علی انصاریان در مورد مهمترین اتفاق زندگیاش میگوید: من در تمام دوران فوتبالم یکی از با تعصبترین بازیکنان فوتبال ایران بودم. این را من نمیگویم بلکه تمام طرفدارانی میگویند که برای تیمشان بازی کردم. من همیشه سر خود را جلوی توپ گذاشتم و تا آخر جنگیدم و هیچگاه از سر شکسته نترسیدم. مهمترین اتفاق زندگی من در مورد همین بخیههای سرم است. همیشه بعد از بازیها شب نمیتوانستم بخوابم. خانواده من هم به این موضوع عادت کرده بودند. اما یک بار سرم بد جوری به تیرک دروازه برخورد کرد و احساس کردم همه چیز دور سرم میچرخد.
آن زمان در پرسپولیس بازی میکردم و در ورزشگاه آزادی بازی داشتیم. این بازی را هیچگاه فراموش نمیکنم.
تا آخر بازی، ادامه دادم ، اما بعد از بازی به بیمارستان رفتم و یک روز نیز بستری شدم. در فوتبال این اتفاقات زیاد میافتد، اما جالب است که تمام اتفاقات فوتبال بر سر من آمده است.
به هر حال باید برای تیمی که بازی میکنی تعصب به خرج دهی و من این کار را باتمام وجود برای تیمم انجام میدادم. من سرم را در راه بازیام میدادم، دهها بخیه روی سرم گواه ادعای من است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم