نگاهی به تلاشهای انجام شده برای تحقق برنامه چهارم

برنامه ریزی شامل تلاش و چالش هدفمند برای حداکثرسازی بایدها و حداقل سازی نبایدها با تکیه بر هست ها و نیست ها به منظور تبدیل تهدیدهای اقتصادی به فرصتها و حداکثرسازی تبدیل فرصتها به واقعیت های اقتصادی است.
کد خبر: ۳۹۵۷۴

با گسترش چالش اقتصادی و انباشت تاریخی تجارت استخراج و وقوع انقلاب های اقتصادی ، کشاورزی ، صنعتی ، فراصنعتی ، رقابت برای کسب قدرت چانه زنی برتر در نظام نوین اقتصادی تشدید شد.
موفقیت در این عرصه به مطالعه رفتار دیگر رقیبان نیاز دارد تا تهدیدها به کمترین حد برسد و در عین حال سرعت تبدیل فرصتها به واقعیت ها، شتاب منطقی به خود بگیرد.
حرکت و شتاب هدفمند و رفتار هوشمند و مطمئن در این عرصه که همه رقیبان هوشیارانه رفتار می کنند، به برنامه ریزی و ایجاد نظم و انضباط در رفتار ارکان اقتصادی نیاز دارد.
به همین علت همه اقتصادهای سیاسی از روش ابزار و هنر برنامه ریزی توسعه ای (Development Planing) استفاده می کنند.


اهمیت برنامه ریزی توسعه ای ، امروزه باتوجه به گسترش جهانی سازی اقتصاد و ارتقای سطح رقابت ها از درون اقتصادهای ملی به میان اقتصادهای سیاسی و دولتها در دنیا و شکل گیری رقابت یا جنگ اقتصادی میان اقتصادهای سیاسی در فرآیند بازگشت ناپذیر فرآیند جهانی سازی اقتصادی (نه جهانی شدن) افزایش یافته است.
به طوری که می توان ادعا کرد هیچ دولتی نمی تواند بدون داشتن برنامه های توسعه به رقابت موثر و موفقیت در جنگ اقتصادی برسد؛ بنابراین تهیه برنامه های توسعه با زمانهای مختلف (از یک سال تا 50 سال و حتی یک قرن) برای همه اقتصادهای سیاسی ، هریک ضرورت و تکلیف است.
برنامه ها در حقیقت ، فرآیندها و روندهای ایجاد انجام و انضباط در رفتارهای هدفمند و هوشمند کردن سیاستگذاری اقتصادی و استخراج ارزش افزوده و ثروت و ایجاد و درآمد واقعی است و برنامه را فرآیند وسیله و هدف می گویند.
خوشبختانه اقتصاد سیاسی ایران از غنی ترین اقتصادها از نظر انباشت علمی ، تجربی ، تاریخی و اجرایی است. ایران پرسابقه ترین کشور در حال توسعه در تهیه و تدوین برنامه های توسعه است و بیش از 55 سال سابقه دارد.
برنامه چهارم توسعه که از سال 1384 تا 1388 اجرا خواهد شد، برآیند مجموعه تلاشهای برنامه ریزی گذشته و تجارب برنامه ریزی و همچنین تحولات در هوشمندی طبیعی و مصنوعی رقابت در سطوح منطقه ای و جهانی است.
اما سرنوشت برنامه های توسعه قبلی و بیش از 55 سال سابقه برنامه ریزی چه شد و چرا ایران هنوز در حوزه اقتصاد، توسعه نیافته تلقی می شود و اقتصاد سیاسی کشور همچنان وامدار مزیتهای نسبی طبیعی و انحصاری سرزمین ایران است.
نفت همچنین هزینه می شود و اهداف محقق نشده برنامه های قبلی بویژه برنامه سوم بر گرده برنامه چهارم سنگینی می کند و تحولات توسعه ساز جهانی و فرآیند تاثیرگذار و اثربخش جهانی سازی اقتصاد، تکالیف جدیدی را مطرح کرده است.
آیا این اسنادی که تهیه و اجرا شده است و در حال حاضر با عنوان برنامه چهارم تقدیم مجلس شورای اسلامی شده است ، واقعا برنامه توسعه هستند یا فقط اسم و عنوان توسعه را یدک می کشند و سیاهنوشته ای و سیاهه ای بیشتر نیستند؛
اصولا تعریف برنامه و برنامه توسعه چیست؛ و چگونه تهیه و اجرا می شود؛

برنامه و برنامه توسعه
برنامه فرآیند وسیله هدف است و برنامه توسعه شامل ایجاد نظم و انضباط هدفمند و هوشمند طبیعی برای نهادینه کردن هنر حداکثرسازی استخراج ارزش افزوده اقتصادی ، ثروت عینی و درآمد واقعی از مختصات چهارگانه عرض ، طول ، عمق و فضای سرزمین با تکیه بر بازارهای اقتصادی توسعه ساز یعنی پول ، سرمایه ، کار، کالا و رسانه است.
برنامه های توسعه شاخصهایی دارند که در صورت اسناد برنامه با آنها می توان آن را برنامه یا برنامه توسعه خواند و درباره تحقق اهداف از پیش تعیین شده اطمینان و نسبت به هدفگذاری های پیشین ، اعتماد حاصل کرد.
برنامه شامل ایجاد رابطه ای منظم میان اهداف و وسیله و هدفگذاری براساس واقعیت ها و دارایی های موجود اقتصادی و امکانات بالفعل است.
برنامه (Plan) براساس هست ها و نیست ها حرکت خود را برای ایجاد تحولات اقتصادی مثبت و در روندی تدریجی آغاز می کند. معمولا کوتاه مدت و یک یا دو ساله است.
باید گفت در تهیه برنامه های کوتاه مدت معمولا اهداف کمی مورد توجه هستند. برای توفیق در تحقیق اهداف برنامه و رهایی از شکست در هدفگذاری و سیاستگذاری ها باید اولا آمایش اقتصادی و اجتماعی در درون اقتصاد سرزمین اصلی (ملی) و سرزمین مجازی (جهانی سازی اقتصاد) به طور کامل و به صورت کمی برآورد شود و مجموعه ای از هست ها، واقعیت های عینی و دارایی های واقعی تبیین شود.
جذب سرمایه گذاری خارجی برای ایجاد تحرک اولیه و هدفمند در رشد اقتصادی به تحقق اهداف برنامه کمک می کند.
برنامه ، همچنین بیشتر اهداف کمی را در بر می گیرد و نرخ بالای رشد را هدفگذاری می کند؛ البته برنامه و بودجه برش یکساله و کوتاه مدت از برنامه های بلندمدت و موسوم به توسعه است.
بودجه سالانه را می توان در اقتصاد ایران ، تقریبا برنامه ای یکساله نامید. برای کارایی برنامه و حداکثرسازی ضریب تحقق ، اهداف کمی پیش بینی شده و بودجه سالانه باید عملیاتی تنظیم بشود.
تنظیم عملیاتی ، بدین معنی است که اولا واقعیت های اقتصادی و هست ها مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که نمی توان آرمانی و روی منابع غیرحقیقی برنامه ریزی کرد و دوم این که منابع براساس فرآیند ارزش افزوده حداکثر و قدرت خلق ارزش بیشتر تخصیص یابد.
هر نهاد، دستگاه و هر شخص حقیقی و حقوقی که بتواند از منابع و عوامل ثابت ، ارزش افزوده بیشتری استخراج کند از بودجه سالانه و اعتبارات اقتصادی ، سهم بیشتری به خود اختصاص می دهد.
متاسفانه بودجه سالانه کشور که براساس برنامه سوم قرار بود عملیاتی تنظیم شود، اما هنوز نظام تنظیم و بودجه ریزی عملیاتی تهیه نشده است و رویکرد سنتی و بخشی نگری بر ساختار بودجه سالانه حاکم است.

برنامه هدفمند و هوشمند
بودجه سالانه را نمی توانیم برنامه هدفمند و هوشمند برنامه بنامیم چون هدفمند و هوشمند تنظیم نمی شود.
در برنامه معمولا فاصله میان هدفگذاری ها و دستاوردها به صفر یا حداقل و نزدیک صفر می رسد؛ اما بودجه سالانه معمولا در تحقق اهداف خود در بازارهای پول ، سرمایه ، کار و کالا موفق نبوده است و پس از پایان برنامه های پنج ساله و 15 سال به اعتقاد و اعتراف برنامه ریزان استراتژیک توسعه صنعتی از سال آینده بازار کار با افزایش مطلق و نسبی بیکاری و نرخ دو رقمی بیکاری با بحران روبه رو می شود.
از نظر اقتصادی می توان این ادعا و فرضیه را مطرح کرد که در اقتصاد ایران برنامه هدفمند و هوشمند وجود ندارد؛ بنابراین اطلاق برنامه به برخی اسناد مکتوب یکساله یا چند ساله صحیح نیست.
این اسناد را می توان سیاهه اقتصادی نامید که اثربخشی و قدرت پاسخدهی آن ضعیف است. دستاوردهای برنامه های سالانه و چندسالانه کشورمان در مقایسه با بی نهایت فرصت اقتصادی انقلاب اسلامی شکوهمند ایران غیرقابل توجه است.
اگر برنامه را واجد ویژگی های هدفمندی و هوشمندی بدانیم باید بگوییم تاکنون دولت نتوانسته است در برخورد موثر و فعال با فرصتهای استخراج اقتصادی ، ثروت و دارایی های واقعی برنامه تهیه و اجرا کند.
بررسی وضع موجود بازارهای اقتصادی پول ، سرمایه ، کار و کالا در اقتصاد کشور نشان می دهد ظرفیت های اقتصادی اسلامی در ابعاد نظری ، علمی و کاربردی به میزان کمتری احیائ و فعال شده است.
اگر فقط در بازار پول از نظام پولی اسلامی و بانکداری بدون ربا تا درجه شایسته ای در عمل استفاده می شد بی تردید انقلاب نوین بانکی و پولی در اقتصاد ایران و اقتصاد جهانی رخ می داد.

محمداسماعیلی قویجاق
بخش نخست

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها