در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
استعداد در تئاتر، صدا و چهره مناسب او باعث شد تا کارگردانهای سینما و تلویزیون به سراغش بیایند و از اواخر دهه 70 بازیگری مقابل دوربین را تجربه کرد و ایفای نقش «علیرضا» در مجموعه پرمخاطب «اولین شب آرامش» نقطه عطفی در کارنامه بازیگری اوست.
مهدی پاکدل درباره حادثهای میگوید که تاثیر زیادی بر زندگیاش گذاشت و به قول خودش، روش ماشین سواریاش را تا مدتها تغییر داد!
پاکدل میگوید: بهار سال 80 بود. تازه ماشینم را عوض کرده بودم و قرار بود به همین مناسبت بهعدهای از دوستانم شیرینی بدهم. هوا گرگ و میش بود که از خانه خارج شدم. در را باز کردم و نشستم. کیفم را پرت کردم صندلی عقب، آینه را تنظیم کردم و خواستم راه بیفتم که....
پاکدل در حالی که آهنگ صدایش تغییر کرده ادامه میدهد: موتورسواری جلوی ماشینم ایستاد، تا قبل از این که دستش به دستگیره ماشینم بخورد و بنشیند روی صندلی جلو توجهی به او نکردم. براحتی سوار شد، چاقوی بزرگی را از جیبش درآورد، آن را جلوی صورتم تکان داد، بدون اینکه ذرهای بترسد از صندلی عقب کیفم را برداشت و همه محتویات آن را کف ماشین خالی کرد! و من جرات اینکه حتی اعتراض کوچکی بکنم را نداشتم... از میان وسایل داخل کیف، پولها، گوشی موبایل و امپیتریمنرا را برداشت، به کیف مدارکم نگاهی کرد و گفت: «برای اینکه حالت رو بگیرم اینم میبرم تا آنقدر بدویی دنبالش تا جونات دربیاد!»
پاکدل ادامه میدهد: چند ضربه با تیزی چاقو به صورتم زد و از من خواست صدایم در نیاید تا دور شود. سوار موتورش شد، از من دور شد، سر کوچه که رسید برگشت و نگاهی به من کرد، لبخندی زد و رفت. چند نفس عمیق کشیدم، زنگ زدم پلیس، رفتم برای شکایت اما هرچه فکر کردم چهره آن مرد یادم نیامد. چند روز بعد بستهای را دم در خانه پیدا کردم که رویش نام من را نوشته بود. در بسته نوشته بود: همینقدر حالگیری بسه.... در بسته مدارکی بود که آن مرد برده بود. این حادثه باعث میشود، پاکدل دیگر سوار ماشینی که قفل مرکزی ندارد نشود و بلافاصله بعد از سوار شدن درهای ماشیناش را قفل کند. پاکدل میافزاید: جناب دزد هنوز پیدایش نشده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: