گفت‌وگو با سعید تشکری به بهانه انتشار مجموعه «وصل هزار مجنون»

مخاطب کتاب تئاتر نخبه‌تر است

کتاب «وصل هزار مجنون» مجموعه‌ای است از آثار سعید تشکری نمایشنامه‌نویس و کارگردان اهل خراسان که به عکس بسیاری از همنسلان خود در مشهد مانده و با وجود فعالیت‌های زیاد و حضور در بدنه تئاتر ایران هیچ‌گاه به مرکز مهاجرت نکرده است و به قول خود در زاویه نشسته است. تئاتر مفاهیم و فضا که شیوه‌ای کمتر پرداخته شده در تئاتر ایران است حوزه اصلی کار تشکری است. این عضو کانون ملی منتقدان تئاتر با بررسی دلایل ضعف تاریخ تئاتر و تداوم تجربه‌های نمایشنامه‌نویسی در گفت‌وگویی که داشتیم به علت‌های عدم رواج تئاتر فضا و مفاهیم در درام‌نویسی ایران پرداخته است.
کد خبر: ۳۹۳۴۹۴

اول می‌خواهم با این سوال شروع کنم که با وجود فعالیت مستمر تئاتری و حضور پیگیر در جشنواره فجر چرا مثل خیلی از تئاتری‌های مشهد به تهران نیامدید و ترجیح دادید در مشهد باقی بمانید؟

مفهومی در عرفان هست که می‌گوید باید انسان در جایی هوا بخورد و در جایی از زمین بنشیند و از آن هوا بنویسد. شهر مشهد برای من این خاصیت را دارد که باید در آن هوا بخورم، اما فعایت اصلیم به لحاظ عملی در تهران تعریف شده لذا من مدام بین این دو جا یعنی مشهد و تهران در حال رفت و آمد هستم. تمام کارهای من اعم از رمان و نمایشنامه در تهران منتشر شده، اما مشهد جایی است که در واقع من به زاویه نشسته‌ام.

پیش از این آثار مجموعه «وصل هزار مجنون» شما به صورت جدا جدا هم چاپ شده بود؟

بله، تقریبا دوسوم متون این مجموعه به صورت منفرد هم به بازار آمده بود. اما 10 عنوان از این نمایشنامه‌ها برای اولین بار چاپ شده است.

اما اگر نمایشنامه را یک ژانر ادبی به حساب آوریم نمی‌توان آن را به نسبت گونه‌هایی چون رمان و شعر پرخوان دانست. در این وضعیت چاپ آثار نمایشی به صورت مجموعه‌ای مفصل چه محاسن و معایبی را دارد؟

معمولا مجموعه آثار حاصل برآیند یک دوره طولانی از فعالیت یک نویسنده است و کمک می‌کند که که کارنامه و روند کاری او به طور کامل کنار هم قرار گیرد و تحلیل شود. در ضمن باید بدانیم که ما با یک نوع مخاطبی در تئاتر روبه‌روییم که نخبه‌تر است و با دقتی موضوعی‌تر به آثار نگاه می‌کند. هدف اصلی مجموعه‌هایی از این دست این مخاطب است، اما آشنایی و جلب این مخاطب به سوی این‌گونه آثار محصول تخصص فعالان رسانه و منتقدانی است که با زیر ذره‌بین قرار دادن مجموعه‌هایی از این دست اثر را در بین مخاطبان معرفی و ترویج می‌کنند.

یکی از بارزترین نکته‌هایی که در آثار شما دیده می‌شود زبان نمایشی است، زبانی که از محدوده‌های دراماتیک فراتر می‌رود و به ساحتی شاعرانه نزدیک می‌شود، این استفاده اساسا چه شکلی دارد و بر چه اساسی می‌توان از آن استفاده کرد؟

یکی از زوایایی که می‌توان به واسطه آن به این مساله نگاه کرد این است که هر نویسنده به کدام شکل و گونه از تئاتر گرایش دارد. من یک مثال برای شما می‌زنم؛ ما به تئاتر می‌پردازیم یا هنر تئاتر، تئاتر یک مفهوم عام دارد که بیشتر با تماشاگران عام و زیاد ارتباط دارد، اما هنر تئاتر فعالیتی خاص‌تر است که در واقع تئاتر را تبدیل به یک هنر خاص می‌کند. در این مورد من معتقدم که یک‌سری جریان مثل تئاتر اجتماعی ـ سیاسی، تئاتر بدنه یا مخاطب و... وجود دارد، اما گونه‌ای که من کار می‌کنم تئاتر اتمسفر یا فضاست. بخش عمده تئاتر فضا، تئاتر مفاهیم است. تئاتر فضا و اتمسفر مخاطب را از این رویکرد جدلی که مدام از نمایش بپرسد بعد چه می‌شود، فاصله می‌گیرد. در واقع آنچه در بیرون نمایشنامه کارکرد دارد همان درون شخصیت‌هاست، اما مشکلی که وجود دارد این است که ما نویسندگانی که گونه‌های مختلف را ببینند و آن را ثبت کنند نداریم و در حوزه نقد هم آنچنان فعال نیستیم لذا خیلی این شیوه دقیق مورد بررسی و نگاه و نظر قرار نگرفته است.

ما مدعی مفاهیم کلان و معناگرایی در حوزه نمایش هستیم، اما در شیوه نگاه و آموزشمان بیشتر یکدیگر را از مفهوم‌گرایی و نگرش‌های مضمونی دور می‌کنیم. فکر می‌کنید دلیل این تناقضات نگاه به تئاتر چیست؟

بزرگ‌ترین مشکل ما در دبستان‌های تئاتری‌مان است. کسی نمی‌داند تجربه و فهم تئاتری ما دقیقا از کجا شروع شده و روی این مساله کار نمی‌شود که تئاتر ما چه شکل و هویتی می‌تواند داشته باشد. از سوی دیگر بحث زبان و نگاه چندگانه به آن است، ببینید غلامحسین ساعدی نمایشنامه‌ای دارد به نام «چشم در برابر چشم»، بیضایی هم نمایشنامه‌ای با همین مضمون دارد به نام «دیوان بلخ». حالا کسی که بخواهد این دو کار را کنار هم بررسی کند اولین چیزی که متوجه می‌شود این است که متن ساعدی بارها اجرا شده، اما «دیوان بلخ» هرگز به صحنه نرفته است. دلیلش این است که نوع مواجهه ساعدی زبان سهلی دارد؛ آن‌قدر که به فکاهه نزدیک می‌شود، اما بیضایی با این ‌که متنی ایرانی‌تر نوشته زبانش پالوده است و غیر روزمره، اما پس چرا هیچ‌وقت اجرا نشده. این نشان‌دهنده اشکالی در نگاه تئاتر ماست که اساسا به یک سمت می‌رود و افراد و جریان‌های تئاتری با هم در ارتباط نیستند. این باعث می‌شود تئاتر ما صاحب یک جریان نشود و بین حوزه‌های مختلف تضاد ایجاد شود. این ایجاد تناقض می‌کند.

خب مگر تئاتر ما نیازهای خود را آشکار نمی‌کند که تئاتری‌ها به طور جمعی یک جریان را براساس نمود ضعف‌ها و نیازهای تئاتر شکل دهند؟

نکته: نمایشنامه هایی ماندگار می شوند که مفاهیم و مضامین آنها هیچ گاه کهنه نشوند. در شرایطی که همه متن های نمایشی فرصت اجرا پیدا نمی کنند، چاپ و نشر این آثار ضروری است

چرا، اما پیگیری نمی‌شود تا به جریان برسد. مثلا یادم هست که دهه پنجاه ابراهیم مکی به مشهد آمد و متوجه شد دانش‌آموزان ما نمایشنامه برای اجرا ندارند. او آمد حدود 10 نمایشنامه تک‌پرده‌ای تک‌جنسیتی با دکور واحد نوشت و منتشر کرد. ببینید این اتفاق از سوی یک نویسنده پیشنهاد شد، اما هیچ‌گاه در تاریخ تئاتر ما به آن نگاه نشد و توسط کسی مدون نگشت. یعنی حالا اگر کسی بخواهد این را ادامه دهد و ادامه منطقی یک نویسنده باشد چگونه باید مسیرش را طی کند تا هم جایگاه خود را در تاریخ تئاتر پیدا کند و هم تجربه قبلی را تکرار نکند. به دلیل وجود همین انقطاعات ما در تاریخ 100ساله درام‌نویسی خود در نقطه صفر گیر کرده‌ایم و هیچ‌گاه پیش‌تر نرفته‌ایم.

پس مشکل اصلی را در حوزه پژوهش می‌دانید؟

بله، تاریخ‌نگاری در تئاتر ما تقریبا رو به حذف کامل است. اگر پژوهش وجود داشته باشد جایگاه درام‌های مختلف روشن می‌شود، آنگاه ما متوجه می‌شویم که چه اندازه از نمایشنامه‌های ما برای اجرا نوشته می‌شود و چه اندازه فقط برای خواندن تولید شده است.

اما علاوه بر ضعف پژوهش نکته دیگری هم هست، نمایشنامه‌نویس از یک بستر اجتماعی و ناخودآگاه جمعی می‌گوید. چرا این انتقال تجربیات در این روند طبیعی و ناخودآگاه بین خود نمایشنامه‌نویسان ادامه نیافته است؟

ببینید برخی نمایشنامه‌نویسان ما محصول یک دوران تاریخی تمام شده‌اند و برخی دیگر محصول دوران تاریخی تکرار شده. نمایشنامه‌نویسانی ماندگار هستند که مفاهیم آنها ماندگار است، یعنی الان وارد مساله تکنیک و ماندگاری آن نمی‌شوم فقط درباره مفاهیم حرف می‌زنم. مفاهیم آثار نمایشنامه‌نویسان باید در حوزه نشر ماندگار و تکرار شوند که طبیعتا به دلیل اوضاع نشر نمایشنامه تنها متونی امکان انتشار پیدا می‌کنند که اجرای موفقی داشته‌اند و جوایزی را در جشنواره‌های مختلف به خود اختصاص دادند، لذا خیلی نمایشنامه نوشته می‌شوند که جای بحث دارند اما دیده نمی‌شوند. نمایشنامه‌های دیگر همه محصول تفکر اجرایی می‌شوند و نویسنده آنها طبیعتا نمی‌تواند ذاتا یک نمایشنامه‌نویس باشد، او به واسطه اجرای اثر خود مطرح شده نه به واسطه متنی که نوشته. البته استثنائاتی وجود داشته است مثل رادی که اصلا نمایشنامه‌نویسی روشنفکری ما مدیون اوست و او به عنوان نمایشنامه‌نویس پیشنهادات جدیدی به تئاتر ارائه داده، اما به شکل مرسوم همیشه پیشنهادات جدید محصول یک شرایط اجرایی بوده است. لذا ماده خامی برای نمایشنامه‌نویسی که از صفر شروع می‌کند جهت ادامه یک تجربه ایجاد نمی‌شود و او با توجه به آنچه شرایط روز تئاتر می‌طلبد دست به آزمون و خطاهایی می‌زند که قبلا هم انجام شده. این باعث می‌شود که مدام نویسندگان از نقطه صفر کار خود را آغاز می‌کنند.

«قاف» را می‌توان نمایشنامه آموزشی دانست؟

بله. «قاف» کاملا یک نمایشنامه آموزشی است که تلاش شده بود در حوزه تئاتر نوجوان پرسش از مفاهیم جاری در زندگی را در آن پررنگ کرد و نمایش داد.

چه شد که وارد این حوزه از نمایشنامه‌نویسی شدید؟

ببینید این نمایشنامه در حدود سال‌های 65 ـ 64 نوشته شد، در دوران دهه 60 خیلی مفاهیم مهمی مطرح بود در باب جامعه و زندگی اجتماعی که من سعی کردم آنها را در حوزه تئاتر آموزشی با زبانی ساده به پرسش بکشم و طرح کنم. البته این نمایشنامه و کارهایی شبیه به آن هم که انجام دادم مبتنی بر مفاهیم بود و باز هم بی‌ارتباط به بدنه اصلی نمایشنامه‌نویسی من نبود. شاید این نگاه مفهوم‌محور به نوع مطالعات من و امثال من در آن زمان هم برمی‌گشت.

در باب این تئاتر مفاهیم با وجود کمبود منابع ایرانی بیشتر به چه نمونه‌هایی رجوع می‌کردید؟

یکی ماکس فریش بود که خیلی از آثارش به این حوزه کمک می‌کرد. یا بعدتر وقتی آثار بوبن منتشر شد هم خیلی خوب بود و تاثیرات خوبی در این نگاه داشت. نکته جالب این بود که آنها بسیار مفاهیم را خوب نهادینه کرده بودند. جالب است که نگرش مفهوم‌محور با توجه به زیست آنها یک استثنا بوده است در صورتی که ما زندگی هر روزه خود و قواعد زیستی‌مان مبتنی بر مفاهیم است، اما در حوزه ادبیات و تئاتر مفاهیم کمتر متن‌های قابل توجه داریم.

علیرضا نراقی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها