پهلوانی با طعم سیاست

انیمیشن ایرانی «پهلوانان» به نویسندگی و کارگردانی سیاوش زرین‌آبادی، محصولی دیگر از شرکت صباست که شاهد پخش آن از شبکه دو سیما هستیم. پهلوانان به شیوه‌ دو بعدی ساخته شده و شخصیت محوری آن پوریای ولی است. داستان‌های مجموعه، حول محور این شخصیت شکل گرفته است که نامش زیاد شنیده شده اما مخاطب اغلب جز همان داستان مشهور مربوط به شکست عامدانه در مسابقه کشتی، چیز بیشتری از او نمی‌داند.
کد خبر: ۳۹۶۵۷۴

مجموعه انیمیشن پهلوانان بنا دارد حکایتگر پهلوانی‌های این بزرگمرد نام‌آشنا و مریدان او باشد، آن هم در یک بستر روایی ویژه که در آن علاوه بر قهرمان، ضدقهرمان هم هست و شخصیت‌های مکمل دیگری هم وجود دارند. موقعیت جغرافیایی خاصی که داستان در آن روایت می‌شود خوارزم است و ضدقهرمان ماجرا، اسکندر. تقابل این دو شخصیت، رنگ دیگری به پهلوانی پوریای ولی داده و به علاوه، وجه نمادین و استعاری زیبایی نیز به مجموعه‌ پهلوانان بخشیده است؛ به طوری که حکایت بزرگمردی این پهلوان نامدار عرصه ورزش و اخلاق به حکایت ظلم‌ستیزی و عدالتخواهی یک رهبر انقلابی در عرصه زندگی اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. اتفاق نادر و صدالبته خوشایندی است که نظیر آن را در برنامه‌های کودک داخلی کمتر دیده‌ایم.

مجموعه انیمیشن پهلوانان به معنای واقعی کلمه داستان‌گو است. پیداست نویسنده‌ مجموعه بیش از آن‌که به دنبال پیام‌دهی اخلاقی و آموزش و پرورش مخاطب کودک باشد، قصد روایتگری داشته و پیش از هر چیز به داستان‌هایی که قصد روایت آنها را داشته عشق می‌ورزیده است. جزئیات ساختاری مربوط به فیلمنامه و کارگردانی مجموعه و توجهی که به عناصر داستانی و بصری آن شده گواه این مدعاست. با بررسی یکی از قسمت‌های این مجموعه با عنوان «جبار» بحث را با ذکر مثال و نمونه دنبال می‌کنیم.

داستان از آنجا شروع می‌شود که یک مرتاض هندی به دربار اسکندر آمده و قصد فروش یک مار استثنایی به او را دارد. مار عجیبی که وقتی کسی را نیش می‌زند حافظه‌ شخص قربانی پاک شده و او تحت اختیار و تسلط دیگران قرار می‌گیرد. با همین شروع کوبنده، نویسنده تماشاگر را تا پایان داستان با خود همراه می‌کند. ایده‌ای جذاب و گیرا و در عین حال، پرمعنا و عمیق که در دل خود اشارات ظریفی درباره‌ استحاله‌ شخصیتی، بحران هویت، شستشوی مغزی و فریب‌خوردگی سیاسی دارد. در این بستر داستانی، اسکندر نقش اغفالگر مستبد را بازی می‌کند و پوریا نقش آزادیخواه را. طبق معمول، پیروزی نخستین با ضدقهرمان است و پیروزی نهایی با قهرمان؛ اما نوع پرداخت این کلیشه‌ پرکاربرد و کلاسیک در انیمیشن پهلوانان تا حد زیادی فقدان بداعت در کلیت ساختاری آن را جبران نموده و برنامه را شایسته‌ توجه و اعتنا کرده است.

ماجرا از این قرار است که اسکندر با خریداری مار مرتاض هندی و سوءاستفاده از آن برای اخذ مالیات بیشتر از اهالی تصمیم می‌گیرد قوی‌ترین مرد شهر(صفی) را به خدمت خود درآورد و از این طریق قدرتش را افزایش دهد. او می‌داند پهلوانان شهر تابع نظر پوریای ولی بوده و حاضر نیستند عمله‌ ظلم شوند. پس به حربه‌ شستشوی مغزی متوسل شده و موفق هم می‌شود. اما این پوریای ولی است که نخست مریدانش را به بیداری صفی فریب‌خورده ترغیب می‌کند و وقتی آنها را از موفقیت ناامید می‌بیند خود شخصاً دست به کار می‌شود و در نهایت هم تأثیر خودش را در احیای شخصیت صفی می‌گذارد. چیزی که مهم است این که تحول شخصیتی برخلاف انتظار، سطحی و ناپخته کار نشده و بتدریج انجام می‌گیرد. برای آن برنامه‌ریزی دراماتیک شده و کاشت داستانی پیش‌بینی شده است. آن هم با استفاده از یک المان ساده‌ بصری: یک شمع.

از همان ابتدا وقتی صفی دارد با تیمور مچ می‌اندازد این عنصر بصری معرفی می‌شود و قانون بازی بدون هیچ دیالوگ اضافی به وسیله‌ همین المان تشریح می‌گردد. دوربین با یک فوکوس‌کشی جالب، وضوح تصویر را از دو شخصیت در حال مسابقه به شمعی که در پیش‌زمینه قرار دارد منتقل می‌کند و بر آن تأکید ویژه می‌نماید. معمایی که با این تصویر به وجود آمده در ادامه با فهمیدن این‌ نکته که شمع وسیله‌ای برای اقرار به شکست شخص ضعیف‌تر است، حل می‌شود و بعدتر وقتی صفی دارد با اسکندر مچ می‌اندازد و قرار است عمداً ببازد، مورد استفاده‌ دراماتیک قرار می‌گیرد. حرارت شمع به صفی در به خاطر آوردن گذشته کمک می‌کند و بعلاوه دست اسکندر ظالم و مغرور را نیز می‌سوزاند. این فقط شکل ظاهری ماجراست. فهمیدن معنای استعاری پنهان در زیر این ظاهر اولیه کار سختی نیست؛ شمع با کمک به صفی، در مقابل جائر زمانه می‌ایستد و سهم خود را در مبارزه‌‌ عدالتخواهانه‌ پوریا و مریدانش بازی می‌کند. توجه به این ریزه‌کاری‌های روایی در یک انیمیشن ساده تلویزیونی حقیقتا شایان توجه و تحسین بسیار است. راستش ما خیلی وقت است که به این جزئیات مهم و خلاقانه بی‌توجه شده‌ایم و گمان می‌کنیم برنامه‌سازی فقط نیازمند توجه به همان لایه‌ اولیه‌ است و کار عمیق کردن مناسب نیاز مخاطب کودک و نوجوان نیست. بماند که در برنامه‌های بزرگسالان همچنین عقیده‌ای وجود دارد و تعمق، از وجه داستانی فاصله گرفته و به پیام و دیالوگ و نریشن تقلیل یافته است.

نقطه‌ قوت دیگر برنامه، ساختار منطقی آن است و پرهیز از خیالپردازی غیرواقعی و اغراق غیرقابل باور. تنها عنصر غیرطبیعی این قسمت از مجموعه انیمیشن پهلوانان، ماری است که نیش متفاوت دارد اما این عنصر با مرتاض بودن صاحب مار شکلی منطقی پیدا کرده و نمی‌توان اشکالی بر آن وارد دانست. در تأیید این مدعا می‌توان نحوه‌ اطلاع یافتن پوریا از حیله‌ اسکندر از طریق طوطی سخنگو را مثال آورد. خیلی راحت می‌شد با کمی اغراق و تصنع فانتزی، طوطی را به خبرچینی تبدیل کرد که هرچه را از داخل دربار اسکندر شنیده برای پوریا تعریف ‌کند و خیال مخاطب را از بابت روشدن دست اسکندر راحت نماید؛ اما نویسنده هوشیارتر از آن بوده که به این ترفند دم دستی قناعت کند. او واقعگرایی را فدای سهولت کار نکرده و تنها این سه جمله‌ ساده را در دهان طوطی گذاشته: «من کی‌ام؟ اینجا کجاست؟ شما کی هستین؟» باز هم برای واقعی‌تر شدن، ماجرا را طوری پیش‌برده که فقط پوریا منظور طوطی را متوجه شود و حتی صاحب طوطی هم نفهمد منظور طوطی از این جملات مختصر و مبهم چیست.

و بالاخره چنان‌که اشاره شد نوع پرداخت ماجرای تحول شخصیتی صفی یکی دیگر از خصوصیات مثبت کار سیاوش زرین‌آبادی در این مجموعه است. این‌که صفی، آرام آرام گذشته را به خاطر می‌آورد و تذکر اولیه‌ دوستانش در او اثر نمی‌کند، این‌که تدبیر پهلوانانه‌ پوریا مبنی بر شکست خوردن عامدانه از صفی بعداً رو می‌شود آن هم از زبان اسکندر، این‌که صفی گذشته‌اش را درست وقتی به یاد می‌آورد که در حال انجام مهم‌ترین کار هویتیش یعنی مسابقه‌ قهرمانی است، اینها همه و همه در باورپذیر بودن سیر تحول تدریجی صفی نقش ایفا می‌کنند و مهم هستند. اما شاید تنها نقص ساختاری مهم برنامه پرداخت ضعیف مرحله‌ اول استحاله‌ شخصیت‌ها بر اثر گزیدگی مار باشد. هم وقتی نیش مار را روی گزمه‌ بیچاره امتحان می‌کنند، هم وقتی صفی، قربانی این حیله‌ ناجوانمردانه می‌شود. به نظر می‌رسد نویسنده و کارگردان مجموعه، آن‌ اندازه که به تحول اصلی داستان توجه کرده به این یک مورد، آن‌طور که باید متوجه نبوده و از آن غفلت کرده است. موردی که البته جزئی است اما از آنجا که نقش مقدمه برای ورود به درونمایه‌ تغییر و تحول را در داستان ایفا می‌کند تعیین‌کننده و مهم است.

برخی از عوامل اجرایی مجموعه انیمیشن پهلوانان از این قرارند:

لی اوت: سیدعلیرضا گلپایگانی، طراح فضا و زمینه: حسین صافی، طراحی شخصیت: مهرداد شاهوردی و حمید برزویی، مدیر دوبلاژ: حمید رضا آشتیانی‌پور، موسیقی: سعید انصاری.

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها