در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن طور که مدیران این رویداد سینمایی همواره بر آن تاکید کرده و میکنند، قصدشان از برگزاری جشنواره آن است تا بین مسوولان اداره شهر، مردم و سینماگران پلی زده تا با عبور از آن بتوانند راهی برای بهتر شدن وضعیت زندگی در تهران بیابند.
گفتوگوی ما با ابراهیم داروغهزاده که علاوه بر مدیرعاملی موسسه تصویر شهر، دبیر چهارمین جشنواره فیلم شهر هم است، بیشتر روی این پل فرضی میگذرد تا ببینیم تا چه حد این رویداد توانسته یا اصولا میتواند بر بهبود کیفیت زندگی شهری بیفزاید.
منظور از شعار «شهری انسانی برای انسان شهری» چیست؟
اگر شهری بتواند به رشد مادی و معنوی انسان کمک کند، در خدمت رستگاری او هم خواهد بود. این شهر باید به همان اندازه که سلامت روحی شهروندش را در نظر میگیرد، سلامت جسمیاش را هم مدنظر داشته باشد. باید بتواند این انسان را به یک آرامش نسبی برساند تا زمینه رشد معنوی او فراهم گردد. اینکه در شهر چقدر خیابان و بزرگراه و پل بسازیم ممکن است خوب باشد، اما تمام این ساخت و سازها باید به نحوی باشد که در خدمت پیشرفت انسان ساکن در آن قرار گیرد. در غیر این صورت اتفاقی بیهوده خواهد بود.
یعنی شما در این مسیر امکانات نرمافزاری را بر سختافزاری مقدم میدانید؟
بله. من فکر میکنم پیش از آنکه نسبت به امکانات سختافزاری نگران باشیم، باید امکانات نرمافزاریمان را تقویت کنیم. یعنی باید مدیران شهری به این دیدگاه برسند که شهر باید در خدمت انسان باشد. آن موقع است که امکانات سختافزاری هم بر این اساس تعریف میشود. یعنی مثلا باید تحقیق کرد که برای رشد اخلاق و ایمان در جامعه، آیا باید تعداد نمازخانههایمان یا مساجدمان را زیاد کنیم یا تابلوهای تبلیغاتی با موضوع نماز نصب کنیم یا نه، باید کارهای دیگری انجام دهیم؟ شاید اصلا باید ابتدا پیش پاافتادهترین مشکلات زندگیشان را حل کنیم. یعنی باید فکر و ذهن شهروند را از سادهترین مشکلاتی که با آن روبهروست رها کنیم، تا بعد فرصت، توان و علاقه این را داشته باشد که به سلامت روح و جسمش فکر کند.
از شایدها میگویید، خودتان به چه نتیجهای رسیدهاید؟
تصور من این است آنچه تا امروز اتفاق افتاده، در بسیاری زمینهها نتوانسته موفق عمل کند. وقتی تهران امروز را با تهران 20 سال پیش مقایسه میکنیم، میبینیم که زندگی آدمهای شهری سختتر شده است. هرچند ظاهرا شهر پیشرفتهتری داریم. 20 سال پیش هیچ وقت کسی به ما نمیگفت به خاطر آلودگی هوا بشین توی خانه و بیرون نیا. اما تهرانی که همه ما دست به دست هم دادیم و ساختیم، الان چنین مشکلی دارد. ما همه دامنههای البرز را تبدیل به برجهای بلندمرتبه کردهایم، نفس شهر را بند آوردهایم. الان یک شهروند برای آنکه بخواهد ساعت 8 سرکار حاضر باشد، باید 6 از خانه بیرون بزند. شب هم باید 2 ساعت توی ترافیک بماند. در چنین شرایطی چطور میشود از او خواست کتاب بخواند، فیلم ببیند، به تئاتر برود؟ شهر ظاهرا توسعه یافته، بزرگراهها گسترش پیدا کردهاند و... اما آیا میزان فضایل اخلاق شهروندان رشد یافته است؟ احساسات و عواطف انسانی چطور؟
حالا شما میخواهید با برگزاری یک جشنواره همه این مسائل را حل کنید. یعنی قصد دارید کاری را که هیچکس نتوانسته در این سالها از پس آن برآید را یکجا مطرح کرده و برای آن راهحل ارائه دهید؟
توان نهفتهای که یک جشنواره فیلم دارد، به دلیل اهمیت و ضریب نفوذ سینماست؛ هنری فراگیر و تاثیرگذار که میتواند دامنه خیال شما را تا هر جا که بخواهید گسترش دهد. شما میتوانید از ظرفیت تبلیغاتی سینما استفاده کنید و پیامتان را به گوش دیگران برسانید.
به گوش چه کسانی؟
این پیام باید به گوش شهروندان و مدیران شهری برسد. این پیامها شاید نتواند در همین ابتدا شهر و شهرنشینی را یک گام به جلو ببرد، ولی دستکم شاید بتواند ترمزی باشد برای جلوگیری از بسیاری اتفاقات بد که آگاهانه و نا آگاهانه در شهر به وقوع میپیوندد.
اما مردمیکه دارند بر اثر آلودگی هوا نمیتوانند نفس بکشند، آیا از دانستن اینکه قرار است مبارزه با این آلودگی از طریق برگزاری جشنواره صورت بگیرد، عصبانی نمیشوند؟
داروغهزاده: توان نهفتهای که یک جشنواره فیلم دارد به دلیل اهمیت و ضریب نفوذ سینماست؛ هنری فراگیر و تاثیرگذار که میتواند دامنه خیال شما را تا هر جا که بخواهید گسترش دهد
ما چه این جشواره را برگزار کنیم و چه نکنیم، مردم همین هوا را استنشاق میکنند. مسوولان مربوطه هم کارهای مفید یا غیر مفید خودشان را انجام میدهند. در این جشنواره ما میخواهیم فرهنگسازی کنیم. نمیخواهیم معضلات شهری را همین فردای پایان جشنواره حل کنیم. این وظیفه ما نیست، وظیفه ما در واقع حساس کردن مدیران، هنرمندان و مردم است نسبت به مسائل مختلف شهری با نگاهی واقعبینانه. همین که درباره مفاهیم شهری صحبت شود، برای همه تبیین شود و مدیران شهری، بیشتر از گذشته در تصمیم گیریهایشان این مفاهیم را لحاظ کنند، برای ما اتفاق بزرگی است. اینکه سینماگران ما این مفاهیم را پس ذهنشان داشته باشند و بیشتر از گذشته در فیلمهایشان به موضوعات شهری بپردازند، ما به هدف خود رسیدهایم.
پس جشنواره از اینکه فیلمهای انتقادآمیز و صریح نسبت به عملکرد مسوولان شهری در آن به نمایش درآید مخالفتی ندارد؟
معلوم است که ندارد. اگر فیلمی معترض ساخته شود که بیاید و بگوید بنا به این دلایل، شهری که شما ساختهاید سلامت و ایمان شهروندان را به خطر انداخته و در خدمت انسان نیست، چرا به نمایش درنیاوریم. البته ما باید بپذیریم که اگر شهر ما جای ایدهآلی برای زندگی نیست، همه ما مقصر بودهایم. چه مدیران شهری، چه مردم که سینماگران هم از همین مردمند. آنها هم اگر به این موارد اشاره نکردهاند، اگر جامعه را نسبت به آن حساس نکردهاند، مقصر بودهاند. ما نیاز داریم تا سینماگرانمان با مردم حرف بزنند.
چه حرفی؟
آنها باید شهروندان را با حقوق از دسترفتهشان و امتیازاتی که در زندگی شهری دارند آشنا کنند. شاید مردم از مدیران شهری برخی حرفها را نپذیرند، اما همان حرف را از سینماگران میپذیرند. آنها میتوانند به مردم آگاهی بدهند که همه آنچه در اختیار دارند، بد نیست. وقتی فکر کنی همهچیز بد است، مرتب میخواهی حق شخصیات را میان این همه بدی بگیری. آن موقع است که توی ترافیک، ماشینت را میاندازی توی مسیر خودروهای روبهرو، بدون آنکه فکر کنی چه تبعاتی دارد. آن موقع است که شیشه ماشین را پایین میدهی و آشغالهایت را میریزی توی خیابان و... .
یعنی فیلمها باید بیشتر از مردم انتقاد کنند تا مسوولان؟
من چنین منظوری ندارم و نمیخواهم بگویم که این مشکلات صرفا از ناحیه مردم است. بسیاری از اتفاقات به دلیل مدیریتهای بد بوده، اما در جاهایی هم مشکل این است که ذهن مردم واقعبین نبوده است. آنجا که ذهن مردم را میتواند واقعبین کند حوزه فرهنگ و بویژه سینماست. یعنی این که اگر وضعیت بد است، عملکرد ما نباید آن را بدتر کند.
یعنی فیلمها به مردم بگویند اوضاع شهر آنقدر هم که فکر میکنند بد نیست و اگر مثبت فکر کنند، همه چیز بهتر میشود؟
این تعبیرهای شما از حرفهای من است. در واقع من تصور میکنم اگر صداقت در جامعه ما اصل قرار گیرد، آن وقت جامعه اخلاقی پایهگذاری میشود. اگر مدیر شهری ما بیاید و صادقانه بگوید فلان کار را میتوانم انجام بدهم، بهمان کار را نمیتوانم، مردم راحتتر از او میپذیرند و کمکش میکنند. اما وقتی اطلاعات غلط میدهیم، آرمانی و در خلأ صحبت میکنیم، طبیعی است که راه به جایی نمیبریم. اگر به هم اعتماد نکنیم، فقط تقصیر را گردن هم انداختهایم. مردم خیال میکنند تقصیر مدیران است، مدیران فکر میکنند تقصیر نخبگان است و نخبگان هم فکر میکنند تقصیر همه است. این واقعیت تلخی است که دارد رشد میکند. زمانی از هم طلبکار بودیم، اما به هم احترام میگذاشتیم. حالا نه تنها طلبکاریم که دیگر احترامی برای هم قائل نیستیم.
و آیا جشنواره فیلم شهر میتواند یک خاطره خوش برای تهرانیها باشد؟
چقدر خوب میشود اگر این اتفاق بیفتد یا بهتر است بگوییم ما امیدواریم این جشنواره بتواند چنین کاری بکند.
حورا نژادصداقت
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: