در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرم را بزن عیدیات را بگیر
آنها که کمی مواظب دخل و خرجشان هستند سعی میکنند تا قبل از هفتههای پایانی عید به اوضاع سرشان، سامانی بدهند. این است که در یک اقدام دوراندیشانه در یکی از روزهای نیمه اول اسفند روی صندلی سلمانی مینشینند و البته موها را کمی بیشتر از معمول همیشه کوتاه میکنند. به این ترتیب تا شروع سال، موها جا میافتد! و البته تا نیمه دوم فروردین و افتادن آب از آسیاب نیازی به حضور دوباره و پرداخت عیدی نیست. بعضی هم در یک اقدام دوراندیشانه دیگر به یک سالن پیرایش غریبه میروند. این آرایشگر غریبه کسی است که مجبور نیستی تمام سال را با آن چشم در چشم شوی، اما آنها که عیدی دادن را یک وظیفه میدانند در روزهای نزدیک به سال نو حتی اگر سرشان موی چندانی هم نداشته باشد برای تازه شدن و نو شدن یک سری به سلمانی میزنند. این افراد البته از محبت و الطاف بیدریغ سلمانیهای شب عید بهره بسیار میبرند و شاهد این هستند که آقای سلمانی کله مبارک را چقدر محتاط و با لطافت چپ و راست میکند و در آخر کار هم چند بار از مشتری میپرسد «خوب شد؟ امر دیگهای نیست؟» و البته بارها هم پیشاپیش سال نو را تبریک میگوید. مشتریان با دل و جرات روزهای آخر هم دست سخاوت را در جیب میکنند تا موج شادی فضای سلمانی را آکنده کند.
محل ریزش عیدی برای بچهها
سوپرمارکتها و بقالیها هم این روزها خود را آماده استقبال از سال نو کردهاند. شیوه تازه این است که یک جعبه یا صندوق را در کنار سفره هفت سین کوچکی میگذارند و روی آن بنا به سلیقه با خط خوش یا همان خط ناخوش مینویسند «عیدی فراموش نشود» یا بنابه به ذوق هنری به شیوهای غیر مستقیمتر مینویسند:«عید شما مبارک» و بعد با فلش یا نشانگر به شکاف مربوط به انداختن پول اشاره میکنند. موقع حساب کردن هم با گفتن انواع تبریکات و اشارات مستقیم و غیرمستقیم شما را متوجه صندوق یا جعبه عیدی میکنند و آخر هم اگر باز شما را بیتوجه ببینند زیر لب میگویند: «عیدی بچههارو هم فراموش نکنید.» این «بچهها» را البته شما در طول سال ندیدهاید یا دیدهاید و برای شما سوال است که اصولا عیدی بچهها را باید مشتری بدهد یا صاحب کار؟ و به این ترتیب شما بنا به شهامت و جسارتتان یکی از این دو راه را انتخاب میکنید؛ عیدی دادن به بچهها یا عیدی ندادن به بچهها.
صدای جاروها، صدای پای بهار
یکی از کلاسیکترین عیدی بگیران، رفتگران و کارگران زحمتکش شهرداری هستند. البته در این حوزه معمولا عیدی به شیوه روانتر و دلبخواهتری پرداخت میشود. صدای جاروها در روزهای پایانی سال کمی محکمتر است. در شهرهایی که جمعآوری زباله چندان مکانیزه نشده، ماموران جمع آوری زباله با زدن زنگ به شما میگویند که مثلا کیسه زباله پاره شده یا به شما میگویند زباله را بیاورید که البته معنای این جملات برای هر شهروند متمدنی چون روز، روشن است. به این ترتیب در بعضی محلهها آقای خانه با پیژامه و در مناطق بالاتر با لباسهایی که بند دارد و در فیلمها میپوشند به در خانه میآید و از زحمات یک ساله این کارگران زحمتکش به نحو کافی تشکر میکند. لذا گاه پیش آمده پاکت زباله شهروندانی که به این کلاسیک ترین رابطه توجهی نمیکنند، بهطور اتفاقی جمعآوری نمیشود یا منطقه مقابل درب خانه این شهروندان خاک و آشغال بیشتری میگیرد.
بانکداران مهربان
افراد بدبینی که معتقدند کارمندان بانک اعصاب ندارند و کمی نامهربان هستند حتما روزهای آخر سال بانک نرفتهاند. کارمندان بانک با چند قرن سابقه و بدون هیچ توقعی در طول سال به همه مشتریان و نه تنها مشتریان خاص خدمت میکنند. البته خاص بودن یک مشتری در همین روزهای پایانی سال مشخص میشود. در این روزهای پایانی سال مشخص میشود که چطور حرمت چک بعضی مشتریان تا آخرین لحظه نگه داشته میشود و چک کدام مشتری در 60 ثانیه بنا به قوانین برگشت میخورد. کارمندان بانک، اسکناسهای نو را در خدمت مشتریان قرار میدهند. بعضی مشتریان خاص هم در قالب یک سررسید یا یک پاکت نامه عیدی مختصری که البته شامل چند اسکناس کهنه است را تقدیم میکنند. آنها البته توقع ندارند و انجام وظیفه میکنند. کارمندان خود بانک آرزو دارند تا بانکداری الکترونیک و خودپردازها خللی در خدمتگذاری آنها در روزهای پایانی سال ایجاد نکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: