در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرض مثال، در عصر اینترنت و ایمیل که نمیتوان همچنان در متون درسی از نامه نوشتن کوکب خانم به عمهاش گفت، بدون در نظر گرفتن این مطلب که در حال حاضر امکان چت کردن برای هر دو نفر فراهم است. یا مثلا مجهز شدن خانه شنگول و منگول به آیفون تصویری و در نتیجه عدم ضرورت نشان داده شدن ناخنهای دست مادر آنها از زیر در به عنوان کارت شناسایی وی که خدای نکرده گرگ (یا خفاش شب) نباشد؛ و... موارد دیگری از این دست (منظور از این قبیل است، نه دست مادر شنگول و منگول و حبه انگور!). کتابهای درسی ما بهخصوص در دوره حساس دبستان باید به گونهای باشد که بچههای ما را درست تربیت کند. خشت اولیه شخصیتی آنها در این مقطع گذاشته میشود.
سرود معروف «یار دبستانی» را هم به همین خاطر و برای نشان دادن حساسیت استراتژیک این دوران به این نام خواندهاند؛ وگرنه میگفتن: یار دبیرستانی یا یار دانشگاهی، که کلاسش هم بیشتر بود. حالا ممکن است بپرسید که چی شد پای این حرفها به میان آمد؟... عرضم به حضورتان که باعث خیرش عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس بود که چند روز پیش ضمن اظهارنظری گفته بود: زیربنای شکلگیری هر فرهنگی در جامعه، آموزش و پرورش است و بنابراین نیاز است تا این نهاد، فرهنگ «نان درآوردن» را جایگزین اندیشه «بابا نان داد» کند.
متن درسی پیشنهادی:
از آنجا که جناب «موسیالرضا ثروتی» (که اسم خوبی هم دارند و معنویت و ثروت را با هم یکجا در اسمشان گردهم آوردهاند!) با توجه به تخصص خود در کمیسیون برنامه و بودجه، حرف خوبی درخصوص آموزش و پرورش زدهاند؛ ما نیز به سهم خود حرفهای خوب دیگری در تکمیل آن میزنیم و متن درسی به روز و مناسبی را به عنوان جایگزین متن قبلی که نخنما هم شده است، پیشنهاد میدهیم. پیشنهاد را داشته باشید:دولت به بابا یارانه داد
بابا نان داد
بابا قبض آب داد
بابا قبض برق داد
بابا قبض گاز داد
بابا قبض نوسازی داد
بابا پول بنزین داد
بابا پول بیشتری به تاکسی داد
بابا... دیگر یادش نیست به کی چقدر پول داد
بابا اینجوری نان درآورد
بابای دوستم اهل عمل است
او میگوید:
هر که نان از عمل خویش خورد!
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: