در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی رسانهها را متهم کرد اقدام به درج تحلیلهایی خلاف منافع ملی میکنند و به رشد افسارگسیخته قیمتها دامن میزنند. اگر به متن اظهارنظر آقای دبیرکل نگاهی کلی بیندازید، خواهید دید که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در رشد قیمت سکه موثر بودهاند، الا اقدامات بانک مرکزی!
انگار نه انگار که سیاستهای دستگاه مادر پولی کشور است که جریان نقدینگی را تعیین میکند و اکنون این نقدینگی آزاد شده از بانکهاست که به سوی بازار طلا هجوم آورده است. انگار نه انگار که بسته سیاستی بانک مرکزی بوده که با کاهش نرخ سود سپردهها و تنزل مطلوبیت اوراق مشارکت، مردم را به خروج سپردههایشان از بانکها یا تردید در سپردهگذاری جدید ترغیب کرده است.
انگار نه انگار که اقدامات 2 هفته اخیر بانک مرکزی در بازار سکه نتیجه عکس داده و نه تنها قیمتها را کاهش نداده بلکه باعث ایجاد صفهای طویل برای خرید سکه ارزان، جلوی شعب بانک ملی شده است. انگار نه انگار که ارائه سکه ارزان باعث تحریک هر چه بیشتر تقاضا شده و افرادی را که اصلا در فکر خرید سکه نبودند تحریک کرده تا با انگیزه برخورداری از مابهالتفاوت قیمت سکه دولتی با بازار آزاد، خانواده و فامیل و دوستان را بسیج کنند تا با نقد کردن پساندازشان جلوی شعب بانک ملی صف بکشند.
انگار نه انگار که حتی عرضه بیسابقه شمشهای 12.5 کیلویی و بستههای 100 تایی سکه توسط بانک کارگشایی هم تاکنون نتوانسته تب تقاضا را فرو بنشاند. انگار نه انگار که اکثر کارشناسان، عرضه سکه در شرایط حاضر را راه کاهش قیمتها ندانسته و به بانک مرکزی توصیه میکنند فکری برای مهار زدن به نقدینگی رها شده از بانکها بکنند و...
اما باید به ایشان این قانون را یادآوری کرد که تحولات اقتصادی و سطح عمومی قیمتها دست کم در ایران که اقتصادی دولتی دارد، ریشه در سیاستهای پولی دارد که طبیعتا از بانک مرکزی سرچشمه میگیرد نه از تحلیلهای رسانهای.
البته اگر بانک مرکزی در تولید و انتشار بموقع اطلاعات در بزنگاههای حیاتی اهتمام لازم را به خرج میداد، همین تحلیلهای رسانهای مورد نظر آقای احمدی به کمک بانک مرکزی میآمد.
توجه ایشان را به عملکرد اطلاعرسانی بانک مرکزی نیز جلب میکنم که در طول 2 هفته اخیر به زحمت 3 خبر کوتاه درباره وضعیت بازار سکه و تمهیدات بانک مرکزی دراین باره اعلام کرده است و تلاش خبرنگاران برای تماس با ایشان و سایر مقامات بانک مرکزی برای دریافت نظر و واکنش و تحلیل بینتیجه مانده است. آیا در این شرایط که منبع رسمی و مطمئن حاضر به انتشار اطلاعات نیست، رسانهها باید لب فروببندند و سراغ سایر منابع و تحلیلگران نروند یا یک سوژه خبری را دنبال نکنند؟
به نظر میرسد یا دبیرکل بانک مرکزی از حداقل قواعد اطلاعرسانی و رسانهای بیخبر است یا اگر بدبینانه نگاه کنیم، قصد فرافکنی دارد؛ فرافکنی با هدف توجیه ضعفهای بانک مرکزی در کنترل قیمت سکه و چه دستاویزی بهتر از رسانهها که در قاموس ایشان مرغ عزا و عروسیاند که در هر حال باید سر بریده شوند و همیشه متهم و مقصر باشند و بیصدا تا مبادا به جایی برنخورد و عملکرد وی نقد شود...
سید علی دوستی موسوی
گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: