در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما زمین دیگر جای امنی نیست حتی برای خود انسانها، وقتی درختان جنگلی بریده میشوند، وقتی زمینهای خالی از درخت در شیبهای تند شخم میخورند، وقتی بهرهبرداریهای نادرست از جنگلها آنها را فقیر و فقیرتر میکند، درست آنوقت که به خاطر تغییرات آب و هوایی بارشهای بیموقع و سیلآسا رخ بدهد و روی زمینهای بیدفاع جاری شود مگر بجز انسانها کس دیگری بازنده اصلی خواهد بود؟ بازنده به خاطر تخریب زمین و بازنده به خاطر بیمسوولیتی در مقابل احیای منابع از دست رفته است، اما انسانها دست بردار نیستند حتی اگر بدانند زمین دیگر گنجایش تخریب را ندارد.
این اصلیترین چالش دنیای امروز است؛ عصری که در آن آدمها میدانند برای ادامه زندگی به زمین نیاز دارند، اما در نگهداری از آن کمترین تلاش را میکنند. هر کشوری به نوبه خود، از جهان سومیها گرفته تا پیشرفتهها، هر کدام در حد توانشان از زمین بهرهبرداری میکنند و به قدر ارزشی که برای طبیعت قائلند، رد پایشان را در آن باقی میگذارند، اما این دخل و تصرف در زمین تا کی میتواند ادامه پیدا کند؟
امروز اوضاع کره زمین خوب نیست، امروز زمین گرم است بیشتر از آن حدی که باید باشد، گازهای گلخانهای هر روز بیشتر از قبل تولید میشود، سوختهای فسیلی هر روز بیشتر به کار گرفته میشوند، منابع آب شیرین محدودتر میشوند، زمینها بیابانیتر میشوند و حیوانات بیشتری در فهرست انقراض قرار میگیرند. هوا هم خیلی آلوده شده است آنقدر که بعضی وقتها اکسیژن کم میآید تا جایی که مثل تهران خودمان، کلاغها مجبور به مهاجرت میشوند.
اما انسانها کوتاه نمیآیند حتی وقتی میبینند دستکاری در طبیعت چطور آب و هوای جهان را تغییر داده و چطور ذوب شدن یخهای قطبی باعث بالا آمدن آب دریاها و اقیانوسها و زیر آب رفتن مناطق ساحلی و زمینهای مستعد کشاورزی شده است. بعضی وقتها آمارهای تکاندهندهای نیز منتشر میشود مثل آماری که به همه ساکنان زمین گوشزد کرد در 300 سال گذشته 1622 گونه گیاهی و جانوری منقرض شده و هر سال نسل تعداد زیادی از گونههای کشف نشده نیز از بین میرود.
نکته: جدال زمین با پلاستیک؛ این حتما یکی از سختترین مبارزات در طبیعت است بویژه برای زمینی که ساکنان آن در تهران فقط روزی یک کیلو و 200 گرم زباله به ازای هر نفر تولید میکنند و اگر بخواهند نیز توان پالایش این حجم از نخاله را نخواهند داشت
در ایران هم اتفاقات بدی برای طبیعت میافتد از فرسایش خاک و از بین رفتن کیفیت آن که گفته میشود چندین برابر شاخص جهانی است گرفته تا نابود شدن نزدیک به 4 میلیون هکتار جنگل فقط در طول 50 سال. امروز خزر و خلیج فارس در محاصره آلودگیها هستند. امروز فاضلابهای خانگی و صنعتی در کنار نشت نفت، حیات این دو دریا با همه جانوران ساکنش را تهدید میکند. صید بیرویه ماهیان خاویاری، حفاری و اکتشاف در عمق دریا، رها کردن مواد زائد و سموم در پهنههای آبی و آلودگیهای ناشی از رفت و آمد کشتیها مدتهاست که گریبان آبهای شمال و جنوب ایران را گرفته ولی برای مقابله با آن کاری جدی انجام نمیشود.
رودخانه نیز چنین وضعیتی دارد. هر جا رودخانهای هست یا پای لولههای فاضلاب به کنارههای آن باز یا در پایین دست آن سدی ساخته میشود، هر چند دنیای امروز دیگر سدسازی را تجویز نمیکند. در این میان داستان زبالهها نیز شنیدنی است، همانهایی که مدتهاست سطح تالاب انزلی را پوشاندهاند، به تمام رودخانهها راه یافتهاند و تمام مناطق ساحلی را زیر پا گذاشتهاند.
شیرابه زبالهها هم حکایت خودشان را دارند. وقتی زبالهها در محیطهای رو باز زیر نور آفتاب و هجوم حشرات قرار میگیرند و آب تیره ناشی از تجزیه شدنشان راهی برای خود روی زمین پیدا میکنند بدترین اتفاق نفوذ این شیرابهها به اعماق زمین است، جایی که منابع آب زیرزمینی جریان دارند و بزودی برای تامین آب آشامیدنی به چرخه مصرف میآیند.
جدال زمین با پلاستیک، این حتما یکی از سختترین مبارزات در طبیعت است بویژه برای زمینی که ساکنان آن در تهران فقط روزی یک کیلو و 200 گرم به ازای هر نفر زباله تولید میکنند و اگر بخواهد نیز توان پالایش این حجم از نخاله را نخواهد داشت. در ایران پیشروی بیابانها نیز پیامدهای زیادی دارد. شاید این مساله را مردم جنوب و غرب کشور بهتر از دیگران درک کنند. زندگی با حجم زیادی از گرد و غبار که از بیابانهای کشور خودمان و چند کشور همسایه بلند میشود و دید افقی را به کمتر از 10 متر میرساند حتما تجربه خوبی نیست، ولی این اتفاق سالهاست در ایران میافتد و عراق و عربستان و سوریه و اردن کاری برای مقابله با آن نمیکنند. مشکل غبار آلود شدن هوای استانهای غربی و جنوبی ایران، بیابانهای رها شده در خاورمیانه است؛ همانهایی که اگر در طول این سالها فکری برای تقویت پوشش گیاهیاش میشد، اینگونه این بخش از کره زمین و ساکنانش را به چالش نمیکشید.
اوضاع زمین اصلا خوب نیست. شاهد مثال برای این گفته خیلی زیاد است. طبیعت بشدت آسیب دیده است و انسانهایی که میدانند بلایای طبیعی زاییده دست بردن در طبیعت است، دست از تخریب برنمیدارند. شاید برای همین است که هر سال دوم اردیبهشت ماه به افتخار زمین در تمام دنیا جشن گرفته میشود تا یادمان بماند که زندگی پاک فقط در زمینی پاک میسر است.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: