سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر

این سوال 3 حرفی!

نسل ما از سیدحسن حسینی خاطره چندانی ندارد خاطره‌ای مشترک که با آن بتوان پلی زد به شخصیت و شعرهایش؛ اما بی‌تردید آثاری که از او خوانده‌ایم آنقدر اعتبار و ارزش ادبی، هنری و حتی ایدئولوژیک دارد که وقتی نام او به میان می‌آید به احترام بایستیم.
کد خبر: ۳۹۲۰۷۷

حسن حسینی در کمتر از 5 دهه زندگی‌اش 3 کتاب مستقل شعر منتشر کرد که برخلاف بسیاری از شاعران و نویسندگان جدی که گاه فاصله محتوایی و فرمی یک کتابشان از کتاب دیگر از زمین تا آسمان است در آثار حسینی به راحتی می‌توان وحدت مضمونی، فضا و زبان را ردیابی کرد. در کتاب نخست ـ هم‌صدا با حلق اسماعیل ـ گرایش شاعر بیشتر به رخدادهای انقلاب و تبیین ایدئولوژی و فرهنگی است که با پیروزی انقلاب اسلامی جوانه زده است و البته بیشتر شعرها شخصیت‌محور هستند و به شهدایی همچون رجایی، باهنر، دستغیب، اندرزگو و دیگر شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی تقدیم شده‌اند.

اما در کتاب دوم ـ گنجشک و جبرئیل ـ که باید بی‌تردید آن را مهم‌ترین اثر سیدحسن حسینی دانست. کتابی که به‌گفته خودش‌ توشه آخرتش است، حسینی از فضای کلاسیک تا حدودی فاصله می‌گیرد و ضمن پخته‌شدن زبان کتابی فاخر منتشر می‌کند که درونمایه اصلی آن مضامین مذهبی است.

حسن حسینی در گنجشک و جبرئیل از فرم آزاد بهره می‌گیرد و چیدمان شعرها از نظر محتوا به گونه‌ای است که گویی کتاب از یک ‌ مهندسی واحد بهره می‌برد و هر شعر اگرچه پیکره‌ای مستقل است، اما ‌خود جزئی از یک کل است.

کتابی که شخصیتی همچون علی موسوی‌گرمارودی درباره آن می‌گوید: «گنجشک و جبرئیل تنها حادثه‌ای جدید در شعر آیینی ما نیست که مبدا آن است.»

اما در کتاب سوم ـ نوشداروی طرح ژنریک ـ تکنیک‌های مشخصی را می‌بینیم. شعرهای این مجموعه به مانند کتاب نخست مبتنی بر شخصیت‌ها نیست ، اما حسینی دغدغه‌هایش را با متمرکزشدن روی 5 شخصیت عارف، شاعر، زاهد، تاجر و عاشق بیان می‌کند که البته سهم تاجر و شاعر بیشتر است.

شعرهای کتاب سوم حسینی به قول خودش «مولود ضرورت جامعه عصر حاضر بوده‌اند و مضامین آن دربردارنده موقعیتی تهدیدکننده است که انسان امروزی خود‌خواسته یا ناخواسته در آن قرار گرفته و راه گریزی از آن ندارد.»

پس از درگذشت حسن حسینی و به کوشش قیصر امین‌پور کتابی از شعرهای منتشر نشده او با نام «در ملکوت سکوت» منتشر شد؛ کتابی که سخن گفتن درباره آن مجالی بسیار وسیع‌تر از این یادداشت می‌طلبد و تنها به این پرسش قیصر امین‌پور اکتفا می‌کنم که در مقدمه کتاب آورده است: «راستی چرا گلی که درست در اول فروردین 1335 شکفته و در آغاز چهل و هشتمین بهار زندگی‌اش (فروردین 1383) پرپر شده است، یعنی شاعری بهاری و بهارزاد، باید بهار را هم خزان‌زده ببیند؟ و چرا باید زندگینامه خود را این چنین خلاصه کند:

مادرم/ پرسشی زایید سرگردان

که چهل پاییز بی‌پاسخ

چرخید

و پیش پای تو افتاد

این سوال 3 حرفی!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها