در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این همه به نظر میرسد این ماجرا خیلی زود فراموش شده و اکنون دیگر کسی حوصله گوش دادن به اخبار مرتبط با آن مثل تعیین جریمه تازهای برای بریتیش پترولیوم یا توپ و تشری دیگر از محافل زیست محیطی را در این باره ندارد.
بدیهی است که تلف شدن پلیکانها خیلی کمتر از تصاویر مرگ انسانها جلب توجه کند، مضاف بر آن که هنوز به دنیا میآیند کودکان ناقصالخلقهای که دم به دم گوشزد میکنند دهشت آن انفجار چرنوبیل را اما هنوز از جوجگان نارس پلیکانها و فلامینگوها عکسی منتشر نشده، اگر هم بشود بعید است برای غالب مردم جهان قابل تفکیک باشد از عکس جوجگان سالم هر مرغ دریایی.
بعد: دریاها دوسوم سطح زمین را در برگرفتهاند. آنچه که جغرافیدانان آن را نیمکره آبی مینامند. نیمکرهای که البته سطحی وسیعتر از خشکیها دارد. اما در حالی که حداقل یکسوم خشکیها مورد مراقبت و پایش زیستمحیطی قرار دارند، در کمتر از 5 درصد سطح نیمکره آبی حفاظت محیط زیست صورت میگیرد. به عبارت دیگر بشر مساله محیط زیست در نیمه بزرگتر کره زمین را کاملا به خود واگذاشته است.
بریتیش پترولیوم تنها بزهکار دریاها نیست، نشت نفت تنها بلایی نیست که بشر بر دریاها مکرر و همه روزه روامیدارد، کاهش شمار آبزیان تنها نشانه قهقرای زیستمحیطی دریاها نیست و پلیکانها و ماهیان، تنها قربانیان آلودگی دریاها نیستند.
فعالیتهای بدون ضابطه نفتی در دریاها، فعالیتهایی که مشابه آنها قطعا در خشکیها ممنوع است روزانه دهها لکه نفتی را در سراسر آبهای جهان، از سواحل نروژ تا خلیج فارس و از کارائیب تا دریای سرخ و از خزر تا اطلس روانه میکند. اگر مجموع پیامدهای این لکهها با هم محاسبه شود در بسیاری از روزها شاید کمتر از حادثه خلیج فلوریدا نباشد، اما چون در جای دورتری رخ میدهد و چون ذرهذره رخ میدهد و چون دور از چشم رسانههای نیرومندی که باجهای بریتیش پترولیوم نتوانست مچشان را بخواباند رخ میدهند، کسی چندان نگران آنها نمیشود.
پارسال خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران گزارشی منتشر کرد درباره میزان انتشار آلودگی در منطقه عسلویه ایران. گزارش آنچنان تکاندهنده بود که باعث شد شماری از کارشناسان محیطزیست از عسلویه به عنوان چرنوبیل ایران نام ببرند. شگفت این بود با این وجود که به صورت مستند ادعا شده بود انتشار آلودگی در محدوده عسلویه جان صدها هزار نفر از هممیهنان ما را تهدید میکند سازمان حفاظت محیط زیست حاضر به هیچ واکنشی در این باره، حتی در حد صدور یک اطلاعیه نشد.
البته ماهها بعد معاون معزول محیط طبیعی این سازمان در گفتوگو با همان شبکه خبری اذعان کرده بود که واقعیت این است که کارشناسان محیط زیست در محدوده عملیات نفتی امکان نظارت و پایش که هیچ، حتی امکان سرکشی به محدوده را هم ندارند. یعنی بفهمند از محیط زیست آمدهایم اصلا ما را به داخل راه نمیدهند! همزمان با این اعتراف مقام مذکور در یک باغ دستکاشت در یکی از ادارات دولتی نوشهر چند درخت را قطع کرده بودند، طرفداران محیط زیست چنان واویلایی برآوردند که اشک از چشم فرشتگان آسمان هم جاری شد!
کلا بشر یک موجود خشکیزی است و عجیب نیست که مسائل دریاها چندان توجهش را برنینگیزد. این که به واسطه مصرف ماهیان آلوده از محیط سمی ساحل بسیاری از کودکان در ماهشهر ناقصالخلقه به دنیا میآیند موضوعی است از همان دست و البته قدری شبیه «یتی» غول هیمالیا که همه از آن حرف میزنند، اما کسی حاضر به اثبات صحت و سقم آن نیست.
سرانجام: مانیفست آنتیمالتوسیستها کتابی است با نام کوچک احمقانه. در جایی از این کتاب آمده است که نگرانی مالتوس برای افزایش جمعیت زمین بیخود است زیرا فقط منابع دریایی میتوانند روزانه هزار میلیارد انسان را تغذیه کنند.
40 سالی بعد از انتشار این کتاب اکنون همه دریافتهاند تصور فوقالذکر چقدر خوشبینانه و غلط بوده است. بشر هماکنون در بزرگترین قحطی تاریخ به سر میبرد (یک میلیارد انسان در معرض مرگ به خاطر گرسنگی قرار دارند) و دریاها هرگز نتوانستهاند آن منبع لایزال غذا باشند که تصور میشد.
واقعه خلیج فلوریدا نکته دیگری را نیز در این باره باز مینماید: دریاها هماکنون بیشتر از این که رویای میز غذایی با هزار میلیارد صندلی را برتابند، عرصههای رنجوری هستند؛ خود نیازمند یاری انسان. باور کردنی نیست، اما حقیقت دارد که هیچگاه شمار ماهیان دریاهای جهان کمتر از حالا نبوده است.
وبلاگ ناصر کرمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: