی من تاثیرگذار است. بهرام رادان بسیار حرفهای و ظریف بازی میکرد و بسیار هم به من کمک کرد.
دستمزد چقدر برایت مهم است؟
خب خیلی مهم است، ولی به نظرم دستمزد معنوی مهمتر از دستمزد مالی است. وقتی در فیلمی بازی میکنی که زیاد باب میلت نیست طبیعتا باید دستمزدت بالا باشد ولی وقتی فیلمنامه و کارگردان خوب هستند حتی اگر دستمزد هم پایین باشد باز هم باید بازی کرد چون در آن فیلم حتما دیده میشوی و در آن شرایط دستمزد واقعیات را از مردم دریافت خواهی کرد.
از بازیگران همنسلت بازی چه افرادی را بیشتر قبول داری؟
بازی نگار جواهریان و ترانه علیدوستی را خیلی دوست دارم. همچنین بازی الناز شاکردوست را در فیلم در میان ابرها و باران کوثری در فیلم حیران را بسیار پسندیدم.
برنامه آیندهات؛ کارگردانی یا بازیگری؟
دوست دارم یک کارگردان موفق شوم؛ کارگردانی که صاحب سبک است. دوست دارم نوشتههایم را مردم بپسندند و تهیهکنندگان آنها را از من بخرند.
فکر میکنی این اتفاق در چند سالگیات میافتد؟
شاید در 30 سالگیام.
سراغ چه نوع فضاهایی برای نوشتن میروی؟
قصههای تخیلی را خیلی دوست دارم. البته نه تخیلی صرف. فضایی مثل فیلم دیگر چه خبر. به نظرم این جور قصهها جای کار زیادی دارد و آدم میتواند از آرزوهایش در این قصهها حرف بزند.
نقشی که به خودت خیلی نزدیک بود؟
نقش سارا در فیلم یکی از ما دو نفر. باورهای سارا را خیلی قبول داشتم.
و در نهایت وقتی دلت میگیرد چه میکنی؟
فکر میکنم ببینم چه شده که این حس به من دست داده. به هر حال غصه میخورم ولی اشکم دیر میآید.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: